محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 13

صفحه 13

تعلیم و تربیت

تعلیمات ابتدایی بوسیله‌ی معلمین انجام می‌گرفت که مزد ناچیزی از اولیای محصلین می‌گرفتند.تعلیمات عالیه توسط مدرسان مستقل و استادانی که حقوق خود را از شهرداری یا دولت دریافت می‌کردند اجرا می‌شد. و به قول ویل‌دورانت در این رشته هم مانند رشته‌های دیگر، بهترین و بدترین اشخاص پول زیاد می‌گرفتند و سایرین پول خیلی کم.دانشگاههای بزرگ امپراطوری شرق در اسکندریه و آتن و قسطنطینیه و انطاکیه قرار داشتند، و با ترتیب مخصوصی طب و فلسفه و ادبیاد و علم بیان تدریس می‌کردند.

سرنوشت مدارس یونان

پس از تسلط مسیحیت در قرن چهارم بر سراسر امپراطوری روم، رفته رفته علم و فلسفه رنگ مذهبی مسیحی گرفت، و علماء و فیلسوفان مشرک و غیر مسیحی در ناراحتی و ناامنی بسر می‌بردند، در سال 529 میلادی یوستینیانوس مدرسه‌های آتن را بست، این مدارس نیروی حیات علمی و فلسفی خود را از دست داده بودند، و نظریه‌ی استادان کهن را تکرار و تفسیر می‌کردند، و تنها به تصوفی که کم و بیش از مسیحیت هم متأثر بود به عنوان فکر [ صفحه 102] نو در آتن می‌گرائیدند. با بسته شدن مدارس، فلسفه‌ی یونان پس از یازده قرن سابقه، افول کرد.

فرانسه در قرن ششم

در این قسمت از تاریخ قرون وسطی، تألیف آلبرماله، ترجمه‌ی هژیر، صفحه‌ی 70 ، 65 و تاریخ تمدن ویل‌دورانت، ج 10، (اوج اعتلای بیزانس) بخش اول، ترجمه‌ی فارسی، صفحه‌ی 155 به بعد استفاده شده است.حکومت - سلسله‌ی «مرو ونژین» در خلال 511 تا 614 میلادی در سرزمین گل حکومت داشتند. در این دوره پس از مرگ هر پادشاه پسرانش به اقتضای عادت دیرینه‌ی خود خزانه و مملکت را مثل دارایی شخصی بین خود قسمت می‌کردند.اشراف عملا در تیول خود حاکم مطلق بودند و در اراضی بزرگ وضع ملوک‌الطوایفی ایجاد شد. نظام ارباب رعیتی نضج گرفت و بردگی بر اثر جنگهای جدید احیا شد. صنعت از شهر به املاک اربابی منتقل شد. شهرها کوچک شدند و زیر سلطه‌ی مالکان فئودال قرار گرفتند. تجارت هنوز فعال بود. اما بر اثر تزلزل پول و راهزنی و باجهائی که از طرف فئودالها گرفته می‌شد، گرفتار مشکلات بود. شاهان به قتل نفس، پدرکشی، برادرکشی، شکنجه دادن و مثله کردن، خیانت، زنا و مقاربت با محارم دلخوش بودند. موارد بسیاری از خونریزی فرانکها را در خاک گل می‌بینیم که مثلا نزدیکان و برادرزادگان و فرزندان خود را می‌کشتند، تا مبادا روزی در امر حکومت با آنان درافتند.قوانین و مجازات - قانون فرانکها در قرن ششم قانون واحدی نبود، قانون برای افراد بود، نه مملکت. گلهای رومی و فرانکها مردم بورگندی و قوم آلامان و ویزیگتها هر یک بر طبق قانون خود [ صفحه 103] عمل می‌کردند. غالب قوانین جزائی مجموعه‌ای از دیات بود که با خصوصیات مجنی علیه و اوضاع و احوال تغییر می‌یافت.طریقه‌ی ثبات جرم - اگر مدارک برای ثبوت اتهام کافی نبود، متهم بایستی دست خود را در آب جوش فرو کند و یا آهنی تفتیده را چند قدم ببرد. اگر پس از سه روز بر دست متهم اثری از سوختگی نبود یا اینکه سوختگی به شکل خاصی نمایان می‌شد او را بیگناه می‌دانستند.قتال قضایی - طریقه‌ی دیگر قضاوت این بود که متهم و مدعی و یا نمایندگانشان بایستی با هم بجنگند و حق با کسی بود که غالب می‌شد. چون می‌گفتند خدا سزاوار نمی‌داند که بی‌گناهی معدوم شود.تعلیم و تربیت - در این وضع مشوش تعلیم و تربیت تقریبا رخت بربسته بود. تا سال 600 میلادی معلومات چنان رو به زوال رفته بود که خواندن و نوشتن فقط بمنزله‌ی امری تجملی مخصوص روحانیون شده و علم تقریبا منقرض شده بود؛ فقط آثاری از طب بجای مانده بود، زیرا درباریان به پزشک احتیاج داشتند، اما در میان مردم سحر و دعا بر دارو برتری داشت. کشیشان مردم را بر این مطلب تشویق می‌کردند. گرگوری اسقف تور (594-538) استفاده از علم طب را بجای اوراد دینی در معالجه‌ی امراض همچون گناهی تقبیح می‌کرد. وی در بیماری خویش پزشکی را خواست، اما به این عنوان که معالجات وی مؤثر نیست، او را بازگرداند، و سپس مقداری از خاک گور «مارتین قدیس» را با آب مخلوط کرد و شفای خود را از آن خاک دانست.روحانیت فرانکها - از آنچه گفتیم تا حدی وضع روحانیت کلیسایی فرانکها هم در قرن ششم روشن شد. فقط آنان کمی خواندن [ صفحه 104] و نوشتن می‌دانستند. مورخ بزرگ فرانسوی این قرن «گرگور آر» اسقف گل بود اما اینان در گمراه کردن و نادان نگهداشتن مردم سعی بلیغ می‌کردند و تأثیر اقوام وحشی در انحطاط روحانیت فراوان بود؛ انتخاب اساقفه ظاهرا بایستی با اهل علم و مؤمنین باشد، اما پادشاهان، اسقف مورد نظر خود را انتخاب می‌کردند و یا به هر کس که پول بیشتر می‌داد، منصب اسقفی را می‌فروختند. به گفته‌ی گرگوار اساقفه‌ی نالایق، سرمشق ظلم و فساد اخلاق بودند و کشیش نادان و تحصیل نکرده فراوان بود.

ایتالیا در قرن ششم

رم پایتخت ایتالیا چند قرق پایتخت امپراطوری عظیم روم بود. امپراطوری روم وارث علوم و تمدن یونان و چندی جولانگاه علم و فلسفه و حقوق و قانون بود. امپراطوران مقتدر از این نقطه بر سراسر اروپا حکومت می‌کردند و دامنه‌ی فتوحات آنان به قسمتهایی از شرق و مناطق تحت نفوذ امپراطوری ایران هم رسید.از نیمه‌ی اول قرن چهارم میلادی که مرکز این امپراطوری به سرزمین بیزانس منتقل شد و قسطنطینیه پایتخت گردید، در حقیقت این امپراطوری یک حکومت شرقی شد، چه بیشتر مناطق تحت نفوذ آن، آسیای صغیر و یونان و مصر و شام و فلسطین و... بود. کشورهای اروپای غربی هم کم کم در معرض هجوم اقوام مختلف قرار گرفت و گاهی از تحت نفوذ امپراطوری بیزانس خارج می‌شد.

بریتانیا در قرن ششم

در ابتدای قرن پنجم طوایفی از اقوام ژرمن که انگلوساکسن [ صفحه 105] نام داشتند به جزیره‌ی بریتانی حمله کردند. کار این طوایف دزدی و غارتگری در دریا بود و به دزدان دریایی معروف بودند و از مدتها قبل سواحل دریای شمال را غارت می‌کردند. در مقابل حمله‌ی این اقوام، ساکنین بریتانیا به سختی مقاومت می‌کردند، ولی پس از زد و خوردهای خونین بالاخره قسمت هموار جزیره را متصرف شدند، و از آن پس این جزیره به نام انگل (انگلستان) نامیده شد. در قرن ششم در آن سرزمین هفت مملکت کوچک در جنوب و شمال و مرکز به نام «ممالک هفتگانه» از دودمان انگلوساکسون وجود داشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه