تأثیر شعر و شاعر و نثر در گفتار علی
در قرن اخیر که گروهی از شرق شناسان مغرب زمین تتبع و بحث های خود را به ادبیات عرب اختصاص دادند، بر سر مساله هائی چند بین آنان پیکار در گرفت. هر دو دسته بخاطر روشنگری حقیقت، و یا بکرسی نشاندن سخن خود، تا آنجا که توانستند برابر یکدیگر ایستادند.
پس از آنکه سالها این بازار را گرم نگاه داشتند، اندک اندک گروهی از ادیبان و فاضلان مشرق زمین- عرب یا جز عرب- که نخست تماشاگر معرکه ی آنان بودند خود نیز بمیدان آمدند و هر یک بطرفداری دسته ای برخاستند.
یکی از این مساله ها این بود که آیا گفته های شاعران و خطیبان عرب پیش از اسلام و نیز عصر پیغمبر و خلفا تا پایان حکومت امویان از صنعت های لفظی و معنوی برخوردار بوده است؟ یا فرهنگ اسلامی پیش از پیمودن دوران رشد و آمیختن با دیگر فرهنگ ها- مخصوصا فرهنگ یونان و ایران به چنین هنرهائی آراسته شد؟(1).
از آن تاریخ سال ها و بلکه ده ها سال می گذرد، در نتیجه ی دو جنگ جهانی و دگرگونیهای بزرگی که در زندگانی شرق و غرب پدید آمد، درهای تازه ای از علم آموزی و یا مجادله های قلمی برای محققان گشوده گردید، اما هنوز هم تنور این جدال از گرمی نیفتاده است، و طرفدارن هر دو نظر سر گرم کار خود هستند و می کوشند تا با نشان دادن دلیل های تازه تر، خصم خود را مغلوب نمایند.
آنچه مسلم است اینکه گفته ی طرفداران نظریه ی نخست از
تعصب و بدبینی خالی نیست، چه اگر دسته ای از شکاکان و دیر باوران در اصالت قصیده ها و قطعه های منسوب به عصر جاهلی تردید کرده و آنها را محصول کوشش راویان قرن دوم دانسته اند، سندی اصیل از زبان عرب در دست است که مسلمان و نا مسلمان قطعیت آنرا پذیرفته اند و آن قرآن کریم است.
قرآن هر چند از لحاظ تاریخی سند دوره ی علم و آغاز اسلام است نه عصر جاهلی، اما