محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 14

صفحه 14

اسپانیا در قرن ششم

در این قرن اسپانیا به دست ویزیگتها اداره می‌شد. آنان از 454 تا 711 میلادی در آن سرزمین حکومت می‌کردند و از آن پس به دست مسلمانها افتاد.در حکومت ویزیگتها هم مثل سایر حکومتها استثمار مردم ساده یا بدبخت به دست فرصت‌طلبان یا نیرومندان همانگونه ادامه یافت. ثروت در دست چند تن متمرکز شده بود؛ شکاف عمیق میان توانگران و بینوایان و بین مسیحیان و جهودان، ملت را به سه دسته تقسیم کرده بود. شاهزادگان و روحانیون بزرگ با مرسوم ساختن تشریفات مجلل دنیوی و دینی، برقرار کردن محرمات، ایجاد وحشت، به منظور آرام ساختن افکار عامه و منکوب ساختن عواطف با یکدیگر متحد شده بودند.به گفته‌ی ویل‌دورانت:«وقتی اعراب مسلمان، وارد اسپانیا شدند، بینوایان و»«جهودان از سقوط سلطنت و کلیسا که فقر آنان را نادیده» [ صفحه 106] «انگاشته بود، یا ایمانشان را درهم کوبیده بود، افسوس»«نخوردند.»

مصر

اشاره

کشور مصر سی سال پیش از میلاد مسیح در قلمرو امپراطوری روم درآمد. در اواسط قرن اول میلادی مرقس تعالیم مسیح را در مصر رواج داد و اولین کنیسه‌ی اسکندریه در 67 میلادی ساخته شد. اما رومیها که هنوز رسما به دین مسیح درنیامده بودند، با رواج مسیحیت در مصر به شدت مبارزه می‌کردند و با خشونت و شکنجه و کشتار و به آتش کشیدن مردم بوسیله‌ی عمال مصری خود، محیط ارعاب و وحشتی بوجود آورده بودند. دیفلادیانوس (از 282 تا 303 میلادی) تصمیم گرفت که مسیحیان را ریشه‌کن کند. در اروپا کشتار فراوانی کرد و سرانجام به مصر آمد و در این مدت حدود 800،000 نفر مسیحی را سوختند و یا کشتند [193] تا سرانجام «قسطنطین» به دین مسیح در روم رسمیت داد و از آن پس در اثر اختلافات مذهبی که در دین مسیح پیدا می‌شد، به تدریج گرفتاریهای تازه‌ای برای مصریان پیش می‌آمد. مثلا در قرن ششم میلادی مصریان «مسیحیان منوفیزیتی» و قائل به یک طبیعت در مسیح بودند و با روش اعتقاد به «طبیعت مزدوج داشتن مسیح»- که مذهب رسمی امپراطوری ملکانی بود - مخالفت می‌کردند، و بدین ترتیب از طرف کلیسای رسمی آزار می‌دیدند. «هراکلیتوس» چند سال پیاپی کوشید تا به وسیله‌ی عامل خود مقوقس روش عبادت مصری [ صفحه 107] را متروک کند و مردم را به قبول آئین مسیحی رسمی وادارد. بدان اندازه مقوقس پیروان مسیح را آزار داد که داستانهای وطنی، بعدها وی را «دشمن مسیح» لقب دادند. [194] .در هر حال مصر با آن سوابق درخشان علمی که داشت در پنجه‌ی رومیان و یونانیانی قرار گرفته بود که به عناوین مختلف جنگجو و بازرگان و حاکم و غیره در آنجا گرد می‌آمدند و می‌کوشیدند تا مردم آن را همچون پیکر بی‌جان و بی‌حرکتی نگاه دارند تا بتوانند از آن بهره‌برداری کنند. [195] .زمین حاصلخیز و گندمزای مصر، این کشور را انبار آذوقه‌ی قسطنطینیه کرده بود. پایتخت باشکوه و عظیمش اسکندریه پادگان نیرومند نیروی دریایی روم شرقی بود. در این بندرگاه قریب 50000 مرد جنگی وجود داشت و تمام نیروی دریایی روم در این شهر بود. [196] .درباره‌ی اهمیت اسکندریه نقل این جمله از عمروعاص، در آن هنگام که اسکندریه را گشود، بد نیست.«شهری را گشوده‌ام که به وصف آن چیزی نمی‌گویم، جز اینکه»«چهار هزار ساختمان، و چهار هزار حمام، و چهار هزار»یهودی جزیه‌پرداز، و چهار هزار تفرجگاه شاهان به دست»«من افتاده است...» [197] .

اوضاع اجتماعی

در دوره‌ی تسلط روم، مصریان حق نداشتند که به مقامات عالی حکومت [ صفحه 108] برسند و مالیاتهای سنگین بر آنان تحمیل می‌شد. انواع مالیاتها متفاوت بود. مالیات سرانه که به اشخاص تعلق می‌گرفت و در واقع این مالیات داغ بردگی بود که به آنان زده می‌شد. از هر چیزی مالیات می‌گرفتند. به صاحبان حرف و صنایع و چارپایان و اراضی مالیات تعلق می‌گرفت. از کلیه‌ی عابران، از زن و مرد، تاجر و غیر تاجر، و از سازندگان کشتی و از خانواده‌ی سپاهیان، از اثاثیه‌ی منزل و حتی از مردگان مالیات می‌گرفتند، یعنی برای صدور جواز دفن بایستی مبلغی معین به عنوان مالیات بپردازند.از همه بدتر اینکه مصریان موظف بودند هر یک از مستخدمین کشوری و لشکری روم را که از مصر عبور می‌کنند، بخوبی پذیرایی نمایند و احتیاجات آنان را برآورند و وسائل آسایششان را فراهم کنند، و بالاخره ناچار بودند غذای سپاهیان را بدهند. این تحمیلات کمرشکن مایه‌ی ضعف و انحطاط مصریان را فراهم کرد و آنان را نسبت به دولت روم خشمگین ساخت. [198] .و نیز اختلافات دینی و نتایج سوء آن باعث شد که چندی مصر در زمان «خسروپرویز» به دست ایران بیفتد و باز به حکومت روم برگردد، چنین بود که زمینه برای فتح اسلامی فراهم شد.

سازمان اداری

دانیل دنیت [199] درباره‌ی سازمان اداری مصر بحث مفصلی دارد که ابتدای آن از زمان دولت «یوستینیانوس» شروع می‌شود. بر طبق این [ صفحه 109] سازمان کشور به پنج ایالت مصر - لیبیا - مصر علیا - اگستامنیکا - آرکاریا تقسیم می‌شود. هر ایالت تحت نظر یک حکمران که جامع اختیارات کشوری و لشکری بود اداره می‌شد و او را «دوک» می‌نامیدند. هر ایالت به چند ولایت تقسیم می‌شد که تحت نظر یک مأمور کشوری بنام پراسس sesarP اداره می‌شد. ولایات نیز به نوبه‌ی خود تقسیمات مختلفی داشتند...اریستو کراسی اداره‌ی محلی در شهر به دست ملاکین اراضی، روحانیان و اشراف بود که هر یک از این سه طبقه عنوان خاصی داشتند. آنان از میان خود کسی را به عنوان محصل مالیاتی انتخاب می‌کردند که ریاست امور مالی را برعهده داشت... و به این ترتیب پیداست که مالیاتها را چه اشخاصی باید بپردازند...!سیستم ارباب رعیتی از اهمیت حکومتهای بلدی کاست و در نتیجه‌ی آن مالکیتهای بزرگ بوجود آمد که با استفاده از حق «اتوپراکت» مالیاتها را مستقیما و بدون مداخله‌ی مأمورین حکومت بلدی می‌پرداختند. دولت چندین بار درصدد برآمد که با وضع قوانین و مقرراتی از توسعه‌ی این امر جلوگیری نماید... اما نفوذ سیاسی و اقتصادی در دست عده‌ی معدودی از مالکین بود که هم املاک اتوپراکت را در اختیار داشتند و هم مناصب حکومتی را به عنوان دوک و والی و رئیس دارا بودند... معلوم است که اینان تا چه اندازه منافع شخصی خود را در پناه این اختیارات و قدرتها حفظ می‌کردند.و نیز از طبقه‌ی دیگری از دولتیان نام می‌برد که آنان نیز از مالکین بزرگ بودند. بعضی ملقب به «سالار» بودند و از سرکردگان سپاه بشمار می‌آمدند و معمولا لقب مزبور به دنبال اسم شهری که [ صفحه 110] اقامتگاه آنان بود ذکر می‌شد و اختیار عزل این سالاران با شخص امپراطور بود.... در مورد تعیین بدهی مالیاتی هر یک از افراد کدخداها و متصدیان مالیاتی شهرها اختیار مطلق داشتند.در پایان پس از بحث درباره‌ی رسوم گندم و مالیات سرانه چنین می‌گوید:«بحث درباره‌ی انواع زواید و فوق‌العاده‌ها و عوارض و بیگاریها که در سیستم مالیاتی مصر وجود داشت، لازم بنظر نمی‌رسد. همین قدر باید گفت که انواع این تحمیلات، زیاد و میزان آن سنگین بود.»مطلب مهم این است که سازمان مالی بیزانس در مصر سازمانی بود بسیار پیچیده و پراشکال، و از لحاظ ماهیت ظالمانه و از حیث روش نامنظم. این سیستم آشفته و غیر متمرکز و عملا دچار بیماری «بوروکراسی» و کاغذبازی اداری بود، و تنها یک طبقه از این وضع بهره‌مند می‌شدند و آن طبقه اربابان املاک پراک بود که قدرت و نفوذ سیاسی را هم دارا بودند. انقلاب امکان نداشت، اصلاحات هم مؤثر نبود، مگر اینکه یک نیروی مقتدر از خارج به دنبال آن باشد و اجرای آنرا تأمین کند. چنین نیرویی، نه در اختیار امپراطور، بلکه در دست عربها بود...

امپراطوری روم شرقی در آستانه‌ی سقوط

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه