ترجمه فارسی الغارات صفحه 186

صفحه 186

تک وتاز آیند و عقاب حوادث بال بگشاید،علی به پایمردی اندیشۀ استوار و بردباری خردمندانۀ خود از مشورت هر صاحب خردی بی نیاز آید»حاضران خاموش ماندند و معاویه فرمان داد او را از مجلس بیرون برند.و آن مرد در حالی که می گفت: «وَ قُلْ جاشارهاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباشارهاطِلُ إِنَّ الْباشارهاطِلَ کاشارهانَ زَهُوقاً» از مجلس بیرون شد.

معاویه سخن فصیح را دوست می داشت و چون گوینده زبان فصاحت می گشود خاموش می ماند تا سخنش به پایان آید.

دیگر از کسانی که از نزد علی رفتند،عقیل بن ابی طالب بود.

ابو عمرو بن علاء(1)گوید:عقیل بن ابی طالب به کوفه نزد علی(علیه السلام)آمد و از او خواستار بخشش شد،علی(علیه السلام)آنچه سهم او بود به او داد.عقیل گفت:می خواهم مرا از بیت المال چیزی دهی.علی(علیه السلام)گفت:تا روز جمعه بپای.و عقیل تا روز جمعه بپایید.هنگامی که امیر المؤمنین نماز جمعه به جای آورد،عقیل را گفت:چه می گویی در حق کسی که به این همه مردم خیانت کند؟عقیل گفت:بد مردی است چنین مردی.علی(علیه السلام)گفت آیا می خواهی که من به این همه مردم خیانت کنم و از بیت المال تو را عطا دهم؟

عقیل از نزد علی(علیه السلام)بیرون آمد و به نزد معاویه رفت.در همان روز که وارد شد معاویه صد هزار درهم به او تقدیم داشت و گفت:ای عقیل برای تو من بهترم یا علی؟گفت:علی را دیدم که در فکر آتیۀ خود بیشتر از آن است که در اندیشۀ من باشد و تو در فکر من بیشتر از آن هستی که در اندیشۀ آتیۀ خویش.

ابو عمرو گوید:معاویه عقیل را گفت:در شما-ای بنی هاشم-خصلتی است که آن را نمی پسندم.عقیل گفت:آن کدام خصلت است؟گفت:نرمش.عقیل گفت:کدام نرمش؟ معاویه گفت:همان که تو را گفتم.عقیل گفت:بلی در ما نرمشی است عاری از ناتوانی و عزتی است عاری از خشونت.اما ای فرزند صخر،نرمش شما غدر است و سازش شما کفر است.معاویه گفت:ای ابو یزید نه تا به این حدّ.عقیل گفت:

لذی الحلم قبل الیوم ما تقرع العصا

تا آن مرد حلیم از خطایش آگاه شود عصا و ما علّم الانسان الاّ لیعلما

را بر زمین کوبند و آدمی را تا چیزی انّ السفاهه طیش من خلائقکم

نیاموزند عالم نشود.سفاهت و لا قدّس اللّه اخلاق الملاعین

بی خردی از صفات و خصال شماست خداوند ملعونان را پاکیزه نگرداناد.

معاویه خواست کلامش را قطع کند،گفت:معنی این کلمۀ: «طه» چیست؟عقیل گفت:

ما هستیم و این دربارۀ ما نازل شده نه دربارۀ پدرت و نه درباره خاندانت. «طه» به زبان عبری یعنی:ای مرد.

ولید بن عقبه عقیل را گفت:ای ابو یزید برادرت بر هر چه ثروت بود چنگ انداخت و تو را


1- ابو عمرو بن علاء مازنی،قاری قرآن بود و عالم اهل بصره در سال 154 درگذشته است.میزان الاعتدال 556/4.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه