ترجمه فارسی الغارات صفحه 187

صفحه 187

محروم داشت. گفت:آری و در راه رسیدن به بهشت هم بر من پیشی گرفت و هم بر تو.ولید گفت:دهان علی به خون عثمان آغشته است.عقیل گفت:تو را با قریش چه کار؟تو در میان ما همانند کسی هستی که بزغاله ای او را شاخ زده باشد.ولید از سخن او به خشم آمد و گفت:

به خدا سوگند،اگر همۀ اهل زمین هم در قتل عثمان شرکت می داشتند همه مستحق عذاب می شدند و عذاب از عذاب همۀ این امت سخت تر است.عقیل گفت:خاموش، رغبت ما به بنده ای از بندگان علی(علیه السلام)بیشتر است از مصاحبت با پدرت عقبه بن ابی معیط.

ابو عمرو بن علاء گوید:روزی عمرو بن عاص در نزد معاویه بود که عقیل آمد.معاویه گفت:بیا به عقیل بخندیم.چون عقیل سلام کرد،معاویه گفت:خوش آمد مردی که عمویش ابو لهب است.عقیل گفت:خوشا مردی که عمه اش «حَمّاشارهالَهَ الْحَطَبِ فِی جِیدِهاشارها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ»(1) است مراد او ام جمیل دختر حرب و زن ابو لهب بود که عمه معاویه می شد.معاویه گفت:ای عقیل از ابو لهب چه خبر داری؟عقیل گفت:وقتی که به دوزخ روی به دست چپ برو ابو لهب را خواهی یافت که عمه ات حماله الحطب را به زیر افکنده است.آیا آنکه در آتش به رو خوابیده است بهتر است یا آنکه در زیر؟معاویه گفت:به خدا که هر دو بدند.

دیگر حنظلۀ کاتب بود.

مغیرۀ ضبی گوید:عدیّ بن حاتم و جریر بن عبد اللّه بجلی و حنظلۀ کاتب از کوفه به قرقیسیا رفتند.می گفتند در شهری که عثمان را عیب کنند نخواهیم ماند.

دیگر از یاران علی که به معاویه پیوستند.

دیگر از یاران علی(علیه السلام)که به معاویه پیوستند ابن عشبه بود و وائل بن حجر حضرمی و خبر او در قصۀ بسر بن ابی ارطاه لعنه اللّه آمده است.

بکر بن عیسی گوید:چون خبر پراکنده شدن یاران علی(علیه السلام)و ترک کردن و فروگذاشتن آنان علی(علیه السلام)را،به معاویه رسید و شنید که علی(علیه السلام)خواسته است که ایشان را به سواد فرستد و سر بر تافته اند،بسر بن ابی ارطاه را با لشکری از مردم شام به مدینه فرستاد.بسر بیامد تا به مدینه رسید و آنان را به بیعت با معاویه فرا خواند،اجابت کردند.بسر چند خانه از خانه های انصار و غیر ایشان از شیعیان علی(علیه السلام)را آتش زد و رهسپار مکه شد و از آنجا به سوی یمن راند.در راه هر قومی را که با علی(علیه السلام)نظری خوش داشتند می کشت و اموالشان را تاراج می کرد.خبر به علی(علیه السلام)رسید.برای مردم سخن راند و نخست حمد و ثنای پروردگار به جای آورد و بر محمد- (صلی الله علیه و آله)درود فرستاد و گفت که چگونه بسر بن ابی ارطاه به یمن رفته و گفت که این همه به سبب آن است که یارانش او را فرو گذاشته اند و حق را ترک گفته اند،و چنین ادامۀ سخن داد:

«اگر از من که برحقم آن گونه فرمان برده بودید که دشمنانتان از فرمانروای خود که بر باطل است،فرمان می برند،بر شما چیرگی نمی یافتند.»

مردم علی را خوش نمی داشتند و در وجودشان شک و فتنه انگیزی رخنه کرده بود.و بیشتر به


1- آیات 4 و 5 از سوره مسدّ.یعنی زن او هیزم کش است و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه