سقیفه صفحه 38

صفحه 38

أمّا اَنّی لا آسَی عَلی شَی ءٍ مِنَ الدُّنیا اِلاعَلی ثلاثٍ فَعلتُهُنَّ وَددِت اَنّی ترکتُهُنَّ. [173] .

فأمَّا الثلاثُ اللّاتی وَدِدْتُ اَنّی تَرَکتُهُنَّ فَوَدِدْت اَنّی لَمْ اَکشِفْ بَیتَ فاطِمَهَ عَن شی ءٍ وَ اِنْ کانوُا قَدْ غَلَّقُوهُ عَلَیَّ الْحَربَ [174] .

من بر هیچ چیز دنیا متأثر و اندوهناک نیستم مگر به سه کار که کرده ام و ای کاش که آن کارها را نکرده بودم... ای کاش هرگز در خانه فاطمه را نگشوده بودم، گر چه برای جنگ و ستیز با من آن را بسته بودند.

یعقوبی سخن ابوبکر را در این باره، در تاریخ خود، چنین آورده است:

ای کاش من [درِ] خانه فاطمه، دختر پیامبر را نگشوده بودم و مردان را به خانه او نریخته بودم، گر چه درِ آن خانه به منظور جنگ با من بسته شده بود [175] .

سخن عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین علی است

در کنْزالعُمّال آمده است: ... اَنْ اَمَرْتُهُم اَنْ یحرِقُوا عَلیک البابَ.

یعنی دستورشان می دادم درِ خانه ات را آتش بزنند. این عبارت برای اثبات مدّعا کافی است.

داستان سوزاندن در خانه حضرت زهرا(س) به قدری مشهور بوده است که، پس از گذشت سال ها از این ماجرا، وقتی عبداللّه بن زبیر در مکه بر بنی هاشم سخت گرفت تا به حکومت و فرمانروایی وی گردن نهند، چون ایشان زیر بار نرفتند و با او بیعت نکردند، دستور داد تا که آنان را در درّه کوهی حبس کردند و هیزم فراوانی در برابر درّه روی هم نباشند تا همه آنان را به آتش بسوزانند. عُروه، برادر عبداللّه بن زبیر، در توجیه عمل برادرش، به کار عُمر، در آتش کشیدن خانه فاطمه(س) در داستان بیعت ابوبکر، استناد کرد و گفت: برادرم این کار را کرد فقط برای جلوگیری از اختلاف مسلمانان و نابودی وحدت کلمه آنان، و می خواست که همه، با گردن نهادن به طاعتِ وی، به کلمه ای واحده بدل شوند؛ همچنان که پیش از او نیز عمر بن الخطّاب همین کار را با بنی هاشم کرد، هنگامی که از بیعت سرباز زدند: او نیز هیزم حاضر کرد تا آنان را در خانه به آتش کشد [176] .

برخورد با علی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه