محمد خاتم پیامبران (ص) صفحه 6

صفحه 6

حکومت

نوع حکومت ایران، مانند اکثریت نزدیک به تمام حکومتهای دیگر آن زمان، سلطنت و مثل خیلی از حکومتها، کاملا استبدادی بود.تخت و تاج ایران را همزمان با طلوع خورشید اسلام خسروپرویز که از سال 591 میلادی به تخت نشسته بود در اختیار داشت. موفقیتهای نظامی فراوانی که خسروپرویز در مرزهای شرق و غرب کشور بدست آورد در روحیه‌اش اثر نامطلوب گذاشت.طبری در وصف او می‌نویسد:«بخت و اقبال او را متکبر و مغرور کرد، خودخواهی و» [ صفحه 56] «استبداد و آزمندی او به نهایت رسید، چشم طمع به مال»«و ثروت مردم دوخت...» [87] .و در جای دیگر نوشته:«در جرم و عصیان به باری تعالی به جایی رسید که به رئیس»«نگهبانی خاصه‌ی خود زادان فرخ فرمان داد تا همه‌ی زندانیان»«را که عددشان به سی و شش هزار می‌رسید هلاک کند...» [88] .سلاطین ساسانی خود را از نژاد خدا و شخصیتی ربانی (بغ) معرفی میکردند، گرچه روحانیان آنان را بشر عادی و مکلف به تکالیف مخصوصی می‌دانستند.انوشیران ضمن نامه‌ای که به یوستینیانوس [89] نوشته خود را «قهرمان قهرمانان و ساخته شده‌ی به صورت یزدان و وجودی الهی و واجب الاحترام...» می‌خواند. [90] .خسروپرویز درباره‌ی خودش چنین تعبیر می‌کند:«آدمی فناناپذیر از میان خدایان، و خدایی بسیار جلیل»«در میان مردمان... کسی که در طلوع آفتاب قرین است...» [91] .کسرایان ساسانی خود را در جمیع شؤون کشور فعال مایشاء می‌دانستند و سخت انتقادناپذیر بودند و اگر گاهی مشورتی می‌کردند از حدود تشریفات تجاوز نمی‌کرد و احترامی به آراء و افکار دیگران نمی‌گذاشتند، و حتی انوشیروان که در یک مورد دبیری را به جلسه‌ی شورایی که برای امری تشکیل داده بود دعوت کرد و دبیر رائی بر [ صفحه 57] خلاف نظر او اظهار کرد و ایرادی به نظریه‌ی شاه نمود، دستور داد با ضربات قلمدان او را هلاک کردند. [92] .دست آنان در مورد اموال و ثروت کشور بکلی باز بود و ابدا حساب و کتاب و قید و شرطی نداشتند. «خزانه‌ی کشور با خزانه‌ی شاه یکی بود و شاه بدون احساس کوچکترین مسؤولیتی مالیه‌ی کشور را حیف و میل می‌کرد.» [93] .

مذهب

هنگام ظهور اسلام، دین رسمی ایران «دین زردشتی» بود، ولی ادیان و مسالک «نصرانیت» و «یهود» و«مانوی» و «مزدکی» نیز در ایران هر یک پیروانی داشتند.

دین زردشتی

پیش از ظهور زردشت ظاهرا ایرانیان همان آئین بوداهای هندوستان را داشتند که بر اساس تقدیس و پرستش عناصر و قوای طبیعت قرار داشت. [94] .رزدشت با همه‌ی اختلافاتی که در تاریخ و محل تولد او وجود دارد، به احتمال قوی در حدود هفت قرن قبل از میلاد مسیح در غرب ایران به دنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات معمول روز، مدتی به ریاضت و انزوا گذراند و سپس بنا بر تواریخ زردشتیان، حالت مکاشفه و ارتباط با موجودات مجرد جهان برایش پیش آمد. [ صفحه 58] فرشته وهومنه اولین فرشته‌ای است که با او تماس برقرار کرد و او را معراج داد و بخدمت اهورامزدا برد. در آنجا به مقام پیامبری برگزیده شد، به زمین برگشت و بار دیگر مدتی ریاضت کشید و سپس شروع به پخش افکار خویش کرد. چون در زادگاه خود موفقیتی به دست نیاورد، به مشرق ایران پیش شاه گشتاسب رفت. شاه پس از دیدن معجزات، دین او را پذیرفت و این دین، در پی یک سلسله حوادث به صورت دین رسمی کشور و مورد حمایت قدرتهای دولت درآمد.

اوستا و گاتاها

گذشته از نظر چند نفر از محققان اروپایی از قبیل آبه فرانسوانو [95] که معتقد هستند زردشتیان تا قرن هفتم کتب دینی منظم و نوشته نداشته و عقاید و معارفشان سینه به سینه می‌گشت، آنچه به تحقیق پیوسته و مورد قبول اکثریت مورخان واقع شده این است که زردشتیان از همان اوایل رسمیت یافتن، نوشته‌هایی به عنوان کتاب مقدس داشته‌اند. [96] .«گاتاها» اصیلترین و معتبرترین بخش معارف دینی زردشتیان است که امکان دارد در زمان خود زردشت تمام یا قسمتی از آن به قلم خودش یا توسط شاگردانش تنظیم شده باشد. [97] .«اوستا» که در زمان زردشت یا بعد از او تنظیم شده و بقولی روی دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود، یک یا دو نسخه از آن تا زمان [ صفحه 59] حمله‌ی اسکندر در سال 326 قبل از میلاد وجود داشته ولی در اثر آن حمله بکلی مفقود شده است. [98] .اشکانیان بفکر جمع‌آوری «اوستا» افتادند و اقداماتی کردند. سپس اردشیر ساسانی و شاهپور اول و دوم این فکر را تعقیب کردند، سرانجام مطالبی از سینه‌ها و افکار شخصی پیشوایان زردشتی به عنوان «اوستا» جمع‌آوری شد و حتی مسائل علمی و فنی روز هم جزء «اوستا» گردید و بالاخره شاهپور دوم شورای بزرگی به ریاست «موبد موبدان» تشکیل داد و متن قطعی «اوستا»ی جدید را تصویب کردند و همان متن تا اواخر دوره‌ی ساسانیان اعتبار و رواج داشت. [99] .پس از شکست ایران از مسلمانان و نفوذ اسلام در این کشور و رواج احکام و دستورات و معارف آن، طبعا اوستای موجود مایه‌ی سرشکستگی پیروان زردشت و روحانیان زردشتی بود، و لذا توسط خود زردشتیان جمع‌آوری شد و سپس در قرن نهم میلادی با تغییرات فراوان بار دیگر تنظیم گردید. [100] ایران‌شناس معروف کریستن سن دانمارکی، که اکثر آنهایی که اخیرا درباره‌ی ایران چیزی نوشته‌اند استناد به نوشته‌های او کرده‌اند معتقد است که تقریبا تمام کتب و نوشتجات زردشتیان که به زبان پهلوی باقی مانده در قرن نهم میلادی تنظیم شده است. [101] .

خدا در تعالیم زردشت

به نظر می‌رسد که دین زردشت در ابتدا مبتنی بر اساس توحید و [ صفحه 60] از لحاظ احکام و دستورات کاملا مترقی و انقلابی بوده است و هیچ بعدی ندارد، همانطور که برخی از روایات اسلامی زردشتیان را اهل کتاب معرفی کرده و مخصوصا با توجه به اینکه قرآن کریم در سوره‌ی 22 آیه 17 مجوس را در ردیف «اهل کتاب» ذکر فرموده است، زردشت واقعا پیغمبر بوده و دین او آسمانی باشد. ولی آنچه مسلم است تعلیمات اصیل و واقعی زردشت بمرور زمان دستخوش تحریف و تغییر شده و قسمت اعظم آن بکلی نابود شده است. زیرا رفته رفته که این مذهب دین سیاسی ایران و در مسیر منافع طبقات حاکمه قرار گرفت به میل آنان به دست «مغ»ها که شرک در افکار آنان ریشه داشت توحید آن تبدیل به شرک، و مقررات آن مملو از خرافات و اباطیل گردید.مبدء شرک که در کلمات زردشت به صورتی معقول مطرح شده بود، در مقابل اهورامزدا خدای مستقلی شد و توحید زردشت تبدیل به ثنویت و شرک گشت.در پیرامون اهورامزدا الهه‌ی دیگری با صور گوناگون به ظهور رسید و خدایان باستانی اعصار اولیه‌ی اقوام آریائی، که شماره‌ی آنها به صدها و هزارها می‌رسید، با هاله‌ای از مجد و عظمت بار دیگر در «اوستا» چهره‌نمائی کردند. [102] .«میترا» خدای مهر، «اوستا» خدای مادینه‌ی سحرگاه، «وایو» خدای باد، «بهمن» خدای زراعت، «آشا» خدای آتش، «خاشاتروا» خدای معادن و احجار، «ارمی‌تی» خدای خاک، «هوروتاتی» خدای آب، «امرایات» خدای نباتات و صدها خدای دیگر در معابد زردشتیان، با «اهورامزدا» در خدایی شرکت یافتند و هر یک مقام بلندی را اشغال کردند. [103] . [ صفحه 61] «آفتاب» که احتمالا در تعلیمات اصیل زردشت موجودی مقدس و قابل ستایش بود، در دوره‌ی ساسانیان مورد پرستش و عبادت قرار گرفت و مقام الوهیت یافت. یکی از قسمتهای یزدگرد دوم چنین است:«قسم به آفتاب، خدای بزرگ که از پرتو رخ خویش جهان را»«منور و از حرارت خود جمیع کاینات را گرم کرده است» [104] .دلیل دیگر پرستش آفتاب این است که وقتی روحانیون مسیحی را مجبور به ترک مسیحیت و پذیرش دین زردشت می‌کردند، با آنها شرط می‌کردند که خورشید بپرستند و برای آن قربانی تقدیم نمایند. [105] .از «اوستا»ی موجود چنین برمی‌آید که پرستش عناصر طبیعت در میان زردشتیان کاملا رایج و جدی بوده است. در میان این عناصر آتش (آذر) خوشبخت‌تر بود و علاوه بر جنبه‌ی الوهیت، کم کم فرزند «اهورامزدا» نیز شده است. [106] .کریستن سن در صفحه‌ی 456 مباحثه‌ای را که میان یک «مغ» با گیوارگیس [107] مسیحی رخ داده آورده است. در این بحث، ابتدا «مغ» منکر آتش‌پرستی زردشتیان می‌شود، ولی گیوارگیس چند آیه از اوستا را که با صراحت دلالت بر پرستش آتش دارد به رخ مغ می‌کشد. مغ مضطرب می‌شود و سرانجام جواب می‌دهد که آتش را به خاطر اینکه با «اهورامزدا» از یک طبیعت است می‌پرستم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه