محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 3

صفحه 3

جنگ قبیله‌ها گاهی برای بدست آوردن چراگاهها، و بیشتر زاییده‌ی تعصب و خونخواهی است. سرزمین عربستان انسان سخت جان و جنگجو می‌پروراند. روح جنگجویی را با «عصبیت جاهلی» و «ناسیونالیزم قبیله‌ای» ضمیمه کنید، تا ریشه‌ی بسیاری از خونریزیها روشن شود. از طرفی هر قبیله، زن و مال و جان دیگران را شکار قانونی خود می‌داند و از طرفی قبیله‌ای که مورد تجاوز قرار گرفته است حاضر است برای= [ صفحه 35] انتقام حتی تمام افراد قبیله‌ی متجاوز را از دم تیغ بگذراند. صحرانشینان می‌گفتند: خون را جز خون نمی‌شوید. «داستان شنفره» که به افسانه شبیه‌تر است می‌تواند نقش تعصب را در خونریزیها نشان دهد. وی مورد اهانت یکی از افراد قبیله «بنی‌سلمان» قرار می‌گیرد و بر آن می‌شود که برای انتقام صد نفر از آنان را بکشد. سرانجام پس از مدتها کمین کردن و آوارگی نود و نه نفر را می‌کشد، تا آنکه جمعی از دزدان بر سر چاهی او را می‌کشند. استخوان جمجمه‌ی او پس از سالها، کار خود را می‌کند و صدمین نفر را هم می‌کشد. وقتی رهگذری از «بنی‌سلمان» عبور می‌کرد، باد جمجمه را به سختی به پای او می‌زند. وی از درد شدید پا می‌میرد...«ایام عرب» مهمترین حوادث جنگی عرب جاهلی را بخاطر می‌آورد. این جنگها از یک برخورد ساده دو فرد از دو قبیله شروع می‌شود و گاهی همچون جنگ «بسوس» چهل سال طول می‌کشید تا وقتیکه تقریبا مرد جنگجوئی در دو قبیله باقی نمی‌ماند و با دخالت دیگران کار به صلح می‌کشید [43] ...

طرد عضو قبیله

از بزرگترین مصیبتهای یک فرد بدوی آن بود که قبیله، او را طرد یا خلع کند. بدین ترتیب، وی دیگر منسوب به قبیله نبود و مورد حمایت قرار نمی‌گرفت و هیچ قدرت و قانونی پاسدار جان و مال او نبود و در نتیجه هر کس حق داشت او را بکشد یا به بردگی بگیرد و یا اموالش را غارت کند. [ صفحه 36]

غارت

غارت از راههای رسمی، امرار معاش بود، چه گفتیم اموال دیگر قبایل، احترام قانونی ندارد و این رسم تقریبا عمومی بود. حتی در بین قبایل مسیحی مانند «بنی‌تغلب» غارتگری رایج بود، اما در اثنای غارت حتی‌الامکان خونریزی مجاز نبود. قطامی شاعر، ضمن شعری چنین می‌گوید:«کار ما غارتگری و هجوم به همسایه و دشمن است، و گاه»«هم اگر جز برادر خویش کسی را نیابیم او را غارت می‌کنیم.» [44] .عرب جاهلی در قصاید خود کشتار و غارت دیگران را از سندهای افتخار خود می‌شمرد.

زن و خانواده

ازدواج خیلی زود و حتی اغلب در سنین هشت، نه سالگی دختر انجام می‌شد و رضایت پدر و پرداخت بهای عروس شرط اساسی ازدواج بود.تعدد زوجات بدون هیچ قید و شرطی رواج فراوان داشت. زن کالایی بود که جزو دارایی پدر یا شوهر یا پسر بشمار می‌رفت و او را با اموال و ثروتی که باقی می‌ماند به ارث می‌بردند [45] از این رو ازدواج با زن پدر منع قانونی نداشت. البته ازدواج با محارم مثل مادر و خواهر ممنوع بود. دختر دادن به قبیله‌ای دیگر ممنوع بود؛ جز [ صفحه 37] قریش که حق داشتند از سایر قبایل دختر بگیرند.دیگر از طرق مشروع تصرف زن این بود که مثلا با مرد دیگری از قبیله‌ی دیگر برخورد کند که وی با زن خود باشد و بر سر بدست آوردن آن زن جنگ کند. اگر غالب شد زن را اسیر گرفته و بی‌هیچ قید و شرطی او را تصرف کند. [46] . بعضی از قبایل عرب مخصوصا «بنی‌اسد» و «تمیم» احیانا دختران خود را زنده بگور می‌کردند [47] - و البته این رسم عمومی نبود- و از داشتن دختر عار داشتند. چون دختر نمی‌تواند مرد جنگاوری باشد که از قبیله دفاع کند و یا ممکن است در آینده به دست دشمنان قبیله اسیر شود [48] و یا از ترس فقر و ناداری دست به این کار می‌زدند. [49] .

ماههای حرام

اعراب برای اینکه آرامشی داشته باشند تا در پناه آن بتوانند به تجارت و خرید و فروش و زیارت و عبادت خود برسند، جنگ و خونریزی را در چهار ماه سال ممنوع کرده بودند و آنها عبارتند از: ذیقعده، ذیحجه، محرم و رجب. و حتی وقتی که جنگی در این ایام اتفاق می‌افتاد، آن را به نام «حرب‌الفجار» نامیدند. در این ایام بازار شعر و پرستشگاهها، مخصوصا کعبه، و معاملات عرب گرم بود. از آنجا که ماههای قمری رفته رفته در فصول سال تغییر می‌کرد و با ایام تجارت و غیره مناسب نبود، در محاسبه‌ی ماههای حرام تغییراتی می‌دادند که قرآن از آن به عنوان «نسی‌ء» یاد کرده است. [50] . [ صفحه 38]

بازارها و ادبیات عرب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه