- اشاره 1
- جهان در عصر بعثت 1
- دین در جهان معاصر 1
- مقدمه 1
- عربستان... 1
- جنگ قبایل 2
- مردم عربستان 2
- تعصب قبیلگی 2
- حکومت 2
- شبه جزیرهی عربستان 2
- طرد عضو قبیله 3
- بازارها و ادبیات عرب 3
- ماههای حرام 3
- زن و خانواده 3
- غارت 3
- جنوب عربستان 4
- سبعهی معلقه 4
- تجارت و پردهداری قریش 4
- ازلام 4
- دین عربستان 4
- حیره و غسان 5
- ایران... 5
- ذونواس و کشتار مسیحیان 5
- اشاره 5
- تسلط بیگانه 5
- خدا در تعالیم زردشت 6
- مذهب 6
- دین زردشتی 6
- حکومت 6
- اوستا و گاتاها 6
- کیش مانی 7
- مزدکیه یا درست دینان 7
- عیسویان ایران 7
- زروانیان 7
- شرک در خلقت 7
- طبقهی روحانیان 8
- ازدواج با محارم 8
- شاه و درباریان 8
- سازمان جامعه 8
- نظامات اجتماعی 8
- مذهب و علم و فلسفه 9
- حکومت 9
- اشاره 9
- تعلیم و تربیت 9
- علوم و فنون 9
- امپراطوری روم شرقی... 9
- بتپرستی و مسیحیت 10
- ماهیت عیسی مسیح 10
- نسطوریان 10
- یعقوبیه 10
- تفکیک دین از قانون و حکومت 10
- تمدن روم شرقی 11
- برخی از تعالیم عهد جدید 11
- قانوننامهی یوستینیانوس 11
- رابطهی کلیسا و امپراطور 11
- تجارت و صنعت 12
- طبقات 12
- بردگان و کارگران 12
- دهقانان 12
- زن و روابط جنسی 12
- ایتالیا در قرن ششم 13
- تعلیم و تربیت 13
- سرنوشت مدارس یونان 13
- فرانسه در قرن ششم 13
- بریتانیا در قرن ششم 13
- امپراطوری روم شرقی در آستانهی سقوط 14
- مصر 14
- اسپانیا در قرن ششم 14
- اوضاع اجتماعی 14
- اشاره 14
- سازمان اداری 14
- تورات 15
- یهود... 15
- اشاره 15
- یهود در قرن ششم میلادی 15
- خصومت یهود و مسیحیان 15
- مذهب 16
- هندوستان... 16
- حکومت 16
- اشاره 16
- تلمود 16
- هندوئیسم 16
- جینیسم 17
- مقررات اجتماعی 17
- بودیسم 17
- قانوننامهی مانو 17
- خدا 17
- اشاره 18
- چین کشور آسمانی... 18
- فلسفه 18
- ریاضت 18
- تعلیم و تربیت 18
- حکومت 19
- مبدء و معاد 19
- دودمان تانگ 19
- کنفوسیانیسم و سیر تاریخی آن 19
- مذهب 19
- آئین زندگی 20
- فنون و هنرها 20
- ژاپن... 20
- حکومت 20
- ساختمان اجتماع 20
- آموزش و پرورش 20
- آفرینش 21
- مذهب 21
- بودیسم در ژاپن 21
- مقررات اجتماعی 21
- خانواده و زن 21
- اقمار یا مستعمرات چین و هند 22
- از ولادت تا بعثت 22
- محمد یتیم 22
- تعلیم و تربیت و علوم و فنون 22
- زناشویی خدیجه 23
- امین امت 23
- حلف الفضول 23
- خردسالی محمد 23
- حرف فجار 23
- از بعثت تا هجرت 24
- مسلمانان صدر اول 24
- اصول اعتقادات 24
- رسول آفریدگان 24
- رژیم سرمایهداری به خطر میافتد 24
- مدینه آمادهی پذیرفتن اسلام میشود 25
- مردی جسور به اسلام میگرود 25
- پهلوانی دلیر به صف مسلمانان میپیوندد 25
- هجرت به حبشه 25
- صحیفهی ملعونه 25
- سفر طائف 26
- توطئهی دارالندوه 26
- از هجرت تا وفات 26
- مدینه آمادهی قبول اسلام میشود 26
- هجرت 27
- چند نکته با خواننده 27
- ورود به شهر 27
- در قباء 27
- اشاره 27
- تعقیب آغاز شد 27
- دومین خطبه 28
- سال دوم هجرت 28
- مسجد 28
- ده سال زندگی 28
- سال اول هجرت 28
- پیوندهای جدید 29
- مشکل یهود و غزوهی بنی قینقاع 29
- غزوهی بدر 29
- سال سوم هجرت 29
- سال چهارم هجرت 30
- سریهی ابوسلمة بن عبدالاسد 30
- سال پنجم هجرت 30
- غزوهی بدر دوم 30
- غزوهی احد 30
- غزوة خندق یا احزاب 31
- سال ششم هجرت 31
- سال هفتم هجرت 31
- نامه به سران جهان 32
- صلح حدیبیه 32
- سال هفتم هجرت 32
- پاسخ هرقل 32
- غزوهی وادی القری 32
- به سوی مکه، عمرهی قضا 33
- سال هشتم هجرت 33
- سریههای پس از خیبر 33
- ازداج با میمونه 33
- غزوه حنین 34
- سریهی مؤته 34
- سال نهم هجرت 34
- فتح مکه 34
- سریهی سلاسل 34
- اشاره 35
- غزوهی تبوک 35
- روز ترویه 35
- محمد میمیرد 35
- آیندهی امت 35
- در کفالت عبدالمطلب 36
- گوشهای از اخلاق محمد 36
- در کودکی 36
- شبانی گوسفندان 36
- در کفالت ابوطالب 36
- نظافت 37
- با ستمدیدگان 37
- با خانواده 37
- در کار تجارت 37
- با بردگان 37
- بخشایش و گذشت 38
- ادب معاشرت 38
- حریم قانون 38
- عبادت 38
- زهد و پارسائی 38
- احترام به افکار عمومی 39
- استقامت 39
- اسلام و سایر ادیان 39
- محمد در آئینهی اسلام 39
- اصالت فرد از نظر طبیعت بشری 40
- جهانبینی اسلامی 40
- نتیجههای فاسد عرفان هندی 40
- طعن و جواب 40
- تفاوت بیانات عرفانی اسلام با دیگران 40
- خاتمه این بحثها 41
- اجمالی از سیر معنوی 41
- برتری اسلام در توحید 41
- ولایت الهی 41
- برگردیم به روش اسلام 41
- بشارات انبیاء 42
- چهرههای نمایان تاریخ 42
- اسلام 42
- سیمای محمد 42
- نشانهها و علائمی که به مقصد رهبری میکند 43
- سرشت و سرنوشت 43
- پیامبری هم مشمول سرنوشت است 43
- زمینه سازی سرنوشت در مورد پیامبران 43
- آمادگی زمان و محیط 43
- مشخصاتی از بشارات 44
- بشارت ادریس نبی 44
- بشارتی از تورات یا عهد عتیق 44
- بشارات کتب و صحف انبیاء و مصلحین دربارهی پیامبر اسلام 44
- تفاوت بشارتهای مربوط به پیامبر اسلام با بشارات سایر پیامبران 44
- بشارت انجیل 45
- ختم نبوت 45
- بشارت حضرت داود نبی 45
- نبوت تبلیغی 45
- بشارت دیگری از تورات 45
- جبر تاریخ 46
- مقتضیات زمان 46
- نیازمندیها 46
- تحرک و انعطاف 46
- دین جاوید 46
- بینشهای نو 47
- انتقال وظیفه 47
- اجتهاد 47
- جامعیت، و به تعبیر خود قرآن وسطیت 47
- اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است 47
- پاورقی 48
- نسبیت اجتهاد 48
بشارات کتب و صحف انبیاء و مصلحین دربارهی پیامبر اسلام
قبل از ورود در این مطلب نکتهی مهمی را که از خصوصیات برجستهی دین اسلام است و در دیانت اسلام بیش از سایر ادیان دیده میشود متذکر میشوم و آن اینست که یکی از ارکان اعتقادی دین اسلام اعتقاد و ایمان به پیامبران سلف است که در آیات مکرری از قرآن مجید بدان امر شده و تأکید گردیده که مسلمان بایستی به تمام پیامبران خدا ایمان بیاورد و آنها را دوست داشته باشد بلکه بین آنها تفاوتی قائل نباشد مانند آیهی «... لا نفرق بین احد منهم [488] - بین هیچیک از آنها تفاوتی قائل نیستیم.»توجه در این امر جالب روشن میسازد که سلسلهی جلیلهی انبیاء که مانند دانههای تسبیح در تاریخ بشریت به نظم درآمدهاند در واقع عمال منظم دستگاه کاملهی عالم الهی هستند و وجود همهی آنها از روی صلاح و مصلحت بشریت برای دوران خودشان بوده و همهی افراد جهان بایستی نسبت بدانها با نظر تکریم و تعظیم بنگرند.همین سلسلهی مراتب جلیلهی پیامبری خود نشانی از سیر متدرج هدایت الهی است که اشاراتی از آن در بالا بیان گردید.عبارت «مصدق لما معکم - تصدیق کننده است به آنچه با شماست» که در آیهی 80 سورهی آلعمران و برخی سور دیگر قرآن مجید بیان [ صفحه 488] گردیده نشانهای از طرف خدا نسبت به سابقهی پیامبری است که چگونه نشانی از پیامبر آینده در کتب و صحف انبیاء حاضر و نشانی از حقانیت پیامبران گذشته در کتاب پیامبر خلف دیده میشود.در همان آیه که گفته شد - آیه 80 از سورهی آلعمران - چنین بیان شده که خداوند متعال به وسیلهی قراردادی که با تمام افراد بشر و ملل گوناگون آن منعقد فرموده آنها را مکلف کرده که وقتی پیامبری آمد که حقیقت آنها را تصدیق و کتبشان را به گواهی راست شهادت داد او را با آغوش باز بپذیرند و هر گونه کمکی که مقدورشان باشد در حق او انجام دهند.همین پیمان از پیامبران گرفته شده و در کتب آنها ثبت گردیده است.گواهییی که پیامبر اسلام در کتاب مقدس خود از لسان وحی نسبت به حقانیت ادیان سلف آورده است در نفس خود به منزلهی تصدیق اصل دین است و نشان میدهد که بشر باید در هر زمان دین داشته باشد. اصل دین هم یکی است و اینکه در قرآن مجید همهی ادیان را به عنوان اسلام خوانده است و دیانت موسی و عیسی و ابراهیم و نوح و الیاس و سایر پیامبرا علیهمالسلام را به نام اسلام معرفی میکند دلیل بر همین مطلب است که در اصل دین و لزوم دین برای بشر تفاوتی نیست منتها در هر زمانی بایستی به وسیلهی افرادی که خداوند برای این کار مناسب آفریده، به بشر ارائه گردد.همانطور که حضرت محمد کتب و مقدسات پیامبران سلف را تصدیق فرموده است آنها هم بطریق اولی اصل دین را گواهی کرده و وجود سایر پیامبران را چه در گذشته و چه در آینده قبول نموده و بشارت [ صفحه 489] بدان دادهاند. در حقیقت میتوان گفت این معرفی که بعمل میآید از هر دو سوی گذشته و آینده بوده است و بشارت به ظهور نبی بعد در کتب انبیاء سلف تنها به خاطر اثبات رشتهی ناگسستنی دین الهی و تشویق بشر به دنبال کردن و پیگیری از دستورات اصلی الهی بوده است.شک نیست که هیچ کتابی در هیچ مذهبی از مذاهب سلف به شکل اصلی خود نمانده و آن پاکی و خلوصی را که در زمان ظهور نبی داشت حفظ ننموده و حتی با مطالعهی کتب پیامبران گذشته به اختلافی مهم نسبت به اصول اساسی همان دین برمیخوریم و گاهی اشتباهاتی راجع به زندگانی و نسب پیامبر دین و تناقضگویی در این باره در میان آنها وجود دارد که همهی این امور دلیل بر تحریفی است که در کتاب بعمل آمده است.با این حال نباید همهی کتابهای دینی سابق را مردود و مخدوش دانست و در میان آنها دستورات صحیح و پاک بسیار است و نکات و مطالبی که نشانی از اصل باشد در آن کم نیست و با وجود تحریف و انحراف، حقایق بسیاری در کتب انبیاء سلف دیده میشود و بشاراتی هم که نسبت به پیامبر اسلام در آنها به چشم میخورد با آنکه بعدا روحانیون سعی کردهاند در آن تغییراتی دهند (چنانکه بعدا خواهیم دید) ولی اصل مطلب از بین نرفته است.
تفاوت بشارتهای مربوط به پیامبر اسلام با بشارات سایر پیامبران
از آنجا که اکثر پیامبران (غیر اولوالعزم) دعوتشان منحصر به محل و محیط خود و یا زمان خود بوده است بشاراتی که دربارهی آنها در کتب سلف دیده میشود محدود است. حتی بشارات مربوط [ صفحه 490] به حضرت مسیح علیهالسلام و حضرت الیاس نبی فقط در کتب پیمبران اسرائیلی دیده میشود و اگر هم در سایر کتب بشاراتی دربارهی آنها باشد چندان مهم نیست. در اناجیل فقط اشارات و بشارات مربوط به کتب اسرائیلی را در شأن حضرت مسیح نقل میکند در حالیکه درباره حضرت پیامبر اسلام در همهی کتب دینی بشاراتی دیده میشود.فرق دیگری که هست آنست که در مورد سایر پیامبران بشارات مربوط به وقایع عادی از زندگی آنهاست در حالیکه نسبت به پیامبر اسلام بشارت حاکی از قدرت فوقالعاده و کمک و پشتیبانی الهی نسبت به آن حضرت میباشد.
مشخصاتی از بشارات
دربارهی بشارات مربوط به انبیاء برخی مشخصات کلی را در نظر باید گرفت:نخست آنکه باید دانست که بشارات همیشه واضح و روش نیست بلکه در استعاره و لفافه بیان شده و محتاج تأویل است، به همین لحاظ ارزش بشارات بیشتر در مواقعی معلوم شده که پیامبر ظهور کرده است و خصوصیات او با تأویلهای بشارات تطبیق داده شده و چون بشارات صرفا قرائنی برای اثبات حقانیت نبی است، همین امر کافی است که بعد از ظهور، معنی بشارات روشن گردد.به این لحاظ تنها دانشمندان و آنهم دانشمندان محقق و تا حدی ملهم توانستهاند معنای بشارات را درک کنند. گاهی به عقیدهی عیسویان آن کسی که بشارات به نفع اوست نیز نتوانسته معنی بشارت را درک کند، به این لحاظ حضرت یحیی وجود الیاس را منکر شد در حالیکه [ صفحه 491] منظور از الیاس خود او بود و حضرت مسیح بعدا ثابت کرد که الیاس موعود کسی جز یحیی نیست (لوقا 17-1. متی 14-11 و 14-17) .به عقیدهی هندوان دو نفر به نام رامچاندرا و یارشوراما دارای الهام خدایی بودند اما هیچکدام یکدیگر را نشناختند و با هم مبارزاتی کردند.دومین نکتهای که در بشارات باید در نظر گرفت آنست که اسامییی که پیامبران را به آن نام خوانده اسامی خاص نیست بلکه نسبت و صفت است. از آنجا که در نزد خداوند قادر متعال ارزش افراد بشر به اسمی است که در دنیا به آنها دادهاند و جنبهی قراردادی دارد نیست، بلکه بسته به صفات و ارزشهائیست که در عالم خلقت به آنها اعطا گردیده و در حقیقت نام واقعی آنها کلمه یا کلماتیست که مبین و مشخص کنندهی صفات مزبور است.به همین لحاظ بشاراتی که دربارهی پیامبران در کتب سلف آورده شده عین نام نبی را ذکر نکرده، بلکه صفات و نسبتهای آنها بیان گردیده چنانکه دربارهی حضرت عیسی بشارات به نام مسیح است که از صفات آن حضرت است نه به نام عیسی که اسم ایشان بوده است.سومین نکته آنست که زمانی که در بشارات ذکر شده اغلب با زمانهایی که ما با آن آشنا هستیم تفاوت دارد و این امر مسلم است که در عالم حقیقت، زمان آنطور که ما میپنداریم نیست. امروز توسعهی عالم ثابت کرده که مفهوم «زمان» در نزد موجودات مختلف متفاوت است مثلا حشراتی که سراسر عمرشان یک روز است بطور مسلم مفهومی که از ساعات و دقایق دارند غیر از یک فرد بشر است که دهها سال زندگی مینماید، همچنین ثابت کردهاند اگر در موشکی به سرعت نور مسافرت [ صفحه 492] کنیم مفهوم زمان در نظر ما غیر از آنست که اکنون داریم.این موضوع در کتب مذهبی هم اشاره شده چنان که در قرآن مجید میفرماید: «ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون [489] - یکروز نزد خدای چون هزار سال است، از این سالهایی که معمول شماست». در کتاب حزقیال نبی که از کتب تورات است میفرماید «هر روزی را به جهت سالی برای تو قرار دادم - 6-4«و در کتاب فرگارد میگوید «و یکسال فقط یک روز به نظر میرسد - 40-3«در کتاب مانوا (73-66) و در کتب زردشتی نیز به چنین مواردی برمیخوریم.بنابراین نباید انتظار داشت در بشارات زمان دقیقی که مورد محاسبه ماست تعیین شده باشد و اشارات روشن کننده کافیست.چهارمین مطلب دربارهی مکان است. نام مکان هم عین اسم، ذکر نشده بلکه نسبت و صفت آن بیان گردیده مثلا در برخی از بشارات، مکه را به عنوان محلی که در آن جنگ تحریم شده بیان میکند.اینها بود نکات اصلی دربارهی بشارات و مطالب دیگری هم در این باره هست که به اجمال اشاره میشود. در برخی از کتب مذهبی سابق مخصوصا کتب هندوان بشارت را به عنوان خواب مینامند و در کتابهای هندی این قبیل خوابها را «راهاسیا» یا «سر» مینامند.گاهی در بشارتها نکاتی خلاف عقیده دیده میشود که باید آن را با موازین عقلی تعدیل نمود.برخی از بشارتها دو پهلو است و با اینکه راجع به یک شخص [ صفحه 493] است و ظاهرا تناقض دارد. این امر را باید به تحریف کتاب بشارتدهنده نسبت داد زیرا در شأن کتاب آسمانی نیست که در یک امر دوگونه سخن بگوید. در این مورد یکی از آن دو وجه را باید در نظر گرفت.نکتهی مهمتری که جامع موارد پیش گفته است، آنست که همیشه در هر لسانی کنایات و استعاراتی موجود است که اهل آن لسان بخوبی بدان واقفند چنانکه در زبان عرب هر گاه بگویند فلان شخص کثیرالرماد است (یعنی خاکسترش زیاد است) معنی آن اینست که مهمان زیاد پذیرایی میکند و زیادی خاکستر اشاره به زیادی عمل طبخ در منزل است. این استعاره را فقط عرب میفهمد و در ترجمه و توجیه باید متوجه این نکات بود. در همهی بشارات مربوط به انبیا از قبیل این استعارات دیده میشود و در هر گونه پیشبینی هم باید این نکته را در نظر گرفت. نستراداموس یک نفر روحانی قرون وسطی است که به عقیدهی فرانسویان در اشعار خود بسی از وقایع تاریخ آینده را پیشبینی کرده، اما اشعار او را همه نمیفهمند، زیرا چنان در لفافهها و استعارات بیان گردیده که تنها مفسرین خاصه میتوانند از آن، مطلب بیرون آورند.این را هم نباید فراموش کرد که وضع مکانی و جغرافیایی قرون قدیمه چنانکه باید حفظ نشده و اوضاع بلاد و اماکن دائما در تغییر است و یک مکان در طول تاریخ بشریت اسامی مختلف داشته و اوضاع گوناگونی از لحاظ آبادی و خرابی بر آن وارد شده است. بنابراین مشکل است در بشارات یک نام مشخص را که در تمام طول تاریخ بشریت معتبر و لا یتغیر باشد معرفی کنند و همان اشاره و نسبت و صفتی که از محل گفته میشود خیلی جامعتر و بهتر از نامهای متغیری [ صفحه 494] است که در هر دوره از تاریخ عوض میشود.بیشتر بشارات به علت تعصب شدید و علاقهی افراطی پیروان ادیان نسبت به پیامبر خود در بوتهی اجمال مانده چنانکه یهودیان با اینکه در توراتشان اشارت بسیاری نسبت به پیامبر آینده مییافتند اما در موقع ظهور حضرت مسیح حاضر نبودند قبول کنند که این همان شخص موعود است، زیرا اوضاع آنها دچار لطمه میشد و یا اینکه یهود و نصارا با وجود بشارات کتبشان پیامبر اسلام را به آسانی قبول نکردند.به قول مولانا عبدالحق ویدیارتی نویسندهی کتاب پرارزش محمد در کتب مذهبی جهان:مصلحت خداوندی ایجاب میکرد که این بشارات مانند زیبائیهای طبیعت که محفوظ میماند یا مانند صندوقچهی جواهرفروشان که به دقت حفظ میشود در لفافهای از اشارات محفوظ بماند تا مورد استفادهی نسلهای بعد که بیشتر با عقل و دانش سر و کار دارند قرار گیرد.
بشارت ادریس نبی
ادریس نبی یا خنوخ که ذکر خبر آن حضرت در قرآن مجید [490] بیان گردیده و در تورات نیز مکررا از او نام برده شده است. امروز کتابی جزء عهدین فعلی به نام ادریس وجود ندارد ولی سابقا بوده و جزء کتب غیر رسمی درآمده است و شورای کشیشان در اواخر قرن سوم و اوائل چهارم آن را از مجموعهی کتب دینی خارج کردند.الواحی که از خرابههای بابل بدست آمده نام ادریس را مکرر [ صفحه 495] ذکر میکند و کتاب او، در واقع اولین کتاب مدون پیامبران است که باقی مانده است.چون کتاب ادریس را کلیسا خارج از رسمیت قلمداد کرده چیزی از آن کتاب دلیل نمیآوریم. در کتاب یهودا که جزء عهد جدید است و تمام مسیحیان صحت آن را قبول دارند در آیات 14 و 15 میگوید:«لیکن خنوخ «ادریس» که هفتم از آدم بود دربارهی همین»«اشخاص خبر داده گفت اینک خداوند با ده هزار از مقدسین»«خود آمد تا بر همه داوری نماید و جمیع بیدینان را ملزم»«سازد و بر همه کارهای بیدینی که ایشان کردند و بر تمامی»«سخنان زشت که گناهکاران بیدین به خلاف او گفتند...»ده هزار مقدس فقط به پیامبر اسلام مربوط میشود که در فتح مکه با او بودند و در همانجا بود که بیدینان را ملزم ساخت و بر سخنان و کارهای زشت فائق گردید.بعلاوه باید در نظر گرفت که این آیه از کتاب یهودا مدتها بعد از حضرت مسیح نوشته شده و خود عیسویان هم میدانند مربوط به کسی غیر از مسیح است.
بشارتی از تورات یا عهد عتیق
در سفر تثنیه آیاتی وجود دارد که ترجمهی فارسی آن به نقل تورات فارسی اینست.«یهوه خدایت نبی را از میان تو از برادرانت مثل من برای»«تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید و خداوند به من»«گفت آنچه گفتند نیکو گفتند... نبی را برای ایشان از» [ صفحه 496] «میان برادران ایشان مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به»«دهانش خواهم گذاشت و آنچه به او فرمایم به ایشان»«خواهد گفت. سفر تثنیه، باب 18، آیات 15 تا 17.«شاید در طول تاریخ برخی از علمای یهود سعی کردهاند این بشارت را به انبیاء بنیاسرائیل منطبق کنند ولی نهصد سال بعد از حضرت موسی علیهالسلام عزرای نبی در سفر تثنیه باب 34 آیهی 10 چنین فرمود:«و نبی مثل موسی تا به حال در اسرائیل برنخاسته است که»«خداوند او را روبرو شناخته باشد.»این موضوع بخوبی نشان میدهد که هیچیک از انبیای بنیاسرائیل مشمول بشارت آیه نبودهاند. برخی از عیسویان نیز سعی کردهاند بشارت را به حضرت مسیح نسبت دهند و عبارت «از برادران تو را» را با حضرت مسیح علیهالسلام منطبق میدانند.این موضوع بنظر صحیح نیست، زیرا خود حضرت مسیح هیچ ادعا نکرد که این بشارت به او منطبق میباشد و حتی حواریون و اصحاب آن حضرت نیز چنین ادعائی ننمودهاند.علمای عیسوی که میخواهند بشارت را به مسیح نسبت دهند معتقدند که کلمهی «ماحیخا» که در تورات بکار برده شده و از ریشهی عبرانی «اح» به معنی برادر است و عربی آن «اخ» میباشد فقط منطبق با خانوادهی اسرائیل میشود و حضرت مسیح هم از همان خانواده بود. در صورتیکه موشکافی در لغت «ماحیخا» نشان میدهد که منظور از کلمهی «برادرانت» اشاره به دو تیره بوده است که همانا تیرهی یعقوب و اسماعیل باشد که پیامبر اسلام از نسل اسماعیل بود و با نسل یعقوب برادر بشمار میرود.چون جای ما در اینجا کافی نیست خوبست خوانندگان علاقمند [ صفحه 497] در این مطلب نیز به شمارههای 31 و 32 مجلهی نور دانش سال 1328 مراجعه کنند و دلیل کافی را در این باره دریابند.موشکافی در بشارت فوق انطباق آن را با پیامبر مقدس آشکار میکند. موضوع شباهت حضرت موسی با رسول اکرم از لحاظ قدرت تبلیغ و روش پیامبری و همچنین صریح آیه تورات که «خدا در دهانش سخن خواهد گذارد» کاملا روشن است و در قرآن مقدس میفرماید «از روی هوی و هوس سخن نمیگوید بلکه باو الهام میشود.» [491] .خود پیامبر مقدس اسلام نیز به شباهت خود با حضرت موسی اشاره میکند و این موضوع در نامهای که به سلطان عیسوی نوشته شده روشن است که با این کلمات آغاز میگردد: «من محمد رسول الله صاحب موسی و اخیه و المصدق لما جاء به موسی... - از جانب محمد رسول خدا دوست موسی و برادر او و تصدیقکنندهی آنچه خداوند بر موسی فروفرستاد» قرآن هم شباهت پیامبری این دو رسول خدا را تأیید میفرماید: «انا ارسلنا الیکم رسولا شاهدا علیکم کما ارسلنا الی فرعون رسولا [492] - ما بر شما پیامبری فرستادیم که گواه شما باشد کما اینکه بر فرعون نیز رسولی فرستادیم.»