ترجمه فارسی الغارات صفحه 154

صفحه 154

شمشیرهای خود شکسته و دل بر هلاک نهاده بودند،اگر اندکی دیر می رسیدیم همه هلاک شده بودند.چون شامیان ما را دیدند که به سوی آنها می تازیم از آنان دست بر داشتند و اندکی عقب نشستند.مالک و یارانش ما را دیدند و بر آنان دلیر شدند آنسان که ایشان را از قریه دور کردند.

ما نیز حمله کردیم و سه مرد را بر خاک هلاک افکندیم.دیگران بترسیدند و پنداشتند که برای ما مدد می رسد. هرگاه چنین نمی پنداشتند و بر ما زده بودند همۀ ما را هلاک می کردند شب در رسید و آنان به سرزمین خویش بازگشتند.

مالک بن کعب نامۀ پیروزی به علی(علیه السلام)نوشت:

اما بعد،نعمان بن بشیر با جمعی از مردم شام بر سر ما تاختند،و چنان می نمود که بر ما پیروز می شوند.بیشتر یاران من در اطراف پراکنده بودند زیرا خود را از آسیب دشمن در امان می دانستیم.سرانجام به نبردشان بیرون آمدیم پیاده و با شمشیرهای آخته و تا شامگاه میان ما جدال و آویز بود.آن گاه از مخنف بن سلیم یاری خواستیم.او نیز مردانی جنگجو از شیعیان امیر المؤمنین را همراه با پسرش به یاری ما فرستاد.ما تا شامگاه پیکار کردیم چه جوانی!و چه یارانی!بر دشمن حمله کردیم و بر آنان سخت گرفتیم.خداوند،پیروزی خود نصیب ما کرد و دشمن امیر المؤمنین منهزم گردید و لشکر او پیروز شد.سپاس خدای جهانیان را.و السلام علیک یا امیر المؤمنین و رحمه اللّه و برکاته.

چون نامه به امیر المؤمنین(علیه السلام)رسید،آن را بر مردم کوفه بخواند و حمد و ثنای خدا به جای آورد.سپس به کسانی که در آنجا نشسته بودند نگریست و گفت:الحمد للّه.بسیاری از ایشان پشیمان شدند.

ابو طفیل(1)گوید:علی(علیه السلام)گفت:ای مردم کوفه،من به شهر شما در آمدم و حال آنکه برای زدن چیزی جز درّه(2)نداشتم و شما مرا با تازیانه آشنا کردید.سپس مرا به زدن با سنگ یا آهن وادار کردید.خدا شما را دسته دسته و پراکنده ساخت و دسته ای را طعم ستم دسته دیگر چشانید آنکه بخواهد به یاری شما پیروز شود چون کسی است که با تیر بی سوفار تیر اندازد.

زید بن علی بن الحسین بن علی(علیه السلام)گوید که علی(علیه السلام)گفت:

ای مردم من شما را به حق فرا خواندم،از من روی گردان شدید،شما را به درّه زدم مرا خسته و مانده کردید.بدانید که پس از من والیانی خواهند آمد که بدین مقدار راضی نشوند که برای شکنجه دادن شما تازیانه برگیرند یا شمشیر و من شما را به این دو شکنجه نکنم.که هر که مردم را در دنیا شکنجه کند،خدا در آخرت شکنجه اش خواهد کرد.نشان آن امر این است که فرمانروای یمن بیاید تا در میان شما جای کند.مردمی که او را یوسف بن عمرو گویند بیاید و کارگزاران را بگیرد و کارگزاران آنها را نیز.در این هنگام مردی از خاندان ما قیام می کند،او را یاری کنید که او شما را به حق دعوت می کند.

گوید:مردم با یکدیگر می گفتند که این مرد همان زید است.


1- ابو طفیل عامر بن واثله کنانی در سال اول هجری متولد شده به کوفه آمد و در زمره اصحاب علی(علیه السلام)بود و در جنگهای او شرکت داشت.پس از شهادت علی(علیه السلام)به مکه بازگردید و در آنجا بود تا در سال 100 جهان را بدرود گفت.
2- درّه نوعی تازیانۀ سبک.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه