ترجمه فارسی الغارات صفحه 202

صفحه 202

مشایعتش کرد،سپس با او وداع کرد و بازگردید .

بسر برفت تا به بنی کنانه رسید،پسران عبید اللّه بن عباس،عبد الرحمن و قثم در نزد آنها بودند.مادرشان جویریه نام داشت و دخت خالد بن قارظ کنانی بود و قارظ از خلیفان بنی زهره بود.عبید اللّه پسرانش را نزد مردی از بنی کنانه گذاشته بود.چون بسر بر سرشان لشکر برد، آهنگ قتل آن دو را نمود.چون مرد کنانی چنان دید به خانه رفت و با شمشیر آخته بیرون آمد.

بسر گفتش مادرت در عزایت بگرید،ما قصد قتل تو نداشته ایم از چه روی خویشتن به کشتن دهی؟گفت:برای دفاع از کسانی که به من پناه آورده اند،آمده ام تا در نزد خدا و مردم معذور باشم.او بی آنکه سپر و کلاه خودی داشته باشد بر بسر و یاران او حمله نمود و می خواند:

آلیت لا یمنع حافات الدار

سوگند می خورم که دفاع نکند از صاحبان- و لا یموت مصلتا دون الجار

خانه و از آنان که پناه آورده اند به خانه الاّ فتی اروع غیر غدار

جز مردی با تیغ آخته و پایبند عهد و پیمان.

و همواره شمشیر می زد تا کشته شد.بسر آن دو پسر پیش آورد و بکشت.جمعی از زنان بنی کنانه از خانه ها بیرون آمدند،یکی از ایشان گفت:این مردان را که می کشی،چرا کودکان را می کشی؟به خدا سوگند نه در جاهلیت هرگز کودکان را می کشته اند و نه در اسلام.حکومتی که پایه هایش بر کشتن کودکان ناتوان و پیران سالخورده و بیرحمی و قطع خویشاوندی استوار باشد چه حکومت نابکار و بدی است.بسر گفت:به خدا قصد آن دارم که شمشیر در شما زنان بگذارم و یک تن از شما زنده نگذارم زن گفت:چقدر دوست دارم که چنین کنی.و جویریه ابیات خود بسرود.

ها من احسّ بابنی الذین هما کالدرتین تشظی عنهما الصدف

و ما زین پیش این شعرها آوردیم.و گویند که بسر پسران عبید اللّه بن عباس را در راه صنعاء سر برید.خدا بر بسر نبخشاید.

کنانی گوید:بسر از طائف به نجران رفت و در آنجا عبد اللّه اصغر بن عبد المدان را کشت.

او را عبد الحجر می گفتند و پسرش مالک را نیز به قتل آورد.بعضی گویند که عبد اللّه را نکشت بلکه مالک را کشت و مردی دیگر از فرزندان عبد المدان را.

شاعری از قریش آنها را چنین مرثیه گوید:

و لو لا آن تعنّفنی قریش

اگر نه بیم از سرزنش قریش بود بکیت علی بنی عبد المدان

بر پسران عبد المدان می گریستم لهم ابوان قد علمت معدّ

آنان را پدران و مادرانی بود که علی انبائهم متفضلان

بسی برتر از فرزندان خود بودند.

عبد اللّه بن عبد المدان پدر زن عبید اللّه بن عباس بود.بسر او را گرفت و کشت.و سپس پسرش مالک را که در یمن حتی برتر از پدر بود بخواند و گردنش را بزد.

بسر همۀ مردم نجران را گرد آورد و به سخنانی تهدیدآمیز و وحشت انگیز پرداخت و گفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه