محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 11

صفحه 11

ملل قدیم حقوق را پیرو مذهب می‌دانستند، و در ایران و هند و یونان و روم و نیز در بین یهود، همیشه قانون را از کتب دینی استنباط می‌کردند. از حدود پنج قرن پیش از میلاد روابط حقوق و قانون با مذهب سست شد. پیدایش افکار نو و نضج فلسفه، عقاید دینی قدیم را متزلزل کرد و می‌رفت که بر بنیان تزلزل عقاید مردم، حقوق و سیاست استقلال یابد.از چند قرن قبل از میلاد کوشیدند، تا حقوق مردم را تغییر دهند ولی این منظور انجام نشد، تا دین مسیح آمد و حقوق را از مذهب [ صفحه 94] مستقل شمرد، و قوانین روم نیز صریحا تغییر کرد. دین مسیح نخستین بلکه تنها مذهبی است که قانون را تابع خود نشمرده است.دین مسیح با روابط مادی کاری نداشت و در حقوق و تملک و وراثت و امور قضایی و مانند آن مداخله نمی‌کرد. [191] .انجیل از قول عیسی چنین نقل می‌کند: «کار قیصر را به قیصر واگذارید و کار خداوند را به خدا.»بدین ترتیب اصلا مسیحیت به صورت دینی اخلاقی و روحی تعلیم محبت می‌کرد، و با قوانین و مقررات مدنی و اجتماعی و حقوقی کاری نداشت. و حتی روزه یا اعیاد یا نماز و صدقه‌ی مخصوصی تعیین نکرد، بلکه شاگردان را تعلیم می‌داد که خدا را چون پدر خشنود نمایند و یکدیگر را مانند برادر محبت کنند.

برخی از تعالیم عهد جدید

مرغان هوا را نظر کنید که نه می‌کارند و نه می‌دروند و نه در انبارها ذخیره می‌کنند و پدر آسمانی، آنها را می‌پروراند. (متی، باب 26 ، 6) .با شریر مقاومت مکنید، بلکه هر که به رخساره‌ی راستت طپانچه زند طرف دیگر را نیز به سوی او بگردان. (متی، باب 29 ، 5) .هر کس به زنی نظر شهوت اندازد، هماندم در دل خود با او زنا کرده است. (متی، باب 28 ، 5) .مال قیصر را به قیصر ادا کنید و مال خدا را به خدا. (متی باب 21 ، 22) .هیچ چیز در ذات خود نجس نیست، جز برای آن کسیکه آن را [ صفحه 95] نجس پندارد برای او نجس است. (رومیان، باب 14 ، 14) .خدا محبت است، و هر که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است (اول یوحنا، باب 16 ، 4) .نزد یکدیگر بگناهان خود اعتراف کنید و برای یکدیگر دعا کنید تا شفا یابید (رساله یعقوب، باب 16 ، 5) .خدا را نظر به ظاهر نیست (اعمال رسولان، باب 34 ، 10).مزد گناه مرگ است (رومیان، باب 23) .اگر دشمن تو گرسنه باشد او را سیر کن و اگر تشنه است سیرابش نما، زیرا اگر چنین کنی اخگرهای آتش بر سرش خواهی انباشت (رومیان، باب 20 ، 12) .روباهان را سوراخها و مرغان هوا را آشیانه‌هاست، ولی «پسر انسان» را جای سر نهادن نیست (متی، باب 20 ، 8) .دشمنان خود را دوست بدارید و با کسانی که از شما نفرت کنند احسان کنید. (لوقا، باب 27 ، 6) .کسی محبت بزرگتر از این ندارد که جان خود را به جهت دوستان خود بدهد (یوحنا، باب 13 ، 15) .اینها نمونه‌هایی از تعالیم عهد جدید است که در بین مسیحیان رایج است و در روح این تعالیم، بی‌اعتنایی شدید به دنیا، عدم مقاومت، محبت حتی نسبت به دشمن، اعتراف به گناه، تفکیک حکومت از مذهب و غیره مشاهده می‌شود.

رابطه‌ی کلیسا و امپراطور

بر روی هم باید گفت، این دو قدرت بزرگ حاکم بر جان و [ صفحه 96] فکر و مذهب و سرنوشت مردم بودند و با اینکه ظاهرا مقامات کلیسایی رسما در کارهای حکومت دخالت نمی‌کردند و خود را موظف می‌دانستند که کار قیصر را به قیصر واگذارند، با وجود این بسیاری از شورشها و حبس و تبعیدها و حتی کشتارهایی را که بوقوع می‌پیوست در باطن، آنان رهبری می‌کردند. البته امپراطور در برخی از موارد عامل اجرای خواسته‌های رهبران مسیحیت بود و در موارد دیگری مقامات کلیسایی خود برگزیده‌ی حکومت بودند، و حتی گاهی برای اشغال مقام «پاپی» زد و بندهایی به وقوع می‌پیوست. در ماجرای زیر که در قرن ششم در زمان «یوستینیانوس» اتفاق افتاده است دقت کنید:ملکه‌ی روم شرقی «تئودورا» که قبلا ذکری از وی بمیان آمد، در 537 میلادی با یک شماس رومی (شماس معاون اسقف بوده است) توطئه کرد که وی امتیازاتی به یک ماهیتان (مونوفزیتها) بدهد و به مقام پاپی برسد. وی قبول کرد. در نتیجه پاپ پیشین عزل و تبعید شد و «ویگیلیوس» شماس مزبور به فرمان امپراطور پاپ شد. سپس امپراطور با فشار ملکه از پاپ خواست که سندی را امضا کند و در آن امتیازاتی به «یک ماهیتان» بدهد. پاپ چنین کرد، اما از طرف روحانیان کاتولیک افریقا تکفیر شد (550 م.) در نتیجه موافقت خود را پس گرفت، امپراطور هم پاپ را تبعید کرد؛ مجددا وی برای بازگشت به مقام خود با سند پیشین موافقت کرد و از این راه به مقام خویش بازگردانده شد، اما در بین راه از دنیا رفت. [192] .بدین ترتیب مقام پاپ دستخوش هوسرانیهای امپراطور - آن هم به تحریک ملکه تئودورا - بر سر یک مسئله‌ی الهی قرار گرفته بود. [ صفحه 97] معمولا شوراهای بزرگ مسیحی را امپراطور تشکیل می‌داد، همانطور که اولین شوراهای ابتدای قرن چهارم را قسطنطین تشکیل داد و خود ریاست و رهبری آن را داشت. در سال 553 میلادی «یوستینیانوس» شورای جهانی دیگری را از پیشوایان روحانی مسیحیت تشکیل داد، اما از اسقفان غرب عده‌ی کمی شرکت کردند و امپراطور پیشنهاداتی داد که شوری آن را پذیرفت و کلیسای غرب آن را رد کرد و شکاف کلیسای غرب و شرق برای مدت یک قرن از سر گرفته شد.

قانون‌نامه‌ی یوستینیانوس

تاریخ تمدن ویل‌دورانت، ج 10، صفحات 185 تا 192 و تاریخ آلبرماله (قرون وسطی) - ترجمه‌ی هژیر، صفحات 45 تا 50گفتیم که مسیحیت مسئولیت قانونگذاری را از خود سلب کرد. بدین ترتیب زمینه برای جعل قوانین توسط ایادی امپراطور و احیاء و تنظیم حقوق مردم فراهم شد. مهمترین اقدام یوستینیانوس قانونگذاری اوست که اهمیت آن به مراتب از فتوحاتش بیشتر است. وی دستور داد جمعی از حقوقدانان گرد هم آیند و در مجموعه‌ی آراء و فتاوی و حقوق گذشته بررسی کنند و یک مجموعه از آنها خلاصه نمایند. وی میگفت:«با این اقدام خود، تمام حقوق قدیم را - که تقریبا در»«مدت هزار و چهارصد سال به هم ریخته بود - در محوطه‌ی»«محصوری نهاده‌ام.»مندرجات مجموعه‌ی فتاوی این قانون‌نامه که در حدود صد هزار بیت بیش نیست، از میان دوهزار کتاب حقوق (تقریبا سه میلیون بیت) بیرون کشیده شده است. [ صفحه 98] قبل از این اقدام اراده‌ی امپراطوران و عمل فقهای روم بحدی قانون ساخته بود که شخص در میان آن همه قانون گم می‌شد و تکلیف خود را نمی‌دانست.اکنون باید بطور اجمال خلاصه‌ای از قانون‌نامه و نوع مطالبی که از آن استفاده می‌شود یادآوری کنیم:در واقع این قانون‌نامه وسیله‌ای بود برای شکل دادن به - مسیحیت «ارتودوکس»، و ابتدای این مجموعه با تجلیل از «ثالوث» آغاز شد. نسطوریس، ائوتوخس و آیولیناریس را لعن و تکفیر کرد. ابتدا اولویت کلیسای روم را تصدیق کرد، اما در فصول بعد تفوق امپراطور را بر کلیسا اعلاام داشت، و چنین نوشت که تمام قوانین کلیسایی همچون قوانین مدنی باید از ناحیه‌ی سلطنت صادر شود.و نیز درباره‌ی دناتیستها، مونتانیستها، یک ماهیتیان و سایر زندیقان چنین رأی داد که:«باید اموالشان مصادره شود، از خرید و فروش محروم»«باشند، حق ارث بردن و یا به میراث گذاردن اموال خود»«را ندارند، از خدمات عمومی و ملاقات با مسیحیان»«ارتودوکس و تعقیب بدهکاران خود ممنوع هستند.»و با این ترتیب سرنوشت آزادی فکر و آزادی عقیده و نقش امپراطور را در فکر و زندگی مردم به خوبی مشاهده می‌کنیم.این مجموعه، امتیازات طبقاتی پیشین را دوباره برقرار ساخت:مردم آزاد به دو طبقه تقسیم می‌شدند، شریفان و وضیعان؛ حقوق این دو دسته با یکدیگر تفاوت فاحش داشت. سلسله مراتبی که از زمان [ صفحه 99] دیوکلتیانوس در میان شریفان برقرار شده بود به موجب این مجموعه تأیید و تثبیت شد.قانون‌نامه نیز مانند کلیسا، از آزاد ساختن بردگان تشویق کرد، اما با وجود این، اجازه می‌داد طفل نوزادی را که پدر و مادرش در اثر فقر مستأصل بودند به عنوان برده بفروشند.برخی از مواد این قانون رعیتی یا عبودیت کشاورزی را رسمیت می‌داد و زمینه را برای فئودالیسم مهیا می‌کرد. مرد آزادی که به مدت سی سال قطعه زمینی را کاشته بود، موظف بود با اعقاب خود برای همیشه در آن زمین زیست کند. رعیتی که فرار می‌کرد، یا بی‌موافقت اربابش در صف کشیشان درمی‌آمد، همچون برده‌ای فراری دستگیر می‌شد.برای دستگاه قضاوت و محاکمه، مجازاتها و دادگاههای مفصلی تشکیل می‌داد. مثلا کسی که از آثار مربوط به آیین یک ماهیتی رونوشت برمی‌داشت، ممکن بود یک دست خود را از دست بدهد. اندام مرتکب جرم باید به جزای خود برسد و لذا بریدن گلو و بینی در قانون زیاد بود، و در قانون «بیزانس» کور کردن چشم هم به آن افزوده شد.ویل‌دورانت درباره‌ی این قانون‌نامه می‌نویسد:«این قانون نامه از ماسبق خود با حمایت جدی از مذهب»«ارتودوکس، با تشیید شدیدتر جهل، و با عنف انتقام»«جویانه‌ی خویش متمایز می‌شد. یک رومی تربیت شده»«زندگی را در عصر آنتونینها (138 تا 180 ق. م.) متمدن‌تر»«می‌یافت تا در دوره‌ی یوستینیانوس.» [ صفحه 100]

تمدن روم شرقی

اشاره

در این قسمت، از تاریخ تمدن ویل‌دورانت، ج 10، ترجمه‌ی ابوطالب صارمی صفحه‌ی 198 تا 229 استفاده شده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه