ترجمه فارسی الغارات صفحه 35

صفحه 35

کارگزاران و کارهای علی علیه السلام

ابن ابی لیلی(1)گوید:علی(علیه السلام)برای شریح قاضی پانصد(دینار یا درهم)معین کرد.

شریح قاضی گوید:علی(علیه السلام)نزد من فرستاد که به همان شیوه که قضاوت می کنی، قضاوت کن تا کار مردم به سامان آید.

شعبی(2)گوید:علی(علیه السلام)زره خویش در نزد مردی نصرانی یافت.او را نزد شریح برد،تا اقامۀ دعوا کند.چون شریح را چشم به او افتاد از جای خود به یک سو کشید.علی(علیه السلام)گفت:

سر جایت بنشین و در کنارش نشست و گفت:ای شریح،اگر خصم من مسلمان بود حتما در کنار او می نشستم ولی خصم من نصرانی است و رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)گفته است که اگر شما و ایشان در راهی بودید،آنها را در تنگنا افکنید و تحقیرشان کنید همان گونه که خدا ایشان را تحقیر کرده است،البته بی آنکه بر آنان ستم کنید.

سپس گفت:این زره از آن من است.نه آن را به او فروخته ام و نه به او بخشیده ام.

شریح نصرانی را گفت:امیر المؤمنین چه می گوید؟نصرانی گفت:نه،زره،زره من است.و نمی گویم که امیر المؤمنین دروغ می گوید.شریح رو به علی(علیه السلام)کرد و گفت:یا امیر المؤمنین آیا بر ادعای خود شاهد و دلیلی داری؟گفت:نه.شریح به سود آن نصرانی رأی داد.

نصرانی اندکی رفت و بازگردید و گفت:شهادت می دهم که این گونه قضاوتها قضاوت پیامبران است.امیر المؤمنین مرا نزد قاضی خود آورده و قاضی به زیان او رأی می دهد.

شهادت می دهم که جز خدای یکتا خدایی نیست و شهادت می دهم که محمد بنده و پیامبر اوست.یا امیر المؤمنین به خدا سوگند که این زره،زره توست.لشکرت حرکت کرد و تو به صفین می رفتی این زره از پشت اشتر خاکستری تو فرو افتاد.علی(علیه السلام)گفت:اکنون که اسلام آوردی این زره از آن تو باد و اسبی نیز به او داد.


1- عبد الرحمن بن ابی لیلی،انصاری مدنی از ثقات راویان است و از اصحاب امیر المؤمنین(علیه السلام)(تقریب التهذیب) رک به شمارۀ 39.
2- رک به شماره 39
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه