اصول و مبانی اخلاقی در سیاست عملی امام علی علیه السلام صفحه 6

صفحه 6

نپذیرفتن باطل

امام علی (ع) که پس از قتل عثمان با اجتماع و اصرار مردم حکومت را قبول کردند، از همان روزهای اول در نامه یی خطاب به معاویه، او را از حکومت شام عزل کردند. قبل از عزل معاویه، بزرگان و سیاستمداران عرب، از جمله ابن عباس و مغیره بن شعبه، جداگانه خدمت امام(ع) رسیدند و از او پرسیدند که در مورد معاویه چه خواهد کرد. حضرت با قاطعیت پاسخ داد که بدون درنگ او را عزل خواهم کرد. به حضرت گفتند که معاویه در شام دارای نفوذ است و سال ها است که حاکم آنجا است. از این رو مردم را علیه تو می شوراند، به خصوص که عموزاده عثمان است و با قتل عثمان بهانه یی برای خونخواهی و انتقام گیری دارد. ابتدا برای مدت کوتاهی او را نصب کن تا برای تو از مردم بیعت بگیرد، بعد به آسانی می توانی او را کنار بگذاری؛ در غیر این صورت، اطاعت نخواهد کرد و حکومت شام را از دست نخواهد داد. ابن عباس پیشنهاد کرد که «به معاویه نامه بنویس، منّت بگذار و وعده بده». حضرت علی(ع) قبول نکرد و فرمود: من هرگز در دین خود دورویی و مکر نمی کنم و دنائت و پستی را دستمایه خود قرار نمی دهم (طبری 1989: ص ص 459-461؛ ابن اثیر 1285: ج3، ص ص 197-198).

حتی ابن عباس دو راه به امام علی(ع) نشان داد: اول اینکه با نصب معاویه بر تو هیچ سرزنشی نیست، چون می توانی بگویی که او را عمر خلیفه دوم منصوب کرده و عثمان نیز او را ابقا کرده است؛ دوم اینکه فعلاً او را نصب کن تا بیعت بگیرد، بعداً من قلع و قمع معاویه را تعهد و عزل او را تضمین کنم. ولی حضرت در پاسخ فرمود: ای ابن عباس من نمی توانم تن به کارها و خدعه های تو یا معاویه بدهم (ابن اثیر 1285: ج 3، ص ص 197-198).

به هر حال، امام علی(ع) معاویه را عزل کرد. معاویه پس از خبردار شدن از عزل خود علم مخالفت برداشت. وی از قبل غلامی را به مدینه فرستاده بود تا پیراهن خون آلود عثمان را به شام ببرد که به همراه انگشتان قطع شده زن عثمان برده بود و هم اکنون با برافراشتن پیراهن خونین عثمان و گرد آمدن مردم دور آن، خون عثمان را به گردن حضرت علی(ع) انداخت و انبوه مردم شام را برای انتقام گیری خون خلیفه بسیج کرد. مردم هم قسم خوردند تا انتقام خون خلیفه را نگیرند غسل نکنند و پیش زنانشان نروند (ابن اثیر 1285: ج 3، ص 227). این بحران در نهایت به جنگ صفین منجر شد که در آن هفتاد هزار نفر از هر دو طرف کشته شدند و همگی مسلمان بودند (نصربن مزاحم 1370: ص 773). البته امام(ع) خواهان جنگ و خون ریزی نبود. به همین دلیل، در این جنگ بارها به معاویه پیغام داد که این همه لشکر را من و تو به

این صحرا آورده ایم و برای ما کشته می شوند؛ بیا ما دو تن نبرد کنیم، هر کدام پیروز شد برنده خواهد شد و خون مسلمانان حفظ خواهد شد؛ ولی هر بار، معاویه سرباز می زد (ص ص 75، 432، 530).

شاید بتوان گفت که مهم ترین و سنگین ترین ضربه یی که بر حضرت علی(ع) و حکومت نوپای او وارد آمد و در نهایت منجر به شهادت امام(ع) شد، همین جنگ با معاویه و پیامدهای بعدی آن؛ مثل جریان حکمیت، خوارج و شهادت یاران امام(ع) مثل مالک اشتر و محمدبن ابی بکر بود. حتی در اواخر جنگ صفین که ماه های متوالی طول کشید و اوضاع بحرانی شد، معاویه _ واقعاً یا از روی حیله _ نامه یی به حضرت علی(ع) نوشت و برای کوتاه شدن غائله، از مصایب جنگ و پشیمانی های بعدی آن سخن راند و مجدداً حکومت شام را از امام(ع) درخواست کرد؛ ولی حضرت باز هم از اعطای حکومت شام به معاویه و نصب او به عنوان حاکم این منطقه خودداری ورزید. و به او نوشت:

چیزی را که دیروز از تو منع داشتم امروز نیز به تو نخواهم داد. اگر من به خاطر ذات الهی هفتاد بار کشته شوم و باز زنده گردم از سخت کوشی برای پروردگار و پیکار با دشمنان خدا دست بر ندارم (نصربن مزاحم 1370: ص ص 646-647).

در اینجا نیز عده یی بر این عقیده اند که چه اشکالی داشت که حضرت علی(ع) برای مصلحت دین نوپای اسلام و حفظ و تقویت اصل حکومت، به گفته ابن عباس __ که خود حضرت نیز آن چیزها را می

دانست __ عمل می کرد و برای مدت بسیار کوتاهی حکم معاویه را تنفیذ می نمود. البته بهانه و توجیه لازم برای این کار را نیز داشت. درست است که شاید امام(ع) مجبور می شد به نوعی _ نعوذ باللّه _ دورویی به خرج دهد یا جریان باطل و فرد فاسقی مثل معاویه را برای مدت کوتاهی تأیید کند، ولی آیا این کار به حفظ خون هفتاد هزار انسان و تقویت قدرت و حکومت او نمی ارزید؟ شاید مصلحت حق و عدالت نیز ایجاب می کرد که حضرت علی(ع) معاویه را تأیید و نصب کند؛ زیرا با تضعیف قدرت و حکومت امام (ع) که یکی از عوامل اصلی آن جنگ صفین و پیامدهای آن بود، حضرت موفق نشد به طور کامل و شایان توجهی در سطح اجتماع و نظام سیاسی احقاق حق و اجرای عدالت کند. در حالی که با تأیید و نصب موقت معاویه، حکومت امام(ع) قوام و انسجام لازم را به دست می آورد و می توانست با شدت و حدّت بیش تر و در کمال قدرت و آرامش به استقرار عدالت، احقاق حق و نابودی باطل بپردازد.

یکی از پاسخ هایی که می توان به این اشکال داد، این است که اگر به جای هفتاد هزار نفر، هفتصد هزار نفر هم کشته می شدند، قابل توجیه بود و برای امام جای هیچ سرزنشی نبود؛ زیرا این افراد برای مبارزه با ظلم، محو باطل، فسق و فجور، جلوگیری از بدعت در دین و بدنام کردن نام و سنت رسول اللّه (ص) کشته می شدند. مبارزه با ظلم و باطل و کشته شدن در راه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه