ترجمه فارسی الغارات صفحه 156

صفحه 156

قضیۀ دومه الجندل

و داستان ابن عشبه

عبد الرحمن بن جندب از پدرش روایت کند که مردم دومه الجندل-از بنی کلاب-نه در فرمان علی(علیه السلام)بودند،نه در فرمان معاویه.می گفتند ما به همین حال باقی می مانیم تا مردم در باب امامی همرأی شوند.روزی معاویه به یاد آنان افتاد و مسلم بن عقبۀ مرّی را بر سرشان فرستاد و مسلم از آنان زکات طلبید.این سخن به گوش علی(علیه السلام)رسید و هم به گوش امرء القیس بن عدیّ که پدر زن حسن و حسین(علیه السلام)بود.

علی(علیه السلام)نزد مالک بن کعب کس فرستاد و گفت که یکی را به جای خود در عین التمر گذارد و خود به نزد او رود.مالک بن کعب،عبد الرحمن بن عبد اللّه بن کعب ارحبی را به جای خود نهاد و به نزد علی(علیه السلام)آمد.علی(علیه السلام)او را با هزار سوار روانۀ دومه الجندل نمود.تا مسلم بن عقبه به خود آمد،مالک بن کعب را در مقابل خود دید.اندکی درنگ کردند،سپس جنگ آغاز نمودند و آن روز را تا شب پیکار کردند ولی از هیچ طرف پیروزی رخ ننمود.دیگر روز مسلم با یارانش نماز خواند و بازگردید.مالک بن کعب در دومه الجندل بماند و ده روز مردم را به صلح دعوت کرد و سودی نبخشید.عاقبت او نیز به نزد علی(علیه السلام)بازگردید .

ابن مثنای کلبی(1)گوید:علی(علیه السلام)نزد جلاس بن عمیر و عمرو بن مالک بن عشبه-که هر دو از بنی کلاب بودند-و نیز جعفر بن عبد اللّه اشجعی کس فرستاد و آنان را به جنگ مردی که او را زهیر بن مکحول بن کلب-از بنی عامر-می خواندند روان داشت.ابن زهیر به سماوه آمده بود و از مردم زکات می ستاند.میانشان نبردی سخت در گرفت و زهیر یاران علی(علیه السلام)را منهزم ساخت.جلاس خود را به شترچرانان بنی کلب رسانید،آنان شناختندش و شیرش خوراندند و روانه اش داشتند.

عمرو بن عشبه و اشجعی نزد علی(علیه السلام)آمدند و علی(علیه السلام)درباره ابن عشبه به یاران سفارش می کرد که چون برای نبرد گرد آمدید سردار شما ابن عشبه باشد.چون علی(علیه السلام)را چشم بر او


1- ابن یا ابو مثنی شرق بن قطامی کلبی نام او ولید بن حصین از راویان اخبار و عالمان انساب بود.منصور عباسی فرزند خود مهدی را به او سپرد تا ادبش آموزد.رک میزان الاعتدال 268/2.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه