محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 41

صفحه 41

برگردیم به روش اسلام

آفرینش خدای چنانکه زندگی مادی مخصوص را در دسترس نوع انسان قرار داده و همه را با تجهیزات مساوی تجهیز نموده و میان انسان و انسان فرق نگذاشته است، همچنین زندگی معنوی را که پس پرده‌ی زندگی مادی است در دسترس همه قرار داده است؛ و چنانکه کمال زندگی مادی انسان در بروز و ظهور همه‌ی اعمال و آثار مثبت و منفی اوست که به وسیله بدن از وی صادر می‌شود، همچنین کمال زندگی معنوی را نیز به همه اعمال و آثار مثبت و منفی وی بسط داده است. اسلام نیز هماهنگ آفرینش زندگی معنوی را از آن همه‌ی افراد دانسته و میان هیچ طبقه‌ای فرق نگذاشته است، و هم زندگی معنوی را به همه‌ی شؤون مثبت و منفی زندگی انسان بسط داده و انسان را به قید زندگی اجتماعی و فعالیت مثبت به سلوک راه معینی دعوت نموده است و در تعلیم این روش به اشاراتی که در لفافه‌ی بیانات عادی و عمومی خود آورده است دست زده است زیرا بیانات لفظی ما هر چه باشد مولود افکار عمومی است که در زندگی اجتماعی مادی خود به منظور تفاهم از آنها استفاده کرده و اندیشه‌ها و مفاهیم ذهنی خود را به وسیله آنها به همدیگر می‌رسانیم. درکهای ذوقی و شهودی که از اکسیر نایابتر است و در تاریخ انسانیت هیچگاه عمومیت پیدا نکرده از این مرحله بکلی کنار است. کسیکه می‌خواهد معلومات این درک (درک ذوقی) را از راه دیگر (اندیشه) بیان کند مانند کسی است که می‌خواهد رنگهای گوناگون را به نابینای مادرزاد از راه گوش (قوه سامعه) بفهماند و کسی که معانی شهودی را به قالب الفاظ می‌زند درست مانند کسی است که آب را با غربال از جائی به جائی ببرد. [ صفحه 438] از اینجاست که اسلام در این باره به همان اشارات و رموز دست زده و بدینوسیله از نتیجه‌ی زیان‌بخشی که دامنگیر دیگران شده مصون و محفوظ مانده است.

اجمالی از سیر معنوی

ممکن است تصور شود دعوی ما که اسلام راه باطن را با اشارات و رموز بیان نموده است دعوی بی‌دلیلی است و در حقیقت سنگ به تاریکی انداختن است، ولی تأمل کافی در بیانات و تعلیمات اسلامی و سنجیدن آنها با حال شیفته و شوریده‌ی این طبقه، خلاف این تصور را به ثبوت رسانیده مراحل کمالی را که رهروان این راه می‌پیمایند سربسته و به نحو کلی نشان می‌دهد، اگر چه برای درک حقیقی و تفصیلی آنها راهی جز ذوق نیست.این طبقه که با استعداد فطری خود دلباخته‌ی جمال و کمال نامتناهی حق می‌باشند خدا را از راه مهر و محبت پرستش می‌کنند نه از راه امید ثواب یا ترس از عقاب، چه پرستش خدا به امید بهشت یا ترس از دوزخ در حقیقت پرستش همان ثواب یا عقاب است، نه پرستش خدای.در اثر جاذبه‌ی مهر و محبت که دلهای شیفته‌شان را فراگرفته و بویژه پس از شنیدن اینکه خدای متعال می‌فرماید:فاذکرونی اذکرکم. سوره‌ی بقره، آیه‌ی 152.و صدها آیه‌ی دیگر که از یاد خدا سخن می‌گوید، بهر سوی که برمی‌گردند و در هر حال که می‌باشند به یاد خدا اشتغال دارند:الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم.سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 191.و وقتی که پیام محبوب خود را: [ صفحه 439] ان فی السموات و الارض لآیات للمؤمنین سوره‌ی جاثیه، آیه‌ی 3.و ان من شی الا یسبح بحمده سوره‌ی اسرا، آیه‌ی 44.فاینما تولوا فثم وجه الله سوره‌ی بقره، آیه‌ی 115.می‌شنوند می‌فهمند که همه‌ی موجودات آینه‌هائی هستند که هر کدام فراخور وجود خود جمال بی‌مثال حق را نشان می‌دهند و جز اینکه آینه هستند هیچگونه وجود و استقلالی از خود ندارند، از این رو با چشم مهر و دل جویا به هر چیز نگاه می‌کنند جز تماشای جمال دوست منظوری ندارند.و وقتی که پیام دیگر خدای خود را:یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذ اهتدیتم [451] .یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه [452] .می‌شنوند می‌فهمند که به حسب آفرینش در میان چهار دیوار نفس خود محصورند و راهی به خدای خود جز راه نفس ندارند و هر چه را از این جهان پهناور ببینند یا بیابند در خود می‌بینند و از خود می‌یابند. در این مرحله است که انسان درمی‌یابد که از همه جا و همه چیز منقطع است و جز خودش و خدایش کسی نیست، چنین کسی اگر در میان صدها هزار هم باشد تنها است و اگر دیگران وی را در میان جمع می‌بینند، وی خود را در خلوتی خالی از اغیار می‌بیند که جز خدا [ صفحه 440] دیاری را راهی بدانجا نیست. آنوقت است که به خود و به همه چیز در خود نگاه می‌کند و همانا خود را جز آینه‌ای که در آن جمال بی‌مثال حق هویدا است چیزی نمی‌بیند، یعنی جز خدا ندارد. وقتیکه بدین ترتیب به یاد خدا پرداخت و با عبادتهای مختلف و توجهات گوناگون که بوسیله‌ی آنها انجام می‌گیرد یاد خدا را در دل خود که از هرزه‌گردی پاک و تهی است تثبیت کرد، در صف اهل یقین قرار خواهد گرفت و وعده‌ی خدائی و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین [453] در حق وی عملی خواهد شد در این هنگام است که درهای ملکوت آسمان و زمین بر وی باز شده همه چیز را از آن حق و ملک مطلق وی خواهد دید.و کذالک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون من الموقنین [454] .نخست توحید افعالی برایش مکشوف شده عیانا مشاهده خواهد کرد خدا است که جهان و هر چه را که در آن است می‌گرداند و اسباب و عوامل بیشمار جهان آفرینش را که سرگرم فعالیت‌های گوناگون هستند و حرکت‌های آنها با صفتی که دارند (حرکتهای اختیاری با صفت اختیار و حرکت‌های اضطراری با همان صفت) همانا با دست توانای وی در تابلوی آفرینش نقاشی می‌شود. اگر علت است و اگر معلول است و اگر رابطه‌ی میان علت و معلول است همه ساخته و پرداخته‌ی اوست.و لله ملک السماوات و الارض. سوره‌ی جاثیه، آیه‌ی 27.@.سپس به کشف توحید أسمائی و صفاتی خواهد پرداخت و عینا مشاهده خواهد کرد که صفت کمالی که در این جهان پهناور خودنمائی [ صفحه 441] می‌کند و هر جمال و جلالی که به چشم می‌خورد از حیات و علم و قدرت و عزت و عظمت و غیر آنها لمعه و شعاعی است از منبع نور بی‌پایان حق که از دریچه‌های گوناگون وجود اشیاء با اختلافی که با همدیگر دارند تابیده است:و لله الاسماء الحسنی [455] .پسس در مرحله‌ی سوم مشاهده خواهد کرد که اینهمه صفات گوناگون جلوه‌هائی هستند از ذاتی نامتناهی و در حقیقت همه عین هم و همه عین ذات می‌باشند.قل الله خالق کل شیئ و هو الواحد القهار [456] .

برتری اسلام در توحید

اینست مراحل سه‌گانه توحید که نصیب رهروان راه حق می‌شود و شیفتگان حق و حقیقت از ادیان و مذاهب مختلف که سر و کار با خدا دارند هنگام رهسپار شدن و پیمودن این راه آن را هدف نهائی خود قرار می‌دهند، ولی اسلام برای ارتقاء رهروان تربیت شده‌ی اوجی بالاتر از اوجی که دیگران راه برده‌اند کشف کرده و آن را هدف نهائی آنان قرار می‌دهد، زیرا آنچه از متون برهمائی و بودائی و صابئی و مجوسی و مسیحی یا غیر آنها دستگیر می‌شود همین اندازه است که صفت محدودیت را از حق سلب کرده، وی را حقیقتی نامتناهی و بالاتر از هر اسم و رسم بشناسند ولیکن اسلام عدم تناهی را (از آن جهت که صفت است و صفت هر چه باشد از تحدید موضوع خالی نخواهد بود) [ صفحه 442] نیز بعنوان صفت نفی کرده ذات مقدس را بالاتر از هر اسم و رسم و حتی بالاتر از این توصیف می‌داند و این مرحله از توحید است که جز در آئین مقدس اسلام در جای دیگر نمی‌توان سراغ کرد. امام ششم طبق روایتی که در کتاب کافی از آن حضرت نقل شده این مرحله را از آیه‌ی کریمه‌ی:قل ادعوا الله او ادعوا الرحمان ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی. سوره‌ی اسراء، آیه‌ی 110.استفاده می‌فرماید و نظر به اینکه این بحث از سطح بحثی که تا کنون در این مقاله تعقیب کرده‌ایم بالاتر می‌باشد از تعقیب آن چشم پوشیدیم.

ولایت الهی

رهروان راه کمال از نقطه‌ای که رهسپار می‌شوند تا نقطه‌ای که آرامش می‌یابند در عرض راه مشاهدات زیادی دارند که از دیده و دل خاک‌نشینان جهان ماده، پنهان می‌باشد و پرداختن به بحث آنها از حوصله‌ی این مقاله بیرون است. چیزی که تذکر دادن آن در این مقام اهمیت دارد مسئله‌ی ولایت الهی است.این رهروان هنگامی که وارد مرحله‌ی توحید شده پای روی بساط قرب نهادند هر چه تا امروز داشتند و از آن خود می‌دیدند و در آن دعوی استقلال می‌نمودند یکسر از دست داده و از آن حق دیده، دعوی دروغین خود را پس می‌گیرند. آنوقت است که بزرگترین راحتی را درمی‌یابند و از مطلق رنج و تعب آزاد می‌شوند و از هر ترس و اندوه رهائی می‌یابند زیرا چیزی را مالک نیستند تا از رسیدن آسیبی بترسند [ صفحه 443] یا از آسیبی که رسیده باشد اندوهگین گردند.ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ان لا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون نحن اولیاؤکم فی الحیوة الدنیا و فی الآخرة [457] .الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون [458] .آنوقت است که تلخ و شیرین و زشت و زیبا و فراز و نشیب جهان در نزد ایشان یکسان می‌شود و زندگی دیگری یافته جهان و آنچه را که در آن است با چشم دیگر می‌بینند.او من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات [459] .و بالاخره خودشان و هر چه داشتند از آن خدا می‌شود و خدا از آن ایشان «من کان لله کان الله له!»

خاتمه این بحثها

از بحثهای گذشته روشن شد که زندگی معنوی در اسلام از آنچه در ادیان و مذاهب دیگر می‌باشد عریضتر و عمیقتر است زیرا چنانکه روشن شد در پهنای خود بهمه‌ی حرکات و سکنات مثبت و منفی انسان بسط داده شده و در اوجی که می‌گیرد به مرحله‌های بالاتر از هدف دیگران ارتقاء می‌یابد. [ صفحه 445]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه