سقیفه صفحه 24

صفحه 24

مقداد بن عمرو

راوی می گوید: روزی گذرم به مسجد رسول خدا(ص) افتاد. دیدم مردی بر دو زانو نشسته است و چنان دردمندانه و به حسرت آه می کشد که گویی تمام دنیا مال او بوده و از دست داده است، و در آن حال می گفت: کردار قریش چه شگفت آور است که کار را از دست اهل بیت پیامبرشان دور ساختند، در حالی که اول کسی که ایمان آورد در میان ایشان است [112] .

نعمان بن عجلان

نعمان بن عجلان، در جواب ابیات عمر و بن العاص، داستان سقیفه، قصیده ای سروده که چند بیت از آن نقل می شود: [113]

وَ قُلتُم حَرامٌ نَصْبُ سَعـدٍ وَ نَصْبُکم

عَتیـقَ بنَ عُثمـانَ حَلالٌ اَبابَکــرٍ

وَ کانَ هَوانــاً فی عَلِــی وَ اِنَّهُ

لاَ هلٌ لَهایا عَمـرْو مِنْ حَیث لا تَدری

وَصِیِّ النَّبی المُصطفــی وابْن عَمّهِ

و قاتِلِ فُرْســانِ الضَّلالَه و الکفْـرِ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه