سلمان فارسی صفحه 46

صفحه 46

ج : در نامه ای که معاویه برای زیاد بن ابیه نوشته و به ذکر امر خلافت پرداخته می گوید : ((لکن خداوند آن را (خلافت را) از میان بنی هاشم بیرون برد و آن در میان بنی تیم بن مره (قوم ابوبکر) قرار داد و سپس از آن قوم نیز خارج نموده و در بنی عدی بن کعب (قوم عمر) قرار داد در حالی که قریش هیچ طایفه ای از این دو طایفه خوارتر و ذلیلتر نبود . . . ))(129)

د : به هنگام فتح مکه چون ابوسفیان عمر بن خطاب را دید که صدای خود را بلند کرده گفت : ((به خدا قسم پس از ناچیزی و خواری ، کار بنی عدی بالا گرفته است . . . . ))(130)

ه : وعوف بن عطیه گفته است :

و اما الاءلاءمان ، بنو عدی

و تیم حین تزدحم (131) الاءمور

فلا تشهد بهم فتیان حرب

و لکن ادن من حلب و عیر (132)

بنابراین ناگزیر هستیم درباره وصفی که عمر - در این روایت - از پدر خود

کرده بگوییم : این وصف و تمجید از باب افتخار به امری نسبی بوده است ؛ مثلا شاید پدر عمر از نیکان سعد گرامی تر و عزیزتر بوده یا این که عمر از هیبت خلافت و جلال خود استفاده کرده و برای این که سلمان و دیگرانی را که با منطق غیر اسلامی خود کرده بخصوص که مطمئن بوده سلمان که در زمان جاهلیت و اوایل بعثت خارج از منطقه عربی زندگی می کرده در این زمینه حقیقت امر را نمی داند . و بعلاوه عمر می دانسته که کسی جراءت نمی کند در رد سخن او کلمه ای بگوید و گفته او را ابطال کند .

و نیز محتمل است که به منظور دفع شبهه و اعتراض در مورد موضعگیریهای دیگر عمر نسبت به سلمان خصوصا و غیر عرب عموما ، این عبارت (و به طور کلی دفاع عمر از سلمان در مقابل سعد) در روایت گنجانده شده باشد . و خدا دانای به حقیقت حال است و بازگشت همه چیز به سوی اوست .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه