ترجمه فارسی الغارات صفحه 191

صفحه 191

دیگر سعید بن مسیّب بود.

ابو داود همدانی(1)گوید:نزد سعید بن مسیب بودم که عمر بن علی بن ابی طالب(علیه السلام) بیامد.سعید گفت:ای پسر برادرم نمی بینم که فراوان به مسجد رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)بیایی،آن چنان که برادران و پسر عمّان تو می آیند.عمر گفت:آیا می خواهی هر وقت که می آیم تو را به گواهی گیرم؟سعید گفت:دوست ندارم که خشمگین شوی که از پدرت علی شنیدم که می گفت:به خدا سوگند که مرا نزد خدا مقامی است که برای فرزندان عبد المطلب از هر چه بر روی زمین است بهتر است.عمر گفت:از پدرم هم شنیده ای که می گفت:هر سخن حکمت که در دل منافق باشد تا نمرده است آن را بر زبان خواهد آورد؟سعید گفت:ای پسر برادرم،آیا مرا در زمرۀ منافقان می آوری.عمر گفت:چیزی بود که به تو گفتم و بازگشت.

مردم شام دشمنان خدا بودند و دشمنان کتاب او و رسول او و اهل بیت رسول او.مردمی رذل بودند و جفا جوی و گمراه.یاران ستمکاران و دوستان شیطان رجیم.

میسره گوید:علی(علیه السلام)گفت:با هر امامی که بعد از من آید با مردم شام پیکار کنید.

دیگر عمر بن ثابت بود.

واقدی گوید:عمر بن ثابت که از ابو ایوب انصاری حدیث«شش روز از شوال را»روایت کرده در شام سوار می شد و در روستاها می گردید.چون به روستایی در می آمد،مردم را جمع می کرد و می گفت:ای مردم،علی بن ابی طالب مردی منافق است،در شب عقبه می خواست به رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)آسیب برساند پس لعنتش کنید.مردم این روستا لعنت می کردند و او به روستای دیگر می رفت.او در ایام معاویه بود.

دیگر مکحول بود.

حسن بن حر گوید:مکحول را دیدم،مردی بود دل آکنده از بغض علی بن ابی طالب(علیه السلام)و من همواره با او سخن گفتم تا نرم شد و دیگ کینه اش از جوشش بیفتاد.

عبد الرحمن بن ابی بکره گوید:از علی(علیه السلام)شنیدم که می گفت:آنچه من دیدم هیچ یک از مردم روزگار ندید.سپس در گریه شد.

فرات بن احنف(2)گوید:علی(علیه السلام)برای مردم سخن می راند و می گفت:ای مردم من هدایت را چونان بینی و چشمان هستم-و به دست خویش به صورت خود اشارت فرمود-ای مردم اگر راهیان راه هدایت اندک هستند بیمناک مشوید،زیرا مردم بر خوان طعامی گرد آمده اند که مدت سیری اش کوتاه است و زمان گرسنگی اش دراز.و از خدا یاری می جویم.ای مردم، مردم را خشنودی و خشم از چیزی در عواقب آن شریک می سازد و بدانید که کشندۀ ماده شتر قوم ثمود یک تن بود ولی همۀ آن قوم را عذاب در بر گرفت،زیرا در دل خواستار کشتن آن بودند و خدای تعالی فرماید:«یارشان را ندا دادند و او شمشیر بر گرفت و آن را پی کرد(3)»پیامبر خدا از سوی خدا به آنان گفت:«ماده شتر خدا را به آبشخورش واگذارید.تکذیبش کردند و شتر را


1- ابو داود همدانی نفیع بن حارث به تشیع سخت دلبسته بود و از راویان حدیث بود.
2- فرات بن احنف از شیعیان بسیار دلبسته به تشیع بوده است.
3- القمر29/.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه