- اشاره 1
- جهان در عصر بعثت 1
- عربستان... 1
- دین در جهان معاصر 1
- مقدمه 1
- جنگ قبایل 2
- مردم عربستان 2
- حکومت 2
- تعصب قبیلگی 2
- شبه جزیرهی عربستان 2
- طرد عضو قبیله 3
- بازارها و ادبیات عرب 3
- ماههای حرام 3
- غارت 3
- زن و خانواده 3
- جنوب عربستان 4
- سبعهی معلقه 4
- تجارت و پردهداری قریش 4
- ازلام 4
- دین عربستان 4
- حیره و غسان 5
- ایران... 5
- اشاره 5
- ذونواس و کشتار مسیحیان 5
- تسلط بیگانه 5
- خدا در تعالیم زردشت 6
- حکومت 6
- دین زردشتی 6
- مذهب 6
- اوستا و گاتاها 6
- کیش مانی 7
- مزدکیه یا درست دینان 7
- زروانیان 7
- عیسویان ایران 7
- شرک در خلقت 7
- ازدواج با محارم 8
- طبقهی روحانیان 8
- شاه و درباریان 8
- سازمان جامعه 8
- نظامات اجتماعی 8
- اشاره 9
- تعلیم و تربیت 9
- مذهب و علم و فلسفه 9
- حکومت 9
- امپراطوری روم شرقی... 9
- علوم و فنون 9
- تفکیک دین از قانون و حکومت 10
- بتپرستی و مسیحیت 10
- ماهیت عیسی مسیح 10
- نسطوریان 10
- یعقوبیه 10
- قانوننامهی یوستینیانوس 11
- برخی از تعالیم عهد جدید 11
- رابطهی کلیسا و امپراطور 11
- تمدن روم شرقی 11
- تجارت و صنعت 12
- طبقات 12
- بردگان و کارگران 12
- دهقانان 12
- زن و روابط جنسی 12
- فرانسه در قرن ششم 13
- تعلیم و تربیت 13
- ایتالیا در قرن ششم 13
- سرنوشت مدارس یونان 13
- بریتانیا در قرن ششم 13
- امپراطوری روم شرقی در آستانهی سقوط 14
- مصر 14
- سازمان اداری 14
- اوضاع اجتماعی 14
- اشاره 14
- اسپانیا در قرن ششم 14
- یهود... 15
- اشاره 15
- تورات 15
- خصومت یهود و مسیحیان 15
- یهود در قرن ششم میلادی 15
- هندوستان... 16
- هندوئیسم 16
- حکومت 16
- مذهب 16
- تلمود 16
- اشاره 16
- قانوننامهی مانو 17
- مقررات اجتماعی 17
- خدا 17
- بودیسم 17
- جینیسم 17
- تعلیم و تربیت 18
- فلسفه 18
- ریاضت 18
- چین کشور آسمانی... 18
- اشاره 18
- مذهب 19
- دودمان تانگ 19
- مبدء و معاد 19
- کنفوسیانیسم و سیر تاریخی آن 19
- حکومت 19
- آموزش و پرورش 20
- ژاپن... 20
- ساختمان اجتماع 20
- حکومت 20
- آئین زندگی 20
- فنون و هنرها 20
- مذهب 21
- بودیسم در ژاپن 21
- آفرینش 21
- مقررات اجتماعی 21
- خانواده و زن 21
- محمد یتیم 22
- اقمار یا مستعمرات چین و هند 22
- از ولادت تا بعثت 22
- تعلیم و تربیت و علوم و فنون 22
- امین امت 23
- خردسالی محمد 23
- حرف فجار 23
- حلف الفضول 23
- زناشویی خدیجه 23
- اصول اعتقادات 24
- از بعثت تا هجرت 24
- مسلمانان صدر اول 24
- رسول آفریدگان 24
- رژیم سرمایهداری به خطر میافتد 24
- پهلوانی دلیر به صف مسلمانان میپیوندد 25
- صحیفهی ملعونه 25
- هجرت به حبشه 25
- مدینه آمادهی پذیرفتن اسلام میشود 25
- مردی جسور به اسلام میگرود 25
- توطئهی دارالندوه 26
- سفر طائف 26
- از هجرت تا وفات 26
- مدینه آمادهی قبول اسلام میشود 26
- در قباء 27
- هجرت 27
- ورود به شهر 27
- چند نکته با خواننده 27
- اشاره 27
- تعقیب آغاز شد 27
- دومین خطبه 28
- سال اول هجرت 28
- مسجد 28
- ده سال زندگی 28
- سال دوم هجرت 28
- مشکل یهود و غزوهی بنی قینقاع 29
- غزوهی بدر 29
- پیوندهای جدید 29
- سال سوم هجرت 29
- سریهی ابوسلمة بن عبدالاسد 30
- سال چهارم هجرت 30
- سال پنجم هجرت 30
- غزوهی بدر دوم 30
- غزوهی احد 30
- سال هفتم هجرت 31
- سال ششم هجرت 31
- غزوة خندق یا احزاب 31
- غزوهی وادی القری 32
- پاسخ هرقل 32
- نامه به سران جهان 32
- سال هفتم هجرت 32
- صلح حدیبیه 32
- سریههای پس از خیبر 33
- به سوی مکه، عمرهی قضا 33
- سال هشتم هجرت 33
- ازداج با میمونه 33
- سال نهم هجرت 34
- غزوه حنین 34
- سریهی سلاسل 34
- سریهی مؤته 34
- فتح مکه 34
- آیندهی امت 35
- اشاره 35
- محمد میمیرد 35
- غزوهی تبوک 35
- روز ترویه 35
- در کفالت عبدالمطلب 36
- گوشهای از اخلاق محمد 36
- در کودکی 36
- شبانی گوسفندان 36
- در کفالت ابوطالب 36
- نظافت 37
- با ستمدیدگان 37
- در کار تجارت 37
- با بردگان 37
- با خانواده 37
- ادب معاشرت 38
- بخشایش و گذشت 38
- عبادت 38
- حریم قانون 38
- زهد و پارسائی 38
- احترام به افکار عمومی 39
- استقامت 39
- اسلام و سایر ادیان 39
- محمد در آئینهی اسلام 39
- اصالت فرد از نظر طبیعت بشری 40
- طعن و جواب 40
- جهانبینی اسلامی 40
- نتیجههای فاسد عرفان هندی 40
- تفاوت بیانات عرفانی اسلام با دیگران 40
- خاتمه این بحثها 41
- برتری اسلام در توحید 41
- اجمالی از سیر معنوی 41
- ولایت الهی 41
- برگردیم به روش اسلام 41
- بشارات انبیاء 42
- چهرههای نمایان تاریخ 42
- اسلام 42
- سیمای محمد 42
- سرشت و سرنوشت 43
- نشانهها و علائمی که به مقصد رهبری میکند 43
- پیامبری هم مشمول سرنوشت است 43
- زمینه سازی سرنوشت در مورد پیامبران 43
- آمادگی زمان و محیط 43
- بشارت ادریس نبی 44
- مشخصاتی از بشارات 44
- تفاوت بشارتهای مربوط به پیامبر اسلام با بشارات سایر پیامبران 44
- بشارتی از تورات یا عهد عتیق 44
- بشارات کتب و صحف انبیاء و مصلحین دربارهی پیامبر اسلام 44
- بشارت انجیل 45
- ختم نبوت 45
- بشارت حضرت داود نبی 45
- بشارت دیگری از تورات 45
- نبوت تبلیغی 45
- جبر تاریخ 46
- تحرک و انعطاف 46
- دین جاوید 46
- مقتضیات زمان 46
- نیازمندیها 46
- بینشهای نو 47
- اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است 47
- جامعیت، و به تعبیر خود قرآن وسطیت 47
- انتقال وظیفه 47
- اجتهاد 47
- نسبیت اجتهاد 48
- پاورقی 48
با اینکه خسرو انوشیروان (باصطلاح عادل) با یوستینیانوس قرارداد صلح دائمی داشت، در سال 539 به روم اعلان جنگ داد به [ صفحه 111] این بهانه که یوستینیانوس مواد معاهده را نقض کرده است. خسرو معتقد بود که ایران باید بر معادن طلای طرابوزان دست یابد و به دریای سیاه برسد. به سوریه لشکر کشید، هیراپولیس و آپامئا و حلب را محاصره کرد و با دریافت هدیههای گرانبها از آنها دست برداشت و به انطاکیه رسید. مردم شهر مقاومت کردند و با تیرباران و فحش او را استقبال نمودند. وی حمله کرد و خزائن شهر را تاراج نمود و تمام ساختمانهای آن را به جز کلیسای اعظم سوزاند. عدهای از مردم شهر را کشت و مابقی را به ایران فرستاد، تا اهالی، یک انطاکیهی جدید در مشرق تیسفون بسازند...پس از چندی طی سه تجاوز دیگر به آسیای روم خسرو انوشیروان راهپیماییها و محاصرههای سریع انجام داد. باجها و اسیرها گرفت. روستاها را تاراج کرد (543-542) ... سرانجام در سال 562 پس از جنگهایی که به مدت یک نسل به طول انجامید، آن دو پادشاه پیر، عهد کردند که صلح را پنجاه سال حفظ کنند و یوستینیانوس توافق کرد که هر سال 30،000 سکهی طلا (7،500،000 دلار) به ایران بپردازد و خسرو ادعای خود را بر سرزمینهای مورد اختلاف قفقاز و سواحل دریای سیاه ترک کند. اما خسرو به جنگ پایان نداد و در حدود سال 570 میلادی برای تصرف یمن و تبدیل آن به یک استان ایرانی لشکر کشید...معلوم است محصول این لشکرکشیها برای نیروی طرفین و اوضاع عمومی مردم و شهرها و آثار و ابنیه چه بوده است.از بین جانشینان انوشیروان چندی بعد خسروپروزی دست به حملههای شدیدی علیه امپراطوری روم شرقی زد. (603 م.) و شهرهای [ صفحه 112] دارا، آمد (دیاربکر)، اداسا (رها)، هیراپولیس، حلب، آپامئا و دمشق را تصرف کرد. (613-506) و سپس علیه مسیحیان اعلام جهاد کرد. بیست و شش هزار جهود هم به ارتش او پیوستند. در سال 614 میلادی نیروهای وی اورشلیم را غارت کردند و نه هزار مسیحی را گشتند. بسیاری از کلیساهای مسیحی، از جمله کلیسای مزار مقدس بکلی سوخته شد، و صلیبی که صلیب حقیقی تصور میشد و از تمام آثار مسیحی گرانبهاتر بود به ایران برده شد. امپراطور جدید روم نامهای به هراکلیتوس (هرقل) به این مضمون نوشت:«خسرو بزرگترین خدایان و مالک تمام زمین به هراکلیتوس»«بندهی بیمقدار و بیشعور خود: تو میگویی که به خدای»«خویش اعتماد داری، پس چرا وی اورشلیم را از دست»«من نجات نداد؟»در 616 یک ارتش ایرانی اسکندریه را تسخیر کرد، تا سال 619 تمام مصر بتصرف خسروپرویز درآمد. در همان اوان یک ارتش ایرانی دیگر بر آسیای صغیر تاخت و خلکیدون (قاضی کوی کنونی) را تصرف کرد (617م.) ایرانیان آن شهر را که فقط بوسیلهی تنگهی «بسفور» از قسطنطینیه جدا شده بود به مدت ده سال در دست داشتند. در آن ده سال «خسرو پرویز» کلیساها را ویران ساخت و ثروت و آثار هنری آنها را به ایران برد و آسیای غربی را بکلی از توش و توان انداخت.هیچ چیز از امپراطوری بیزانس باقی نمانده بود بجز چند بندر آسیائی، چند قطعه از خاک ایتالیا، شمال آفریقا، یونان، یک نیروی دریایی شکست نخورده و یک پایتخت محاصره شدهی دچار وحشت و [ صفحه 113] یأس؛ این از این امپراطوری روم شرقی. اما دربارهی ایران هم در بخش مربوط خواندید که چگونه جنگها و حملهها و غارتگریها و اختلافات و خودخواهیها و محرومیتهای تودهی مردم زمینه را برای یک سقوط کلی آماده کرده بود. [200] . [ صفحه 114]
یهود...
اشاره
فرزندان یعقوب از زمان یوسف در مصر ساکن شدند. حدود چهارصد سال بعد، نوادگان یعقوب - بنیاسرائیل - که قومی بزرگ را تشکیل داده بودند رفته رفته تحت شکنجه و استعباد فرعون درآمدند. قریب سیزده قرن قبل از میلاد، خدا حضرت موسی را از بین این قوم برانگیخت، تا آنان را نجات بخشد و به خداشناسی و کارهای نیک رهنمون گردند. موسی، این قوم را از بحر احمر عبور داد، و در صحرای سینا به جانب کنعان - فلسطین - حرکت کردند. از این پس ماجراهای دینی و اجتماعی این قوم آغاز میشود: توقعات بیجا، انحرافات دینی، حیلهگری، فشار و کشتار، محرومیت و آوارگی و به دنبال آن باز هم حیله و حمله و انتقام...از گروهی بتپرست گذشتند و هوس بتپرستی کردند و از موسی تقاضای بتی کردند. [201] .وقتی گروهی از برگزیدگان قوم با موسی به جانب طور رفتند تا شاهد گرفتن الواح آسمانی باشند، از موسی تقاضا کردند که خدا را به آنان نشان دهد، و به دنبال این توقع بیجا، تجلی پروردگار بر کوه، آنان را نقش زمین کرد. [202] . [ صفحه 115] وقتی میعاد سی روزهی موسی در طور به چهل روز تمدید شد، سامری، بدان بهانه که موسی و برگزیدگان قوم به دنبال جستجوی خدا رفتند و اما او را پیدا نکردند. گوسالهای زرین ساخت و جمع زیادی از بنیاسرائیل در برابر آن سجده و عبادت کردند. [203] .پس از بازگشت موسی اولین تصفیه و کشتار جمعی این قوم به جرم ارتداد آغاز شد. [204] .در بیابان، گاهی از موسی چشمهسارهای آب و زمانی غذاهای گوناگون آماده، درخواست میکردند و برایشان فراهم میشد. [205] .روزیکه به شهر اریحاء نزدیک شدند و بنا شد قوم بتپرست و جبار آن شهر را برانند و خود سکونت کنند، سستی کردند و چنین توقع داشتند که خدا و موسی با هم به جنگ مردم آن شهر روند و شهر را تصرف کرده در اختیارشان گذارند، اما بنا شد به پاداش این توقع نابجا، چهل سال در بیابان تید سرگردان باشند. [206] .سرانجام این قوم نتوانست خدای واحدی را که حضرت موسی معرفی میکرد، بخوبی بشناسد. سالیان دراز «یهوه» را خدای دوازده تیرهی بنیاسرائیل میدانست که تنها به نجات آنان نظر دارد.بقایای این طرز تفکر تا عصر بعثت باقی بود که تنها خود را دوستان خدا میپنداشتند. [207] . و فیض و لطف خدا را مخصوص خود میدانستند، و حتی عذاب دوزخ را برای دیگران دانسته و تصور [ صفحه 116] میکردند که خود حداکثر چند روزی طعم عذاب را خواهند چشید. [208] .این طرز تفکر خاص به آنان اجازه میداد که حقوق ملتهای دیگر را ناچیز انگارند و حتی اگر توانستند اموال دیگران را با غارت یا حیلهگری بربایند، و مثلا اگر مالی از دیگری پیش آنان ماند، به وی پس ندهند جز آنکه با اصرار و زور از ایشان بگیرد. [209] .این قوم با دنیاپرستی و سودجویی از ابتدا خود گرفته بود، و حتی عموزادهی حضرت موسی، یعنی قارون که خود حافظ تورات بود، وقتی گنجینههای فراوان ثروت انباشته کرد، از پرداخت زکوة سرباز زد و با موسی درافتاد و تفاخر و خودنمایی میکرد، بدان گونه که دیگران را نیز فریفته میساخت، اما سرانجام به پاداش این پولپرستی هلاک شد. [210] .ماجرای سبت برای آنان مشکلی ایجاد کرده بود، چه آنان طبق یکی از احکام عشرهی الواح ملزم بودند روز سبت را تعطیل کنند. اما آنان میخواستند با حیلهگری در این روز مقدمات صید ماهی را فراهم کنند، با آنکه بظاهر از کار دست کشیدهاند. [211] .قرآن دهها مورد عذاب و بلا نقل میکند که همه به جرم پیمانشکنی، آدمکشی، فساد و دنیاپرستی برای آنان پیش آمده است. [212] .با وجود شد علاقهای که به التذاذ از نعمتهای دنیا داشتند، برخی گوشتها و غذاها بر آنان حرام شد، و این یک نوع مجازات سرکشی و قانونشکنی آنان بود. [213] . [ صفحه 117] سالها پس از دوران آوارگی، شهرنشینی آنان شروع شد و در زمان داود و سلیمان فلسطین در اختیار آنان بود. بیتالمقدس توسط سلیمان ساخته شد. جنگ و گریزها ادامه داشت.در خلال سیزده قرن که تا ظهور عیسی ادامه داشت. هر زمان که آنان به ظلم زمامداران و رشوهخواری و دنیاپرستی کاهنان و فساد و تجاوز و حیلهبازی تودهی مردم دچار میشدند، پیغمبری برای آنان میآمد. اما گویا این یک سنت جاری بود که باید پیامبران را به باد استهزاء گیرند و سرانجام هم خون آنان را بریزند. قرآن از خونریزی و پیغمبرکشی آنان فراوان شکوه دارد. [214] .جنگ و گریز، قتل عام شدن، حمله و آوارگی خوی این مردم شده بود، و با وجود همهی فراز و نشیبها تا سال 70 میلادی در فلسطین بودند. تا در این سال تیتوس سردار رومی، اورشلیم را محاصره کرد و به خون و آتش کشید. معبد اورشلیم را سوخت و تمام مردم شهر را طعمهی شمشیر کرد و شهر را با خاک یکسان نمود، از آن پس مهاجرت و آوارگی یهود شروع شد. بعضی به سوی بابل و جماعتی به ممالک عرب در جنوب و برخی دیگر به شام و آسیای صغیر و ایتالیا و مصر و شمال آفریقا حتی اسپانیا متفرق شدند. [215] .
خصومت یهود و مسیحیان
با آنکه مکرر در کتب دینی یهود از مسیح موعود سخن به میان آمده بود و هر جا که این قوم بلایی میدید به امید ظهور مسیح دلخوش بود، و حضرت عیسی از میان همین قوم برای تکمیل دین یهود و جلوگیری از انحرافات آنان آمده بود، اما [ صفحه 118] از همان اوان به مخالفت با وی برخاستند. پیشوایان دینی یهود سرسختترین دشمنان عیسی بودند، تا سرانجام توطئهی مصلوب کردن عیسی را هم آنان فراهم کردند و گرچه به قول قرآن در این منظور توفیق نیافتند، اما «یهودا» را بجای او گرفته و چنین پنداشتند که عیسی مصلوب شده است. [216] .خودخواهی کاهنان، قضیهی صلیب، آمیختگی تدریجی دین مسیح با فلسفهی یونان و جمود یهود بر دستورهای تورات و آراء ربانیون و احبار و نویسندگان آثار دینی، این دشمنی را عمیقتر میکرد و کشمکشهای مذهبی ادامه داشت. سرانجام پس از 312 میلادی که قسطنطین دین مسیحی را، دین رسمی دولتی روم کرد، این جدال شدت یافت؛ اسقفهای مسیحی که قدرتی عظیم و اختیاراتی سیاسی در روی زمین پیدا کردند، وقتی ملاحظه کردند که یهود هنوز در برابر مسیحیت مقاومت میکند، بطور کلی از آنان مأیوس شدند و دشمنی و آزار پیش گرفتند؛ و این جدال در سراسر قرون وسطی روز افزون بود و منشأ خونریزیها و زد و خوردهای شدید میشد. [217] .
یهود در قرن ششم میلادی
در این قرن یهودیان در سراسر اراضی سواحل دریای مدیترانه متفرق بودند؛ در سوریه، آسیای صغیر، قسطنطینیه، عربستان (یثرب، خیبر)، حبشه، اسکندریه، در کلیه شهرهای آفریقای شمالی، سیسیل و ساردنی، ایران، یمن، ایتالیا، فرانسه (گل)، اسپانیا و [ صفحه 119] غیره جماعاتی از یهودیان دیده میشدند. [218] .در اسپانیا پس از آنکه ریکاردو (586-601 میلادی) سلطان ویزیگوت به مذهب ارتودوکس عیسوی درآمد حکومت با دستگاه مقتدر کلیسای اسپانیا متحد گردید، تا روزگار را بر جماعات یهودی سختتر گرداند، یهودیان را از تصدی مقامات دولتی و مواصلت با عیسویان و داشتن غلامان عیسوی محروم ساختند. سلطان ویزیگت، سیسریوت به عموم یهودیان فرمان داد که مسیحی شوند و یا به مهاجرت تن دردهند (613 میلادی) در کلیه شهرهای سرزمین گل (فرانسه) تا سال 600 میلادی کوچنشینهای یهودی تشکیل شده بود. سلاطین مروونثری با تعصبی شدید آنها را آزار میکردند، چنانکه در 581 شیلپریک فرمان داد که هر کس از یهود به دیانت مسیح درنیاید چشمش را درآورند. در 560 میلادی عیسویان یک کنیسهی یهودی را آتش زدند. [219] .یهودیان امیدوار بودند در سرزمینهایی که عیسویت کمتر رخنه کرده بود، زندگی مرفهتری داشته باشند، لذا بعضی متوجه بینالنهرین و ایران شدند. در ایران یهودیان حق تصدی مناسب دولتی را نداشتند، لکن چون کلیه ایرانیان نیز - به استثنای طبقه اشراف -از این حق محروم بودند، این محدودیت مایهی تکدر یهودیان نشد [220] و چنانکه قبلا خواندیم، خسروپرویز به کمک بیست و شش هزار یهودی، اورشلیم را قتل عام کرد و نود هزار مسیحی را کشت.قبلا خواندهایم که در اواخر قرن ششم، ذونواس پادشاه یمن، [ صفحه 120] که یهودی شده بود دست به کشتار بیست هزار مسیحی نجران زد و ماجرای «اخدود» را پیش آورد.کشاورزی اطراف شهر مدینه و بازار آن در دست یهود بود، و آنان قبل از دو طایفهی اوس و خزرج در آن شهر راه یافته بودند و پس از مهاجرت اوس و خزرج رفته رفته کشمکش و اختلاف پیدا شد و دامنهی آن بالا گرفت تا آنجا که یهود منتظر آمدن پیغمبر موعود بودند که آنان را نجات دهد و اوس و خزرج پس از آگاهی از ظهور پیغمبر اسلام پیشدستی کردند و آن حضرت را به مدینه دعوت کردند، اما یهودیان با آنکه خود مژدهی آمدن آن حضرت را داده بودند، بزرگترین عنصر مخالف داخل مدینه را تشکیل میدادند.
تورات
مجموعهای که اکنون در دست یهود و نصاری به نام تورات موجود است مشتمل بر پنج سفر به نامهای زیر است:1- سفر تکوین (پیدایش) که از تاریخ اول خلقت تا وفات یعقوب بحث میکند و دارای پنجاه باب است.2- سفر خروج و آن دربارهی تأسیس احکام در کوه سینا گفتگو میکند و سی و چهار باب است.3- سفر احبار یا لاویان در تنظیم احکام دینی و شرایع و قواعد و حدود سبط لاوی در بیست و هفت باب است.4- سفر اعداد که از سفرهای بنیاسرائیل در بیابان «تیه» و فتح کنعان سخن میگوید و سی و شش باب است.5- سفر تثنیه دربارهی شرایع و احکام عمومی است در سی و چهار [ صفحه 121] باب.این مجموعه غیر از تورات اصلی است که قرآن از آن به «هدایت و نور» تعبیر میکند و یا میفرماید که در الواح «موعظه و تفصیل احکام هر چیز» بوده است. نسخهی اصلی تورات که در صندوق شهادت بود قرنها قبل از اسلام در جنگهای فلسطین از بین رفته است و حتی آنچه را که بعدها عزیر پیغمبر به کمک حجی و زکریا که هر دو پیغمبر بودهاند جمعآوری کردهاند در جنگها و حوادث از بین رفته است. طبق تحقیقی که خود ربانیون یهود از اواخر قرن پانزدهم به بعد کردهاند (از جمله: اندریاس کارسیت و اسپینوزا) تناقضات فراوان تاریخی در این کتابها موجود است و تاریخ تألیف سفر خروج قرن نهم ق. م. و سفر تثنیه قرن 7-8 ق. م. و سفر احبار پس از 516 قبل از میلاد است. مواد این اسفار، آداب و رسوم و قوانین و مقرراتی است که در میان ملل خاورمیانه معمول بوده است و یا اطلاعاتی است که بنیاسرائیل در اسارت بابل از نظامات و مقررات مدنی آنجا فراگرفتهاند. [221] .قرآن مکرر بیان میکند که کتابهای آسمانی را تحریف کردهاند و کتابهایی به دست خود نوشته و به خدا و رسولش نسبت میدهند. [222] .برای آنکه به ارزش دینی تورات موجود واقف شویم ذکر دو سه نمونهی زیر مناسب است:«آدم و حوا وقتی در بهشت از درخت معرفت نیک و بد»«خوردند، صدای خدا را شنیدند که در بهشت قدم میزد...» [ صفحه 122] «آنان خود را در بین درختهای بهشتی مخفی کردند. خدا»«آدم را صدا زد و به او گفت: کجا هستی؟ گفت: صدایت»«را در بهشت شنیدم و چون برهنه بودم ترسیدم و پنهان شدم.»«خدا گفت: کی به تو یاد داد که برهنه هستی؟ آیا از درختی»«که سفارش کرده بودم نخوری، خوردهای؟... خدا»«گفت: این انسان هم مثل ما به خیر و شر معرفت پیدا»«کرد و ممکن است به درخت حیات دست دراز کند و»«بخورد و همیشه زنده بماند، و از اینرو او را از بهشت»«عدل بیرون کرد...»(سفر تکوین، فصل 8-3 تا 11 و 22 و 23) «خدا وبایی در بین اسرائیل فرستاد، از کسانیکه نزدیک»«بئر سبع بودند هفتاد هزار مردند، و فرشتهی غضب دست»«به اورشلیم دراز کرد تا او را خراب کند. خدا از شری»«که کرده بود پشیمان شد، و به وی گفت: بس است!»(کتاب دوم شموئیل، فصل 15 ، 24 و 16) «وقتی مردم روی زمین زیاد شدند و دخترانی آوردند،»«پسران خدا دیدند که دختران خدا زیبا هستند، آمدند از»«آن دختران برای خود زنانی انتخاب کردند...»«فرزندانی آوردند که همان جباران روی زمین هستند...»«خدا دید که شر آدمی زیاد شده است... غمگین و متأسف»«شد و تصمیم گرفت تا همهی آدمیان و جانوران را هلاک کند.»(سفر تکوین، فصل 2-7 تا 7) در این نمونهها خدا را حسود، غمگین، نادان، پشیمان، [ صفحه 123] دارای چشم و بدن که راه میرود و صحبت میکند معرفی کردهاند. در موارد دیگری بدترین گناهان را به پیامبران نسبت دادهاند از قبیل: قتل، شرابخواری، زنای با محارم و غیره...