ترجمه فارسی الغارات صفحه 192

صفحه 192

پی کردند(1)» ای مردم،بدانید که هر که پندارد که کشندۀ من مؤمن است او نیز در قتل من شریک است.ای مردم هر که به راه درست رود به آب رسد و هر که راه کج پیش گیرد به سراب بیابان گرفتار آید.ای مردم شما را از حاجبان درگاه ضلالت خبر ندهم؟آری در آخر الزمان رسواییهاشان آشکار شود.

ابو عقیل از علی(علیه السلام)روایت کند که گفت:مسیحیان در این مسأله و در این مسأله با یکدیگر اختلاف کردند و یهودیان نیز در این مسأله و در این مسأله.ای امت اسلام می بینم که شما نیز در چیزهایی با یکدیگر اختلاف خواهید کرد و یک فرقه در خواهید افزود بدانید که همۀ فرقه ها گمراهند مگر من و کسانی که از من متابعت می کنند.

حبیش بن معتمر(2)گوید:در صحن مسجد کوفه نزد علی(علیه السلام)رفتم و گفتم:یا امیر المؤمنین،روز را چگونه به شب آوردید؟گفت؛در حالتی که دوستدار دوستدارمان بودم و دشمن دشمنمان.دوست خود را دیدم که به سبب دوستی ما به رحمت خدا می بالید و منتظر آن بود و دشمن خود را دیدم که بنیان خود بر کنار سیلگاهی که آب زیر آن را شسته نهاده و چنان می بینم که در آتش جهنم سرنگون شده و چنان است که درهای بهشت را می بینم که بر روی بهشتیان گشاده است.گوارا باد اهل رحمت را رحمتشان و بدبختی باد برای اهل آتش.آنکه خواهد که بداند که دوستدار ماست یا خصم ما،دل خویش به محبت ما بیازماید.هیچ کس از بندگان خدا ما را دوست ندارد مگر آنکه خدا او را برای دوستی ما برگزیده باشد و هیچ کس از بندگان خدا ما را دشمن ندارد مگر آنکه خدا او را برای دشمنی ما برگزیده باشد.ما نجباییم و پیشوایی از خاندان ما پیشوای همه پیامبران است و من سرور همۀ اوصیایم،من از گروه خدایم و از گروه رسول او و اما جماعت ستمگران گروه شیطانند و شیطان از ایشان است.

حسن بن علی(علیه السلام)گوید که از علی(علیه السلام)شنیدم که می گفت:از رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)شنیدم که می گفت:اهل بیت من و دوستداران آنها از امت من اینچنین بر من وارد شوند-و انگشتان سبابه به هم چسباند-و میانشان جدایی نیست.

ابو الجحّاف(3)از مردی که از او نام برده،حکایت کند که در رحبه بر علی(علیه السلام)داخل شدند، و علی(علیه السلام)بر روی تخت کوتاهی نشسته بود.از ایشان پرسید.به چه انگیزه آمده اید؟گفتند:

به انگیزه حب تو و شنیدن سخن تو،یا امیر المؤمنین.علی(علیه السلام)گفت:به خدا؟گفتند:به خدا.

گفت:بدانید که آنکه مرا دوست دارد مرا ببیند،آنجا که دوست دارد مرا ببیند و آنکه مرا دشمن دارد مرا ببیند آنجا که دوست ندارد مرا ببیند.سپس گفت:هیچ کس،بیش از من،همراه پیامبر خدا،خدا را نپرستید.ابو طالب بر سر من و پیامبر(صلی الله علیه و آله)آمد و من و او در سجده بودیم.

ابو طالب گفت:آیا سجده می کنید؟سپس مرا گفت:یاریش کن،یاریش کن و همچنان مرا به یاری و مددکاری او تحریض می کرد.

حبّۀ عرنی از علی روایت کند که می گفت:اگر همه عمر روزه بداری و همه شب نماز


1- الشمس 13 و 140.
2- آنچنان که باید شناخته نشد.رک الغارات چاپ شادروان محدث ص 585.
3- ابو الجحاف داود بن ابی عون برجمی از راویان ثقه است.رک جامع الرواه 249 و 262.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه