سلمان فارسی صفحه 42

صفحه 42

به نظر می رسد که این قضیه بسیار شبیه است بدانچه که بزودی نقل خواهد شد و در آن سبب این که پیامبر اکرم - صلی

الله علیه و آله - فرمود : ((سلمان از ما خانواده است ))آمده اما این عبارت در این جا نیامده است . ولی مناسب اینست که پیامبر اکرم این عبارت را در همین قضیه فرموده باشد چرا که طبیعی است که رسول الله - صلی الله علیه و آله - از سخن آن مرد قریشی تندخو به خشم آید و با بیش از عبارت ملایم و نرمی که در آخر این روایت آمده سلمان را یاری کرده باشد .

3 - همچنین مالک از طریق بیهقی و عبدالرزاق از قتاده روایت کرده که گفت : ((بین سعد بن ابی وقاص و سلمان کدورت و اختلافی بود به هنگامی که آن دو در مجلس حضور داشتند سعد به یکی از حضار گفت : نسب خود را بازگو و او نسب خود را بیان کرد ، به دیگری نیز چنین گفت او نیز نسب خود را بیان کرد تا نوبت به سلمان رسید به سلمان گفت : ای سلمان ! نسب خود را بیان کن . سلمان گفت : ((من برای خود جز اسلام پدری نمی شناسم من سلمان فرزند اسلام هستم )) . این ماجرا به گوش عمر رسید و او در مجلسی به سعد گفت : نسب خود را بازگو . سعد که گویا مقصود عمر را دانسته بود از او خواست او را معاف سازد اما عمر رهایش نکرد تا نسب خود را بازگو کرد . آنگاه به دیگری چنین گفت تا نوبت به سلمان رسید سلمان گفت : ((خدا با اسلام بر من انعام فرمود پس من فرزند اسلام هستم )) . پس

عمر گفت : قریش می داند که در جاهلیت ، خطاب (پدر عمر) گرامیترین آنان بود اما با این حال من می گویم من عمر فرزند اسلام هستم برادر سلمان هستم برادر سلمان ابن اسلام . به خدا قسم اگر به خاطر اسلام نبود آن چنان کیفرت می کردم که به گوش مردم شهرهای دور برسد . . . ))(121)

4 - روایتی دیگر نقل شده است که بنابر آن ، شخصی در صدد تحقیر و سبک کردن او بر آمده و رسول الله - صلی الله علیه و آله - او را یاری کرده و منطق جاهلی و تعصب قومی را صریحا محکوم نموده است . روایت چنین می گوید :

((روزی سلمان فارسی - رضی الله عنه - به مجلس رسول الله - صلی الله علیه و آله -وارد شد حضار برای او احترام به حق او و سالخوردگیش و بخاطر اختصاص و انتسابش به مصطفی او آل او - صلوات الله علیهم - او را تعظیم کرده در صدر مجلس جا دادند . عمر داخل گردید و سلمان را دید و گفت : ((این عجمی بالا نشسته در بین عرب کیست ؟ )) پس رسول الله - صلی الله علیه و آله - بر فراز منبر رفته خطبه خواند و فرمود :

مردم از زمان آدم تا امروز همچون دندانه های شانه (برابر) هستند .

عربی را بر عجمی و سرخپوستی را بر سیاهپوستی برتری نیست جز به پرهیزگاری ، سلمان دریایی است که پایان نمی پذیرد و گنجی است که تمام نمی شود . سلمان از ما اهل بیت است

. . . ))(122) .

چند جای درنگ :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه