ترجمه فارسی الغارات صفحه 204

صفحه 204

ولید بن هشام گوید:بسر از مکه بیرون آمد،شیبه بن عثمان را در آنجا به امارت نهاد.

سپس آهنگ یمن کرد.چون از مکه دور شد قثم بن عباس به مکه بازگردید و بر آن غلبه یافت.

بسر به هر منزلی که می رسید یکی از یاران خود را به نزد مردمی که بر سر آب گرد آمده بودند می فرستاد،آن مرد سلام می کرد و می پرسید:دربارۀ آن مردی که چندی پیش کشته شد،یعنی عثمان،چه نظر دارید؟اگر می گفتند:مظلوم کشته شد متعرض آنها نمی شد،اگر می گفتند:

سزاوار کشتن بود،می گفت:اینان را طعمۀ تیغ کنید.و او بر همین منوال بود تا به صنعاء رسید.عبید اللّه بن عباس والی علی(علیه السلام)بر صنعاء بگریخت عبید اللّه بن عباس،عمرو بن اراکه را به جای خود نهاد،بسر او را بگرفت و گردن زد و پسران عبید اللّه بن عباس را در راه صنعاء سر برید و از پی آنها صد تن از مشایخ را که همه از ایرانی زادگان بودند سر برید.زیرا آن دو پسر در خانۀ ام نعمان دخت بزرج(بزرگ)که زن یکی از ایرانیان بود پنهان شده بودند.

حرکت جاریه بن قدامه رحمه اللّه

لوط بن یحیی ازدی(1)گوید:ابن قیس بن زرارۀ شاذی-از خاندانهای قبیلۀ همدان-نزد علی(علیه السلام)آمد و او را از خروج بسر خبر داد.علی(علیه السلام)مردم را به جنگ دعوت کرد ولی مردم اظهار ملالت کردند.علی(علیه السلام)گفت:آیا می خواهید من خود با گروه اندکی بیرون آیم و از پی آنان کوهها و بیابانها را بپیمایم.به خدا قسم مردان خردمند و صاحبان فضیلت از میان شما رفته اند،مردانی که چون به پیکار خوانده می شدند پاسخ می دادند و چون آنان را فرمان می دادم اطاعت می کردند.قصدم این است که از میان شما بروم و تا زنده ام دست یاری پیش شما دراز نکنم.

جاریه بن قدامه بر خاست و گفت:یا امیر المؤمنین،من به ندای تو پاسخ می دهم.علی(علیه السلام) گفت:به خدا سوگند،تو مردی خجسته سیرت و پاک نیتی و از خاندانی صالح.آن گاه دو هزار تن یا هزار تن سپاهی با او آمادۀ پیکار شد.علی(علیه السلام)او را گفت به بصره رود تا همین شمار بر او افزوده گردد.جاریه در حرکت آمد و علی(علیه السلام)به مشایعت او از شهر بیرون شد.

به هنگام وداع گفتش:از خدایی که سرانجامت به نزد اوست بترس.مباد که مسلمان یا معاهدی را خوار بشماری و مباد که مال کسی را یا فرزند کسی را یا ستور کسی را به زور بستانی هر چند برهنه پای یا پیاده باشی و نمازها را به وقت ادا کن.

جاریه به بصره رفت و همچند سپاهش بر سپاه او بیفزود و از آنجا راه حجاز در پیش گرفت.

جاریه در راه نه مال کسی را غصب کرد و نه کسی را کشت مگر جماعتی را که در یمن مرتد شده بودند که آنان را کشت و به آتش سوخت:جاریه از مردم پرسید که بسر به کدام سو رفته است، گفتند به بلاد بنی تمیم.گفت به میان قومی رفته است که از خود دفاع توانند کرد.جاریه بازگشت و در جرش مقام کرد.


1- لوط بن یحیی ازدی مراد ابو مخنف است که از مشاهیر راویان اخبار است و در سال 175 درگذشته است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه