ترجمه فارسی الغارات صفحه 141

صفحه 141

عمرو بن عاص گفت:من بر آنم که لشکر را پیش برانیم تا به قلمرو او درآییم در سرزمین جزیره،این کار سپاه تو را نیرومندتر و دشمن تو را خوارتر خواهد کرد.

معاویه گفت:می دانم که چه می گویی،ولی مردم را تاب و توان آن نیست.عمرو بن عاص گفت:جزیره سرزمینی است ارجمند.

معاویه گفت:ولی مردم سعیشان این است به جایگاهی که زین پیش در آنجا بوده اند-یعنی صفین-برسند.

دو سه روز همچنان در گفتگو بودند تا جاسوسان برسیدند و خبر آوردند که یاران علی(علیه السلام)به خلاف او برخاسته اند و گروهی از او جدا شده اند و موضوع حکمیت را امری منکر می شمارند.و علی(علیه السلام)اکنون روی به آنها نهاده است.از انصراف علی(علیه السلام)و آن اختلاف که به میان یاران او افتاده بود،مردم شام بسی شادمان شدند.

معاویه همچنان لشکرگاه خویش بر پای می داشت و چشم به راه اقدام علی(علیه السلام)و یارانش بود که آیا طلایه داران سپاهش از دور هویدا می شوند،یا نه؟

زمانی نگذشت که برای معاویه خبر آوردند که علی(علیه السلام)آن خوارج را کشته است و پس از قتل آنها می خواهد مردم را به سوی او در حرکت آورد ولی مردم همچنان از او مهلت می خواهند و با او مخالفت می ورزند.معاویه از این خبر هم شادمان شد و مردمی که گردش را گرفته بودند شاد شدند.

عبد الرحمن بن مسعده الفزاری(1)گوید:نامۀ عماره بن عقبه بن ابی معیط(2)از کوفه آمد و ما به معاویه در لشکرگاه بودیم و همه ترسان و لرزان که نکند علی از آن جماعت که بر او خروج کرده بودند،فارغ شود و به سوی ما آید.با خود می گفتیم که اگر علی آمد،بهترین جایی که با او رویاروی می شویم همان جایی است که در سال پیش با او پیکار کردیم(یعنی صفین)در نامۀ عماره چنین آمده بود:

«اما بعد،شماری از قاریان قرآن و زهّاد یاران علی بر او خروج کرده اند،علی نیز لشکر بر سرشان برده و آنها را کشته است.اکنون لشکرش و اهل شهرش بر او شوریده اند و میانشان دشمنی افتاده و سخت پراکنده شده اند.دوست داشتم که تو را خبر دهم تا سپاس خدای به جای آوری.و السلام.»

معاویه نامه را برای من و برادر خود و ابو اعور سلمی خواند.سپس به برادر خود عتبه و برادر عماره،ولید بن عقبه نگریست و ولید را گفت:برادرت راضی شده که برای ما جاسوسی کند.

ولید خندید و گفت:در این کار هم سودی است.

شنیدم که ولید بن عقبه دربارۀ برادرش عماره بن عقبه بن ابی معیط سروده است،و او را تحریض می کند:

فان یک ظنّی بابن امّی صادقا

اگر گمان من دربارۀ برادرم عماره صادق باشد


1- شادروان محدث معتقد است که نام این شخص عبد اللّه است نه عبد الرحمن.ابتدا از موافقان علی(علیه السلام)بود و بعدها به معاویه پیوست و از دشمنان سرسخت علی(علیه السلام)گردید.در زمان یزید از جانب او به جنگ عبد اللّه بن زبیر رفته است و نیز تا زمان عبد الملک بن مروان زنده بوده.رک الغارات چاپ محدث ص 418.-م.
2- عماره بن عقبه بن ابی معیط در فتح مکه اسلام آورد.او برادر ولید بن عقبه است که از مخالفان علی(علیه السلام)بود.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه