- پیشگفتار 1
- پی ریزی سقیفه در زمان حیات پیامبر اکرم 3
- شأن نزول آیات 3
- قرآن با دو گونه وحی بر پیامبر نازل می شده است 4
- اشاره 8
- چگونگی بر پایی سقیفه 8
- غسل و تجهیز رسول خدا 9
- در فجر آن روز چه گذشت؟ 9
- وصیت پیامبر به علی 10
- نامزدهای خلافت پس از وفات پیامبر در روز سقیفه 13
- شعارهای سقیفه 13
- شعارهای انصار 13
- شعارهای مهاجران (قریش) 14
- کودتای سقیفه و بیعت ابوبکر 14
- سقیفه به روایت تاریخ طبری 15
- سقیفه به روایت خلیفه دوم 15
- نقش قبیله اسلم در بیعت با ابوبکر 19
- دلیل انتخاب ابوبکر به خلافت 20
- بیعت همگانی 20
- نظر و داوری صحابه پیامبر درباره بیعت با ابوبکر 21
- عتبه بن ابی لهب 22
- سلمان 23
- ابوذر 23
- نعمان بن عجلان 24
- مقداد بن عمرو 24
- ام مسطح بن اثاثه 25
- ابوسفیان 26
- زنی از بنی نجار 26
- خالد بن سعید (از بنی امیه) 27
- عمر بن الخطاب 28
- سعد بن عباده 28
- معاویه 28
- نحوه برخورد دستگاه خلافت با مخالفان خارج از مدینه 29
- نحوه برخورد دستگاه خلافت با مخالفان داخل مدینه 30
- تطمیع عباس، عموی پیامبر 32
- برخورد با متحصنان 34
- تحصن در خانه حضرت زهرا و برخورد دستگاه خلافت با ایشان 34
- حمله به خانه فاطمه زهرا 35
- ابوبکر در بستر مرگ گفت 37
- برخورد با علی 38
- سخن عمر بن خطاب به امیرالمؤمنین علی است 38
- اشاره 39
- عکس العمل اهل بیت بعد از سقیفه 40
- روشنگری پیامبر 41
- مصادر اموال پیامبر و چگونگی تملک آنها 42
- جنگ اقتصادی با اهل بیت 42
- شأن نزول آیه (و آت ذالقربی حقه) 44
- رفتار خلفا با فدک 44
- غصب ارث پیامبر 45
- گفتگوی حضرت زهرا با حضرت علی 48
- حضرت زهرا در بستر بیماری 48
- شوق حضرت زهرا به شنیدن صدای اذانِ بلال 49
- عیادت زنان مهاجر و انصار از حضرت زهرا 49
- عیادت ابوبکر و عمر از حضرت زهرا 50
- وصیت حضرت زهرا و دفنِ شبانه آن حضرت 50
- وضع مدینه پس از شهادت حضرت زهرا و تحقق پیشگویی های آن حضرت 51
- بیعت امیرالمؤمنین پس از شهادت حضرت زهرا و دلیل آن 52
- وضع سرزمین های اسلامی و عملکرد ائمه 53
- وصیت ابوبکر و خلافت عمر 54
- وضع حکومت در زمان عمر 55
- گفتگوی ابن عباس با عمر 55
- معاویه در زمانِ عمر 56
- اعترافات عمر، شورا و بیعت عثمان 57
- نحوه انتخاب عثمان به خلافت 59
- دوران خلافت عثمان 60
- علت شرکت حضرت امیر در شورای شش نفره عمر 60
- ولید، والی عثمان در کوفه 61
- ماجرای شرابخواریِ ولید در زمانی که والی کوفه بود 62
- عزل ولید 63
- داستانِ ابن مسعود 64
- وضع کوفه در زمان عثمان 64
- شرابخواری ولید با ابوذر زبید نصرانی 67
- داستان جندب الخیر 67
- عبدالله بن سعد بن ابی سرح و داستان وی 68
- داستان حکم بن ابی العاص عموی خلیفه 68
- داستان سعید بن حکم بن ابی العاص و مالک اشتر 70
- عبدالله بن عامر والی بصره 71
- سیره معاویه در زمان عثمان 72
- رفتار عثمان با عمار 72
- عملکرد عثمان به اموال بیت المال 72
- قیام مردم بر علیه عثمان و نقش علی در اصلاح بین دو طرف 75
- کارشکنی مروان 76
- شکایت مردم به علی و کناره گیری آن حضرت 77
- گروه های که از شهرها آمده بودند 77
- خدعه خلیفه 78
- سخن جهجاه غفاری 79
- فتوای عایشه به قتل عثمان 79
- محاصره خانه عثمان 79
- کلیدهای بیت المال در دست طلحه 80
- طلحه آب را به روی عثمان می بندد و علی به او آب می رساند 81
- بیعت مردم با حضرت امیر و دفن عثمان 82
- قتل عثمان و واکنش حضرت امیر 82
- پایان سقیفه 83
- خطبه حضرت امیرالمؤمنین علی، معروف به شقشقیه 83
- وقعه حره 87
- قیام صحابه و تابعین 88
- نوامیس بنی امیه در پناه امام سجاد 89
- استمداد بنی امیه از یزید 90
- سفارشهای خلیفه به فرمانده سپاه 91
- شعر خلیفه مسلمانان 91
- سپاهیان خلافت در راه مکه و مدینه 93
- سپاهیان خلافت حرم پیغمبر را غارت می کنند 94
- بیعت بر اساس بندگی خلیفه 95
- سرهای بریده در پیشگاه خلیفه یزید 96
- پاورقی 97
به ما گفته اند که او تو را برکشیده وگرامیت داشته و به جایزه وصله سرافرازت کرده است! فرزند حنظله گفت: آری این چنین کرده و من عطایای او را از آن روی پذیرفته ام که به وسیله آنها قدرتی به دست آورده برای جنگ با او سپاه و ابزار جنگی تهیه کنیم.
پس مردم نیز یزید را از خلافت خلع کرده، بر همین اساس با عبد اللَّه بن حنظله پیمان بستند واو را بر خود امیر و فرمانروا ساختند.
أما منذر بن زبیر که در این ملاقات یکصد هزار درهم از یزید جایزه دریافت کرده بود، چون به مدینه آمد، گفت: گرچه یزید یکصد هزار درهم به من جایزه داده است، این مبلغ مانع آن نخواهد بود که من خبر او را براستی به شما نرسانم. به خدا سوگند که یزید شراب می خورد و مست می شود تا جایی که نماز رانمی خواند. او در این مورد چون دیگر یارانش، بلکه شدیدتر از آنها، از یزید به بدگوئی پرداخت [432] .
قیام صحابه و تابعین
قیام مردم مدینه و بیعتشان با عبد اللَّه بن حنظله
ذهبی در تاریخ الاسلام می نویسد: مردم مدینه پیرامون عبد اللَّه بن حنظله گرد آمدند وبا او پیمان بستند که تا پای مرگ از او اطاعت کنند. عبد اللَّه خطاب به ایشان گفت:
ای مردم! از خدا بترسید. ما علیه یزید خروج نکردیم، مگر اینکه از آن بیم داشتیم که از آسمان سنگ بر سر ما ببارد این مرد به کنیزان صاحب فرزند از پدرش تجاوز می کند وبا دختران و خواهرهای خود همبستر می شود. شراب می خورد و نماز نمی خواند [433] .
یعقوبی نیز در تاریخ خود می نویسد:
ابن مینا: مأمور خالصه جات معاویه، به نزد عثمان به محمد، که از جانب یزید فرماندار مدینه شده بود، آمد وبه او خبر داد هنگامی که می خواسته گندم و خرمایی را که همه ساله از آن خالصه جات به دست می آمده به شام بارگیری کند، مردم مدینه مانع کار او شده اند. عثمان به دنبال گروهی از ایشان فرستاد و چون حاضر شدند، با ایشان به درشتی سخن گفت! آنها نیز علیه او و هرکس از بنی امیه که در مدینه بود. شوریدند و سر انجام ایشان را از مدینه بیرون کرده، از پشت سر نیز سنگ بارانشان نمودند [434] .
در أغانی آمده است که عبد اللَّه زبیر در مقام خلع یزید برآمد و مردم بسیاری نیز به پشتیبانی او برخاستند. عبد اللَّه بن مطیع و عبد اللَّه بن حنظله و گروهی از مردم مدینه به مکه وارد شده، در مسجد الحرام به حضور فرزند زبیر رسیدند و همه جا بر فراز منبر خلع یزید را اعلان کردند.