ترجمه فارسی الغارات صفحه 158

صفحه 158

حملۀ سفیان بن عوف غامدی بر انبار

و رویارویی اشرس بن حسّان بکری و سعید بن قیس با او

ابو الکنود(1)گوید که سفیان بن عوف غامدی مرا گفت که معاویه مرا به نزد خود خواند و گفت:می خواهم تو را با لشکری گران با ساز و برگ فراوان روانۀ کارزار کنم.

کنار فرات را در پیش گیر تا به هیت برسی.اگر در آنجا لشکری یافتی بر آن حمله کن و اگر نیافتی همچنان برو تا به انبار رسی و بر انبار حمله بر و تاراج نمای،سپس اگر در انبار هم مدافعی چنانکه باید،نبود برو تا به مداین برسی و آنجا حمله کن و تاراج،آن گاه بازگرد و به نزد من آی و مبادا به کوفه نزدیک شوی.بدان که اگر بر مردم انبار و مداین بتازی و قتل و تاراج کنی چنان است که به کوفه حمله کرده ای.ای سفیان این قتل و تاراجها مردم عراق را می ترساند و کسانی را که در زمرۀ مخالفان اند،یا تصمیم به جدایی دارند در کار خود دلیر می گرداند.و آنان را که از این کشاکشها بیمناکند به نزد ما فرا می خواند.به هر روستا که رسیدی ویرانش کن و هر که را با عقیدۀ خود مخالف یافتی بکش و هر چه یافتی تاراج کن که این کار نیز همانند قتل است و دلها را به درد می آورد.

سفیان گوید که از نزد معاویه بیرون آمدم و لشکر بسیج کردم و معاویه برای مردم سخن راند و پس از حمد و ثنای باری تعالی گفت:

«اما بعد،ای مردم با سفیان بن عوف داوطلب جنگ شوید که حرکتی بس ارجمند است و ثوابی بزرگ در پی دارد و به زودی به خانه های خود بازمی گردید-ان شاء اللّه-.»و از منبر به زیر آمد.

سفیان گوید:هنوز سه روز نگذشته بود که با شش هزار سپاهی بیرون آمدم ساحل فرات، در پیش گرفتم و همچنان می تاختم تا به هیت رسیدم به مردم خبر رسید که من به شهرشان می آیم از این رو،از آب فرات گذشته و به آن سوی آب رفته بودند.وقتی که به شهر در آمدم هیچ کس در آنجا نبود،چنانکه گویی هرگز کسی در آنجا نمی زیسته.


1- ابو الکنود ازدی کوفی نامش عبد اللّه بن عامر بود.هم جاهلیت را درک کرد و هم اسلام را.او از تابعین و ثقات راویان به شمار است.الاصابه حرف کاف باب الکنی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه