محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 38

صفحه 38

چنانکه اشاره شد رسول اکرم از اوان کودکی به پاکیزگی علاقه داشت و در نظافت بدن و لباس بی‌نظیر بود. علاوه بر آداب وضو اغلب روزها خود را شستشو می‌داد و این هر دو را جزء عبادات قرار داد. موی سرش را که تا بناگوشش می‌رسید با برگ سدر می‌شست و شانه می‌کرد و روغن بنفشه می‌مالید و خود را با مشک و بخور عنبر خوشبو می‌نمود، بحدی که از هر جا که عبور می‌کرد تا مدتی بوی عطرش شنیده می‌شد. روزانه چند بار مخصوصا شبها پیش از خواب و پس از بیداری دندانهایش را با دقت مسواک می‌کرد. جامه‌ی سفیدش که تا نصف ساقهایش را می‌پوشانید همیشه تمیز بود. پیش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را می‌شست و از خوردن سبزیهای بدبو پرهیز می‌نمود. شانه‌ی عاج و سرمه‌دان و مقراض و آینه و مسواک، جزء اسباب مسافرت برمی‌داشت. خانه‌اش با همه‌ی سادگی و بی‌تجملی همیشه پاکیزه بود. تأکید می‌نمود زباله‌ها را به هنگام روز بیرون برند و تا شب بجای خود نماند. نظافت تن و اندامش با قدس و طهارت روحش هم‌آهنگی داشت و به یاران و پیروان خود تأکید می‌نمود که سر و بر و جامه و خانه‌هایشان را تمیز نگاهدارند و بالخصوص روزهای جمعه وادارشان می‌کرد خود را شستشو داده و معطر سازند که بوی بد از آنها استشمام نشود و آنگاه در نماز جمعه حضور یابند دستور می‌داد در مقابر و کنار نهرهای آب و زیر سایه‌ی درختان به قضای حاجت ننشینند [ صفحه 384] و آبها را مطلقا آلوده نسازند و در موقع شستشوی بدن داخل آن نشوند بلکه آب را در کناری به سر و بر خود بریزند

ادب معاشرت

در میان جمع، بشاش و گشاده‌رو و در تنهائی سیمای محزون و متفکر داشت. هرگز به روی کسی خیره نگاه نمی‌کرد و بیشتر اوقات چشمهایش را به زمین می‌دوخت. در سلام کردن به همه حتی بردگان و کودکان پیشدستی می‌کرد. اغلب دو زانو می‌نشست و پای خود را جلو هیچکس دراز نمی‌کرد و هرگاه به مجلسی وارد می‌شد، نزدیک‌ترین جای خالی را اختیار می‌نمود. اجازه نمی‌داد کسی جلوی پایش بایستد و یا جا برایش خالی کند. سخن همنشین خود را قطع نمی‌کرد و با او طوری رفتار می‌کرد که او تصور می‌نمود هیچکس نزد رسول خدا از او گرامی‌تر نیست. بیش از حد لزوم سخن نمی‌گفت، آرام و شمرده سخن می‌گفت و هیچگاه زبانش را به دشنام و ناسزا آلوده نمی‌ساخت. در حیا و شرم حضور بیمانند بود. هر گاه از رفتار کسی آزرده می‌گشت، ناراحتی در سیمایش نمایان می‌شد ولی کلمه‌ی گله و اعتراض بر زبان نمی‌آورد. از بیماران عیادت می‌نمود و در تشییع جنازه حضور می‌یافت. جز در مقام دادخواهی اجازه نمی‌داد کسی در حضور او علیه دیگری سخن بگوید و یا به کسی دشنام بدهد و یا سعایت نماید.روزی چند نفر از یهودیان بر او وارد شدند و با لحن مخصوص که دو پهلو بود سلام کردند در جواب آنها گفت «و علیکم». عائشه به قصد آنها متوجه شد و با عصبانیت شروع به پرخاش و ناسزاگوئی نمود، رسول اکرم فرمود عائشه آرام بگیر و بدزبانی نکن مگر نمی‌دانی خدا رفق با [ صفحه 385] همه کس را دوست می‌دارد

بخشایش و گذشت

بدرفتاری و بی‌حرمتی را نسبت به شخص خود با نظر اغماض می‌نگریست، کینه کسی را در دل نگاه نمی‌داشت و در صدد انتقام برنمی‌آمد. روح نیرومندش که در سطح بسیار بالاتر از انفعالات نفسانی و عقده‌های روحی قرار داشت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می‌داد. حساسیتش در مقابل ناملایمات از حد حزن و اندوه تجاوز نمی‌کرد. در جنگ احد با آنهمه وحشیگری و اهانت که به جنازه‌ی عموی ارجمندش حمزة بن عبدالمطلب روا داشته بودند و از مشاهده‌ی آن بشدت متألم بود، دست به عمل متقابل با کشتگان قریش نزد و بعدها که به مرتکبین آن و از آنجمله هند، زن ابوسفیان دست یافت در مقام انتقام برنیامد و حتی ابوقتاده‌ی انصاری را که می‌خواست زبان به دشنام آنها بگشاید از بدگوئی منع کرد پس از فتح خیبر جمعی از یهودیان که تسلیم شده بودند غذائی مسموم برایش فرستادند او از سوء قصد و توطئه‌ی آنها آگاه شد، اما به حال خودشان رها کرد بار دیگر زنی از یهود دست به چنین عملی زد و خواست زهر در کامش کند او را نیز عفو نمود عبدالله بن ابی سردسته‌ی منافقان که با ادای کلمه شهادت مصونیت یافته بود، در باطن امر از اینکه با هجرت رسول اکرم به مدینه بساط ریاست او برچیده شد، عداوت آن حضرت را در دل می‌پرورانید و با یهودیان مخالف نیز سر و سری داشت و از کارشکنی و کینه‌توزی و شایعه‌سازی علیه رسول اکرم فروگذار نبود، هم او بود که در غزوه‌ی بنی‌المصطلق می‌گفت چنانچه به مدینه برگشتیم این طفیلی‌های زبون را (مقصودش مهاجرین است) از خانه‌ی خود بیرون می‌رانیم. یاران [ صفحه 386] رسول اکرم که دل پرخونی از او داشتند، بارها اجازه خواستند او را به سزایش برسانند. آن حضرت نه تنها اجازه نمی‌داد بلکه با کمال مدارا با او رفتار می‌کرد و در حال بیماری به عیادتش رفت و سر جنازه‌اش حاضر شد و بر او نماز گذارد در مراجعت از غزوه‌ی تبوک جمعی از منافقان به قصد جانش توطئه کردند که به هنگام عبور از گردنه، مرکبش را رم بدهند تا در پرتگاه سقوط کند و با اینکه همگی صورت خود را پوشانده بودند آنها را بشناخت و با همه‌ی اصرار یارانش اسم آنها را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر کرد

حریم قانون

از هر نوع بدرفتاری که به شخص مقدسش می‌شد عفو و اغماض می‌نمود ولی در مورد اشخاصی که به حریم قانون تجاوز می‌کردند مطلقا گذشت و مجامله نمی‌کرد و در اجرای عدالت و مجازات متخلف، هر که بوده باشد، مسامحه روا نمی‌داشت. چه قانون عدل سایه‌ی امنیت اجتماعی و حافظ کیان جامعه است و نمی‌شود آن را بازیچه و دستخوش افراد هوسران قرار داد و جامعه را فدای فرد نمود. در فتح مکه زنی از قبیله‌ی بنی‌مخزوم مرتکب سرقت شد و از نظر قضائی جرمش محرز گردید.خویشاوندانش که هنوز رسوبات نظام طبقاتی در خلایای مغزشان بجای مانده بود اجرای مجازات را ننگ خانواده‌ی اشرافی خود می‌دانستند و به تکاپو افتادند بلکه بتوانند مجازات را متوقف سازند، اسامة بن زید را که مانند پدرش نزد رسول خدا محبوبیت خاصی داشت وادار کردند به شفاعت برخیزد، او همینکه زبان به شفاعت گشود، رنگ صورت رسول خدا از خشم برافروخته شد و با عتاب و تشدد فرمود چه جای شفاعت [ صفحه 387] است، مگر می‌توان حدود قانون خدا را بلا اجرا گذاشت؟ دستور مجازات صادر نمود. اسامه متوجه غفلت خود گردیده و از لغزش خود عذر خواست و استدعای طلب مغفرت نمود. برای اینکه فکر تبعیض در اجرای قانون را از مخیله‌ی مردم بیرون بنماید به هنگام عصر در میان جمع به سخنرانی پرداخت و ضمنا عطف به موضوع روز کرده چنین گفت «اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند بدین سبب که در اجرای قانون عدالت تبعیض روا می‌داشتند، هر گاه یکی از طبقات بالا مرتکب جرم می‌شد او را از مجازات معاف می‌کردند و اگر کسی از زیردستان به جرم مشابه آن مبادرت می‌کرد او را مجازات می‌نمودند، قسم به خدائی که جانم در قبضه اوست در اجرای عدل درباره‌ی هیچکس فروگذاری و سستی نمی‌کنم، اگر چه مجرم از نزدیک‌ترین خویشاوندان خودم باشد» او خود را مستثنی نمی‌کرد و فوق قانون نمی‌شمرد. روزی به مسجد رفت و در ضمن خطابه فرمود «خدا سوگند یاد کرده است در روز جزا از ظلم هیچ ظالمی درنگذرد، اگر به کسی از شما ستمی از من رفته و از این رهگذر حقی بر ذمه‌ی من دارد من حاضرم به قصاص و عمل متقابل تن بدهم» از میان مردم شخصی بنام سوادة بن قیس بپا خاست و گفت یا رسول الله، روزیکه از طائف برمی‌گشتی و عصا را در دست خود حرکت می‌دادی به شکم من خورد و مرا رنجه ساخت. فرمود «حاشا که به عمد اینکار را کرده باشم. معهذا به حکم قصاص تسلیم می‌شوم». فرمان داد همان عصا را بیاورند و به دست «سواده» داد و فرمود «هر عضو بدن تو را که خسته است به همان قسمت از بدن من بزن و حق خود را در همین نشأه دنیا از من بستان». سواده گفت نه، من شما را می‌بخشم. فرمود «خدا نیز بر تو ببخشد» آری چنین بود رفتار یک رئیس و زمامدار تام‌الاختیار دین و [ صفحه 388] دولت در اجرای عدل اجتماعی و حمایت قانون.

عبادت

از همان اوائل زندگانی که در سرزمینی به نام اجیاد در اطراف مکه به شبانی می‌پرداخت با عزلت و تنهائی مأنوس بود و در آن سکوت صحرا ساعتها به فکر فرومی‌رفت و در امر وجود و حیات غور می‌نمود. او در دنیائی غیر از دنیای قوم خود می‌زیست و هیچگاه در مجالس لهو و تفریح آنها حضور نمی‌یافت و در جشنها و مراسمی که به نام بت‌ها برپا می‌داشتند شرکت نمی‌کرد، و با گوشت قربانی که تقدیم بت‌ها می‌شد دست و دهان آلوده نمی‌ساخت او سیر و تفکر خود را در جزء اول کلمه‌ی توحید و نفی ماسوای خیلی زود بپایان رسانده بود، از بت‌ها تنفر داشت و می‌گفت هیچ چیز را بقدر این بت‌ها دشمن نمی‌دارم روح علوی و فکر سیال خداداش در جستجوی جزء دوم کلمه‌ی توحید اوج گرفته در آسمانها و سیاره‌ها نیز متوقف نشد، از مرز ماده و طبیعت بگذشت و در پس پرده این پدیده‌های چشم‌گیر و در عین حال ناپایدار و زودگذر، پدید آورنده و آفریدگار نیرومند و جاودانی را درک نمود و به زبان دل می‌گفت وجهت وجهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا مسلما و ما انا من المشرکین.از این پس دلبستگی‌اش به عزلت و خلوت‌گزینی بیشتر شد و کوه حراء را با منظور خود مناسبتر یافت، و اکثر اوقات خود را در آنجا بسر می‌برد و در هر نوبت چندین شب متوالی با اندک توشه در آنجا معتکف می‌شد و به پرستش خدای یگانه می‌پرداخت افسوس که تاریخ از چگونگی پرستش و عبادتش در دوران غارنشینی سکوت کرده است و اگر نمی‌کرد چه می‌توانست بگوید؟ مگر در آن خلوتکده کسی را راه بود. ما نمی‌دانیم [ صفحه 389] در آنحال آیا زانو بزمین میزده و یا دست به دعا و نیایش برمی‌داشته و یا پیشانی به خاک می‌سوده است؟ شاید همه اینها را یکجا انجام می‌داده است، هر چه بوده به حقیقت عبادت پی برده بود، مگر عبادت جز توجه به خدا و انکار ذات، و رضا و تسلیم در برابر حق تعالی مفهوم دیگری هم دارد. پس از بعثت فرشته‌ی خدا آداب وضو و نماز را به شکلی که در شریعت وارد شده است به او تعلیم نمود و از آن پس با همین شرائط و ارکان و با حضور قلب به نماز می‌ایستاد. قسمت مهمی از شبها را در نماز و دعا و مناجات بسر می‌برد و از طول قیام، پاهایش متورم می‌شد او عبادت را وظیفه‌ی عبودیت می‌دانست، با شوق و علاقه بدان قیام می‌نمود و به نظر سوداگری و بدست آوردن مزد و یا ترس از مؤاخذه بدان نمی‌نگریست. گاهی بی‌خبران از این عوالم به عنوان دلسوزی می‌گفتند، شما که بار گناهی بر دوش ندارید، دیگر چرا این همه به خودتان رنج می‌دهید. می‌گفت «آیا یک بنده‌ی وظیفه‌شناس و سپاسگزار نباشم؟» علاوه بر ماه رمضان و قسمت مهمی از ماه شعبان در سایر ایام سال، یک روز در میان روزه‌دار بود دهه‌ی آخر ماه رمضان را در مسجد به عبادت معتکف می‌شد ولی نسبت به دیگران تسهیل می‌نمود و می‌فرمود «کافی است در هر ماه سه روز روزه بگیرید. همیشه به اندازه وسع خودتان به عبادت بپردازید، عمل مداوم نزد خدا محبوبتر از عمل بسیار و خسته کننده است» او اگر چه خصوصیت زمان و مکان را شرط صحت و یا فضیلت بعضی از اعمال عبادی قرار داده است ولی در عبادات بطور کلی وسعت نظر داشت و خداپرستی را محدود به محل خاص و یا به مراسم و آداب معین و یا زیر نظر افراد مخصوصی نکرده است. همه جای زمین را مسجد و همه بندگان را بدون وساطت احدی، مرتبط با خدا و هر عمل نیک [ صفحه 390] را عبادت می‌دانست، به شرط آنکه عمل فی حد ذاته مشروع و توأم با خلوص نیت باشد.در اوائل امر که به منظور تأسیس پایگاه دین اسلام دستور مهاجرت به مدینه رسید، این نکته را بر همگان گوشزد نمود که هر کس به قصد بدست آوردن مال و غنیمت یا ازدواج با همسری، زاد و بوم خود را ترک کند و با ما همکاری نماید هجرتش به سوی مال و متاع دنیوی است و مزدش همان خواهد بود و اگر برای رضاجوئی خدا و رسول است، هجرت او هجرت به سوی خدا و ارزش اجر و ثواب خواهد داشت. مقیاس اعمال مردم را بدین کلمه معین کرد و فرمود انما الاعمال بالنیات و لکل امرء ما نوی هر عملی که از سرچشمه‌ی اخلاص تراوش کند اگر چه یک کار عادی و روزمره بوده باشد عبادت خدا بشمار می‌آید، حتی اگر شخصی لقمه‌ی غذا را در دهان همسر خود بگذارد و یا به قصد حفظ عفت و آلوده نشدن به گناه با او درآمیزد و هر جا که نیت خالص در میان نباشد نماز و روزه نیز از حساب خدا خارج می‌شود اگر چه به ظاهر آراسته جلوه کند.حفظ توازن را در امور معاش و معاد و حوائج روح و بدن لازم می‌دید و اجازه نمی‌داد کسی راه افراط و یا تفریط بپیماید. رهبانیت و توغل در شهوات حیوانی را به یک نسبت محکوم ساخته است و حد وسط بین این دو را با گفتار و رفتار خود نشان می‌داد و آنها را که می‌خواستند همه‌ی وقت خود را در نماز و روزه صرف کنند و به کارهای زندگی بی‌اعتنائی نمایند از انحراف مانع می‌شد و می‌فرمود «بدن شما و زن و فرزند و یارانتان همگی حقوقی بر شما دارند و می‌باید آنها را رعایت کنید» در یکی از سفرها که بعضی از اصحاب، کج‌فهمی کرده و روزه‌دار بودند، از شدت گرما هر یک به گوشه‌ای افتاده و از حال رفتند. سایرین [ صفحه 391] به نصب چادرها و سیراب نمودن چارپایان و خدمات دیگر می‌کوشیدند. فرمود همه‌ی اجر و ثواب متعلق به کسانی است که این کارها را انجام می‌دهند در خلوت و در حال انفراد ساعتهای طولانی در تهجد و شب زنده‌داری بسر می‌برد و به نماز و مناجات قیام می‌کرد، اما وقتی که به نماز جماعت می‌ایستاد برای رعایت حال نمازگزاران به اختصار می‌کوشید و می‌فرمود «دلم می‌خواهد بیشتر در نماز بایستم ولی همینکه صدای گریه طفل یکی از زنان را که در صف جماعت ایستاده است می‌شنوم از قصد خود منصرف شده و نمازم را کوتاه ادا می‌کنم» روزی مرد مسلمانی که همه‌ی روز را آبیاری کرده بود، پشت سر معاذ بن جبل بنماز ایستاد. معاذ به خواندن سوره‌ی بقره آغاز کرد، آن مرد طاقت ایستادن نداشت و منفردا نماز خود را به پایان رساند. معاذ به او گفت تو نفاق کردی و از صف ما جدا شدی. رسول خدا از این ماجرا آگاه و چنان خشمگین شد که نظیر آن حالت را از او ندیده بودند و به معاذ فرمود «شما مسلمانان را رم می‌دهید و از دین اسلام بیزارشان می‌کنید، مگر نمی‌دانید که در صف جماعت بیماران و ناتوانان و سالخوردگان و کارکنان نیز ایستاده‌اند. در کارهای دسته‌جمعی باید طاقت ضعیفترین افراد را در نظر گرفت. چرا از سوره‌های کوتاه نخواندی؟» بلند کردن صدا را به ذکر و دعا که غالبا شیوه‌ی مردم متظاهر و ریاکار است خوش نمی‌داشت. در یکی از سفرها یارانش هر گاه که مشرف به دره می‌شدند صدا به تکبیر و تهلیل بلند می‌کرد، فرمود «آرام بگیرید کسی که او را می‌خوانید نه گوشش کر است و نه جای دوری رفته است او همه جا با شما است و شنوا و نزدیک است» [ صفحه 392]

زهد و پارسائی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه