سقیفه صفحه 26

صفحه 26

زنی از بنی نجار

چون کار بیعت با ابوبکر استوار شد، وی، از محلّ بیت المال، سهمی برای زنان مهاجر و انصار فرستاد. سهم زنی از بَنی عَدیّ بن النَجّار را به زید بن ثابت سپرد که به وی برساند. زید به نزد آن زن آمد و سهم او را تقدیم کرد. زن پرسید: این چیست؟ زید گفت: از سهامی است که ابوبکر برای زنان معین کرده است. وی گفت: می خواهید دین مرا به وسیله رشوه از من بستانید؟ به خدا سوگند، از او چیزی نخواهم پذیرفت. سپس آن سهمیه را به ابوبکر باز گردانید [116] .

ابوسفیان

پیامبر(ص)، ابو سفیان را برای انجام کاری به بیرون از مدینه فرستاد بود، لذا به هنگام وفات آن حضرت در مدینه نبود. هنگامی که باز می گشت، در راه، به کسی از مدینه می آمد برخورد. پرسید: آیا محمّد مُرد؟ [117] .

آن مرد پاسخ داد: آری. پرسید: جانشین او که شد؟ گفت: ابوبکر. ابو سفیان پرسید: فَماذا فَعَلَ المسُْتضَْعفَانِ عَلیُّ وَ العبّاسٌ؟ یعنی: پس، علی و عبّاس، آن دو مستضعف، چه واکنشی از خود نشان دادند؟ آن مرد گفت: خانه نشین هستند. ابوسفیان گفت: به خدا، سوگند، اگر برای ایشان زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم لا رْفَعَنَّ مِنْ اَعْقابِهِما. و اضافه کرد: اِنّی اَری غُبْرَه لا یطْفیها اِلاّ دَمٌ. یعنی: من گرد و غباری می بینم که، جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.

پس چون وارد مدینه شد در کوچه های مدینه می گشت و این اشعار را می خواند:

بَنی هاشمٍ لا تُطمِعُوا النّاسَ فیکم

وَلا سِیماتَیم بْن مُرَّه اَوْ عَـدِی

فَمَا الاَمْرُ اِلاّ فیکمُ وَ اِلیکـمُ

وَ لَیسَ لَها اِلاّ اَبُو حَسَنٍ عَلیٍّ [118] .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه