*****
تعبیر حضرت خطاب به حاکم مصر چنین است: و لاتکونَنَّ علیهم سَبُعاً علیهم ضاریاً تغتَنَمُ أکلَهُم. (و مباش همچون جانوری شکاری (درنده)، که خوردنشان را غنیمت شماری) (نهج البلاغه 1373: نامه 53، ص 326).
نفی حیله و نیرنگ
دیرزمانی است که نیرنگ و فریب چنان با سیاست و حکمرانی به هم آمیخته است که تصور جدایی آن دو و حتی موفقیت سیاست بدون توسل به نیرنگ غیرممکن به نظر می رسد. تاریخ نشان می دهد که هرچه حاکمی مکار تر و فریبنده تر باشد، موفقیت او در حکمرانی، بقا و دوام حکومتش بیش تر است. البته در این گونه حکومت ها، خود قدرت و حکمرانی هدف به شمار می رفته و احقاق حق و اجرای
عدالت احتمالی هم برای حفظ قدرت انجام می شده است. به هرحال، حضرت علی(ع) در هیچ شرایطی حاضر نبود به حیله و نیرنگ متوسل شود؛ زیرا معتقد بود: «حاکمی که مکر و حیله یا تکبر کند از بی عقلی و حماقت خود در حکومتش پرده برمی دارد.» (قزوینی 1371: ص 51).
معاویه برای پیشبرد اهداف خود از توسل به هرگونه حیله و نیرنگ فروگذار نمی کرد. به همین دلیل، برخی می گفتند که معاویه سیاستمدار است؛ ولی علی(ع) زیرک نیست و سیاست نمی داند. حضرت در پاسخ به این گونه سخنان فرمود: به خدا سوگند معاویه زیرک تر از من نیست، اما شیوه او پیمان شکنی و گناهکاری است. اگر حیله و پیمان شکنی ناخوشایند نبود، زیرک تر از من کسی پیدا نمی شد (نهج البلاغه 1373: خطبه 200، ص 236). حضرت حتی در صورت از دست رفتن قدرت و حکومت نیز به این شیوه ها متوسل نمی شد و چنان که گذشت، در شورای شش نفره عمر، حضرت حاضر نشد در مقابل به دست آوردن قدرت و حکومت یک نیرنگ ساده به کار برد و _ نعوذ باللّه _ دروغ بگوید.
یکی از مهم ترین دلایل اینکه امام علی(ع) حیله و نیرنگ را به هر صورت آن نفی می کرد، نگرش ایشان به دنیا و اعتقادشان به آخرت بود. حضرت علی(ع) وفا را همزاد راستی و صداقت و سپری بازدارنده از گزند می داند و معتقد است که هر کس به بازگشتگاه خود __ آخرت __ آگاه و معتقد باشد، مکر و حیله و بی وفایی را روا نمی دارد. حضرت علی(ع) ابراز تأسف و نگرانی
می کند که در روزگاری به سر می برد که مردم آن نیرنگ و بی وفایی را زیرکی می دانند و و نیرنگ بازان و حیله گران را سیاستمدار و چاره اندیش می خوانند. حضرت علی(ع) تصریح می کند که چه بسا مرد آزموده و دانا از چاره کار به معنی رایج آن و استفاده از نیرنگ کاملاً آگاه است، اما فرمان خداوند و پایبندی او به اصول اخلاقی و انسانی، او را از غلطیدن در آن راه ها باز می دارد و به همین دلیل آن کار را وامی گذارد. اینجا است که میدان برای نیرنگ بازان و فرصت طلبان باز می شود؛ زیرا پروای دین و هراس آخرت ندارند و از فرصت پیش آمده نهایت بهره را می برند (نهج البلاغه 1373: خطبه 41، ص 39).
حیله و نیرنگ ذاتا و ماهیتا ویژگی زشت و قبیحی است که هیچ انسان آزاده و جوانمردی به آن متمسک نمی شود و شأن و ارزش خود را با آن آلوده نمی سازد. یک فرد مسلمان، انسان والا و با کرامتی است که با اعتقاد و پایبندی به دستورات خداوند و تعالیم ناب اسلام، در راه تکامل و تعالی گام نهاده است. به همین دلیل، حضرت امام صادق(ع) تصریح می کند که مسلمانان را نسزد که حیله و نیرنگ به کار برند یا دیگران را به این کار فرمان دهند (حر عاملی 1430: ج 11، ص 51). وقتی انجام عملی در شأن مسلمان نیست یا غضب و عذاب الهی به دنبال دارد، شایسته است که انجام نشود؛ چون شرایط سیاسی _ اجتماعی یا منافع و مصالح جاری هیچ
تأثیری در آن ندارد. تمام احکام و دستورات اسلام منافع و مصالح حقیقی و واقعی انسان را با یک نگرش کلان و برای همیشه مد نظر قرار داده اند، چه انسان به این منافع و مصالح آگاه باشد و چه نباشد.