محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 2

صفحه 2

«خدا محمد (ص) را فرستاد، تا جهانیان را از راه و رسمی که در»«پیش گرفته‌اند بیم دهد و او را امین دستورهای آسمان خود قرار»«داد. در آن حال، شما ای گروه عرب؛ بدترین دینی داشتید و»«در بدترین سرزمین زندگی می‌کردید. در بین سنگهای خشن»«و مارهای گزنده می‌خوابیدید، از آب تیره می‌نوشیدید، غذای»«خوبی نداشتید، خون یکدیگری می‌ریختید، پیوند خویش را از»«نزدیکان می‌بریدید و با آنان ستیزه می‌کردید. بتها در میان شما»«برپا بود و گناهان، دست و بال شما را بسته بود.»نهج‌البلاغه، خطبه‌ی 26 [ صفحه 31]

شبه جزیره‌ی عربستان

عربستان، بزرگترین شبه جزیره‌ی دنیا در جنوب غربی آسیا واقع است و اطرافش را آبهای خلیج فارس، خلیج عمان، دریای عرب، خلیج عدن و دریای سرخ فراگرفته است، و از طرف شمال ریگزارهای وسیع آن را پوشانده و به عراق و اردن محدود می‌شود.این شبه جزیره که بیش از سه میلیون کیلومتر وسعت دارد، عموما صحراست و حاشیه‌ی باریکی از زمینهای مسکونی، اطراف آنرا فراگرفته و غالبا محصور بدریاست و بدین ترتیب علاوه از صحراهای ریگزار و بیکران، نواحی کوهستانی معتدل و حاصلخیز و قسمتهای ساحلی گرم و مرطوب هم دارد.آب دره‌ها از بارانهایی است که اغلب در ریگزارها فرومی‌رود و پس از چندی، کم‌آبی فرامی‌رسد و صحرانشینان مجبورند از نقطه‌ای بنقطه‌ی دیگر در جستجوی آب و چراگاه حرکت کنند و یکی از عوامل برخورد قبایل همین جستجوی چراگاه است.

مردم عربستان

تقریبا یکششم مردم عربستان شهرنشین بودند که بیشتر در نواحی جنوب - یمن و عدن و حضرموت - و در قسمت شمال و شمال غربی حیره و غسان بسر می‌بردند و در حجاز هم سه شهر مکه و یثرب و طایف وجود داشت. دیگر ساکنین عربستان، اعراب صحرانشین و بیابانگرد بودند و بطور کلی شهرنشینان عرب هم خمیرمایه‌ی اخلاق و روحیات خود را از صحرانشینی و نظام قبیله‌ای گرفته بودند.جز بعضی نواحی شمال و جنوب، دیگر سرزمینهای عربستان [ صفحه 32] کمتر مطمح نظر غارتگران بین‌المللی بود، و قدرتهای بزرگ بدان توجهی نداشتند، یا از آن باب که از خرما و شتر چیزی عایدشان نمی‌شد، و یا از آن جهت که پیمودن این همه ریگستانهای عظیم و بیابانهای خطرناک در برابر سود کمی که از استعباد و استثمار آن مردم می‌گرفتند قرین صرفه نبود، و یا اصولا عرب بیابانی قابل کنترل و انتظام نبود. از این رو، ناحیه‌ی حجاز استقلال و انزوای خود را حفظ کرده بود و کمتر تحت تأثیر افکار و زندگی و تمدن دیگران قرار می‌گرفت؛ با وجود این، چنانکه خواهیم دید، جسته و گریخته بت‌پرستی و آثاری از مسیحیگری و یهودیگری و دیگر ادیان مجاور، بواسطه‌ی ساکنین شمال و جنوب بین آنان راه یافته بود.عرب بادیه، تابع نظم و فرمانبری و تسلیم در برابر قدرت نیست، به خود و افراد قبیله‌اش متکی است، و با دیگران همان می‌کند که ناسیونالیستهای افراطی و نژادپرستان با دیگر نژادها و ملتها. هر جا بتوانند کشتار، غارت، دزدی، هتک ناموس، دروغ و خیانت را نسبت به دیگران مشروع می‌دانند.با وجود این مهمان‌نواز است و با قناعت زندگی می‌کند. با عضلات پیچیده و اندام لاغر سخت جان است و سخت‌کوش و جنگجو. شتر همدم مهربان او در صحراست و برای او افسانه‌ها ساخته و تا حدود هزار اسم گذارده است.به شتر، شمشیر و شعر را هم اضافه کنید، تا دلخوشیهای عرب بادیه را پیدا کنید...از این پس به گوشه‌هایی از نظام اجتماعی و اخلاقی و آداب و مذهب عرب جاهلی اشاره می‌کنیم. [ صفحه 33]

حکومت

اعراب بدوی تابع حکومتی نبودند و نظم سیاسی نداشتند و اساس ملیت و جامعه‌ی آنان را قبیله تشکیل می‌داد. قبیله مجموع چند خانواده و قوم و خویشاوند است که تحت ریاست شیخ قبیله، که معمولا کهنسالترین افراد قبیله است، بسر می‌برند.شیخ قبیله موقعیت خود را در اثر تدبیر و جوانمردی و شجاعت بدست آورده و بیشتر در زمینه‌ی جنگی رهبری را بعهده دارد. و نیز در کارهای عمومی قبیله و رفع دعاوی افراد قبیله نظر می‌دهد. ریاست شیخ کاملا جنبه‌ی استبدادی ندارد و احیانا در امور مهم با انجمنی که از بزرگان قوم و سران خاندانها تشکیل شده است مشورت می‌کند. برای انتخاب شیخ قبیله پس از مرگ پیشوای سابق همین بزرگان باید اقدام کنند و گاهی بین فرزندان شیخ و برادرها و احیانا سایر نزدیکان بر سر احراز این سمت کشمکش درمی‌گیرد و کار بجنگ و خونریزی می‌کشد. انتساب قبیله در اثر روابط خویشاوندی است. اما افراد دیگر هم می‌توانستند با شرکت در غذای فردی از یک قبیله یا مکیدن چند قطره خون وی به آن قبیله منتسب گردند و این یک نوع پسرخواندگی است. بنده‌ی آزاد شده غالبا برای اینکه مورد حمایت باشد وابسته و مولای آن قبیله می‌ماند.افراد می‌توانستند تحت شرایطی وابسته‌ی قبیله‌ای باشند و آنان را «دخیل قبیله» می‌نامیدند. [39] . [ صفحه 34]

تعصب قبیلگی

قوم و قبیله، واحد مستقلی بود که باید در همه چیز بخود متکی باشد، چون تمام اقوام و قبایل دیگر اصولا بیگانه بشمار می‌رفتند و هیچگونه حقوق و احترامی از نظر افراد این قبیله نداشتند. و غارت اموال و کشتن افراد و دزدیدن و ربودن زنان جزو حقوق قانونی آنان بود، مگر اینکه با قبیله‌ای پیمانی داشته باشند که آن هم معمولا دیری نمی‌پایید که با یک جسارت کوچک از طرف یکی از افراد آن قبیله نقض می‌شد و بهانه برای حمله‌ی مجدد بدست می‌آمد. بدین ترتیب افراد یک قبیله که تنها حامی و تکیه‌گاه خود را قبیله‌ی خویش می‌دانند بدان بی‌دریغ دلبسته‌اند [40] و مسئله‌ی ذکر مفاخر قبیله و بیان انساب و شاخه‌های قبیله و افزون نشان دادن افراد - ولو با شمارش گور مردگان خود [41] - از بزرگترین نمودهای تعصب قبیله‌ای [42] است.

جنگ قبایل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه