محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 5

صفحه 5

در ناحیه‌ی جنوب عربستان، کنار اقیانوس هند در جنوب، و بحر احمر در مغرب، کشور یمن قرار دارد. این سرزمین از آنجا که آب و آبادی داشت و باران منظمی در آن می‌بارید از سایر نواحی عربستان ممتاز بود و از مراکز بزرگ تمدن باستانی عربستان بشمار می‌رفت. این ناحیه از زیبائی شهرها و ساختمانها افسانه‌هایی بوجود آورده است. بقول سترابون (مورخ و جغرافیادان نامی روم در قرن اول قبل از میلاد) ساختمانهای شهر مأرب از عاج ساخته شده و با لوحه‌های زراندود و جواهرات تزیین یافته و بقول هرودت (قرن چهام ق. م.) دروازه‌ها و طاقهای آن از طلا زینت شده بود. هنوز هم خرابه‌های باقیمانده‌ی عدن و صنعاء و حضرموت شاهد تمدن عظیم عرب قحطانی است که ساکن یمن و نواحی مجاور بوده است و پهلو بپهلوی تمدن فینیقیه و بابل می‌زند.بازرگانان یمن تجارت شرق دور را به عهده داشتند و اروپای قدیم را با اقصی ممالک آسیا مرتبط می‌کردند. بازرگانان هندی کالاهای خود را از دریای هند به یمن و حضرموت می‌آوردند و بازرگانان یمن آنرا به حبشه و مصر و فینیقیه و فلسطین و شهرهای مدین و کشور مغرب حمل می‌کردند. و عربهای اسماعیلی - مردم نجد و حجاز- همان کالاها را از راه خشکی تا آخرین نقطه‌ی آباد دنیای آن روز می‌رسانیدند. [76] . [ صفحه 49] سد مأرب از بزرگترین آثار تمدن و هنر مردم یمن بود و زمینهای معمور و باغهای فراوان میوه بوجود آورده بود، و قوم عاد و ثمود آبادانیها و کاخهای رفیع ساخته بودند. «آنان که از صخره‌های عظیم ساختمانهای بی‌نظیری ساختند. اما طغیان و کفران نعمت و ستمها و عیاشیها آنان را گرفتار بلا کرد و صاعقه و زمین لرزه و سیل و طوفان تازیانه‌ی عذاب را بر پیکر طغیانگر آنان نواخت و از آن همه تمدن و جلال جز خرابه‌هایی باقی نماند.» [77] شکستن سد مأرب از بزرگترین حوادث اندوهبار این سرزمین است. حمزه اصفهانی [78] در «کتاب هشتم تاریخ خود» آن را به چهارصد سال قبل از اسلام مربوط می‌داند که شاید به دنبال همین حادثه «بنی‌لخم» به حیره و «بنی‌غسان» به حوران شام هجرت کردند. و یاقوت [79] آن را به دوران تسلط حبشیان (اواسط قرن ششم) مربوط می‌داند و حادثه‌ای که قرآن از آن یاد می‌کند، به دوران اسلام نزدیک است و به حدود 542 تا 570 میلادی مربوط می‌شود.گذشته از شکستن سد، تسلط کشتیهای رومی بر دریای سرخ و نفوذ مسیحیگری و یهودیت و عواملی که باعث تسلط بیگانه در آن سرزمین شد و اختلافاتی که بین قدرتهای بزرگ بر سر نفوذ و تسلط در آن سرزمین بود منجر به انحلال تمدن یمن و پراکندگی اقوام آن گردید.

ذونواس و کشتار مسیحیان

در قرن ششم، یمن شاهد حوادث عجیبی است که خلاصه‌ی آن قتل، کشتار و کشمکش قدرتهای بزرگ روم و ایران و ظلم و اختلاف است. [ صفحه 50] مدتها سلطنت یمن منحصر به بنی‌حمیر بود تا نوبت به ذونواس رسید. وی دست از بت‌پرستی برداشت و به دین یهود گرائید.از طرفی در نجران فیمبون سابق‌الذکر مردم را به دین مسیح دعوت کرده بود. ذونواس در یهودیگری متعصب بود و بتحریک یهودیان به نجران رفت و مردم را به دین یهود دعوت کرد. وقتی سرپیچیدند خندقی حفر کرد و آتشی در آن افروخت و مسیحیان را در آن انداختند (534 م) و اگر بعضی بآتش نسوختند با شمشیر کشته می‌شدند و اعضای بدنشان قطع می‌شد. جمع کشته‌شدگان این ماجرا را تا بیست هزار نفر نوشته‌اند [80] و گویا این همان «داستان اخدود» است که قرآن اشاره می‌فرماید. [81] .

تسلط بیگانه

بدنبال این کشتار بی‌رحمانه، یکی از مسیحیان که جان بدر برده بود به دربار امپراطور روم یوستینیانوس،، در قسطنطنیه رفت و از او کمک خواست که از ذونواس انتقام بگیرد.روم از یمن فاصله‌ی زیاد داشت. از این رو، وی به نجاشی پادشاه حبشه نامه نوشت. حبشه مسیحی بود و با روم شرقی مناسبات دوستانه داشت. نجاشی سپاهی به فرماندهی اریاط فرستاد. وی جنگید و یمن را به تصرف حبشه درآورد. اریاط حاکم یمن شد تا پس از چندی که ابرهه - یکی از سپاهیان حبشه - او را بکشت و بجایش نشست.ابرهه همان است که برای خراب کردن کعبه آمد. وی بر نفوذ و [ صفحه 51] موقعیت مذهبی و اقتصادی مکه حسد برد و معبدی مجلل در صنعاء ساخت بدان امید که مردم عربستان بدان روی آورند، اما کسی توجه نکرد. حتی یمنیها حج خود را فقط در مکه قبول می‌دانستند. سرانجام ابرهه با سپاهی که در پیشاپیش آن فیلی در حرکت بود برای خراب کردن کعبه براه افتاد، اما در چند مورد بین راه مقاومتهائی شد و او با زد و بند و کشتار پیش رفت تا به حوالی مکه رسید و آنجا را و از جمله صد شتر عبدالمطلب را غارت کرد. اما پیش از آنکه بمقصود خود نایل آید، پرندگان از جانب دریا بحرکت آمدند و سنگریزه‌هایی بسرشان ریختند و آنان را خرد و نابود کردند [82] ابرهه هم که خود در این ماجرا آسیب دیده بود پس از بازگشت در صنعا بمرد و این سال را «عام‌الفیل» نامیدند. همان سالی که پیغمبر اکرم بدنیا آمد. پس از این ماجرا، اعتبار مکه افزون گردید و حرم امن‌تر شد و قریش بهتر توانستند به بازرگانی خویش بپردازند.پس از ابرهه فرزندانش به سلطنت رسیدند و ظلمها کردند و مردم در فشار و بدبختی قرار گرفتند. اما سیف بن ذی یزین که از نژاد پادشاهان حمیر بود، دست بکار شد و به امپراطور روم شرقی شکایت برد و از او تقاصای فرستادن فرمانروایی کرد. وی چون با حبشه‌ی مسیحی رابطه‌ی خوب داشت نپذیرفت. وی بهمراهی نعمان بن منذر که از جانب ایران حاکم حیره و عراق بود پیش خسروپرویز آمدند و کمک خواستند. او سپاهی به فرماندهی وهرز فرستاد که قدرت حبشیان را در یمن درهم کوبید (575 م.) مردم خوشحال بودند که از تسلط نفرت‌انگیز حبشه پس از 73 سال بیرون آمدند و از سیف قهرمان این ماجرا داستانها ساختند. پس از این [ صفحه 52] جنگ سیف ظاهرا فرمانروای یمن شد و در قصر معروف «غمدان» که در دوران ظلم و بی‌لیاقتی امیران حبشی رو بویرانی رفته بود قرار گرفت. اما مردم یمن زود متوجه شدند که در چنگ ایرانیان افتاده‌اند و ارباب عوض کرده‌اند. بدین ترتیب تمدن و شوکت سابق یمن، جای خود را به ویرانیها و طغیانها و رقابت قدرتهای بزرگ داده بود. [83] .

حیره و غسان

دو کشور کوچک در حدود صحرای شام وجود داشت: یکی «حیره» که در سه میلی کوفه بود و دیگری «غسان»، آنجا که امروز به مشرق اردن معروف است. غسان بوسیله‌ی اسکندر - همانگونه که عادت او در برخی سرزمینها بود - تجزیه شده بود، تا مبادا به یونان حمله کنند. بعدها بوسیله‌ی اردشیر بابکان مستقل شد و تحت تسلط ایران قرار گرفت.حیره دولت عربی بود که تابع حکومت ایران شد و پادشاهان حیره از جانب امپراطوران ایران تعیین می‌شدند و به وی خراج می‌پرداختند و از او اطاعت می‌کردند. دولت ایران از حیره برای جلوگیری از حمله‌ی قبایل عرب به مرزهای ایران حمایت می‌کرد. و نیز در هنگام جنگ ایران با روم مردم حیره کمک می‌کردند. بدین ترتیب نوکرانی بودند که نه تنها جیره و مواجب نمی‌گرفتند، بلکه خراج هم باید می‌پرداختند و خدمتگزار اکاسره بودند. در این کشور کوچک نظم سیاسی صورت بدوی داشت و بر روابط عشایری و قبیله‌ای استوار بود.قبایل مجاور حیره تابع امیر حیره بودند. اما این تبعیت از [ صفحه 53] حدود تشریفات تجاوز نمی‌کرد و عرب بدوی استقلال خود را از دست نمی‌داد. [84] .وقتی امرای حیره مسیحی شدند، مسیحیت در عربستان به وسیله‌ی آنان پیش رفت. مسیحیان حیره «نسطوری» بودند و کم و بیش بر اعراب مجاور ایران اثر می‌گذاشتند و پیشرفت محدود مسیحیت در عربستان تا حدی مرهون آنان است.«نسطوریان» که در ایران هم منشأ آثار علمی و فرهنگی بودند، در حیره نقش واسطه داشتند، و معنویات آرامی و ایرانی و یونانی را در عربستان نفوذ می‌دادند.یعقوبی می‌نویسد:«نعمان بن منذر - پادشاه حیره در نیمه‌ی دوم قرن ششم -»«دست نشانده کسری بود. کسری خبردار شد که وی»«دختری زیبا دارد. پیغام فرستاد تا دخترش را برای او فرستد.»«نعمان امتناع کرد. کسری از اینکه بنده‌اش، پیغام رد فرستاده»«عصبانی شد و احضارش کرد. نعمان از بعضی از قبایل مدد»«خواست. چون به او کمک نکردند خود پیش کسری آمد.»«کسری دستور داد دست و پای او را بستند و به خانقین بردند»«و دستور داد در آنجا او را زیر پای فیل اندازند تا بمیرد»«و بعد پیش شیران اندازند که او را بخورند، تا دیگر»سرسپردگان جرئت تخلف نکنند.» [85] .در غسان، که همان شرق اردن است، چندی «ضجاعمه» می‌زیستند [ صفحه 54] و تحت حمایت و تبعیت دولت روم بودند؛ چون شام در قلمرو روم بود. در اثر خرابی سدمأرب مردم یمن به نواحی عربستان مهاجرت کردند، از جمله طایفه‌ی ازد به شرق اردن آمدند. سرزمینی حاصلخیز بود و چون «ضجاعمه» سست و زبون بودند، طایفه‌ی «ازد» در آن ناحیه مسلط شدند و بعدها بنام «غسان» معروف شدند و تا ماجرای جنگ «یرموک» باقی بودند.غسانیها تابع دولت روم بودند و از آنان ساختن قلعه‌های محکم، ساختمانهای سنگی عظیم، فنون جنگی و دیگر آثار تمدن را آموختند، تا از آن برای حمایت روم علیه ایران استفاده کنند. پادشاهان غسانی به نوکری رومیان دلخوش بودند و بزم عیش و نوششان دایر بود. عده‌ی زیادی کنیزکان آوازه‌خوان داشتند که برایشان مجلس‌آرایی می‌کردند. در غسان نیز نظم سیاسی بیشتر بر اساس روابط خویشاوندی و قبیله‌ای بود. قبایل اطراف هم ظاهرا تابع امرای غسان بودند.مسیحیت غسان، منوفیزیتی (تک ماهیتی) بود و آنرا در حجاز ترویج می‌کردند و روابط تمدن شامی و حتی تمدن روم شرقی، با عرب بودند و تعدادی کلمات آرامی وارد زبان عرب کردند. [86] . [ صفحه 55]

ایران...

اشاره

کشور ایران علاوه بر امکانات فراوان خود، در اثر موقعیت ترانزیتی که میان شرق و غرب جهان داشت و می‌توانست بمنزله‌ی پلی جهت انتقال کالا و علوم و فنون میان کشورهای متمدن شرق و غرب باشد، ارج و اعتبار خاصی به خود گرفته و وزنه‌ی قابل توجهی در سیاست جهان به شمار می‌رفت.اینک ما دورنمایی از وضع ایران زمان طلوع اسلام را ترسیم می‌کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه