ترجمه فارسی الغارات صفحه 5

صفحه 5

آورده قرآن مسجد اعظم را بر آن آویخته بودند و ده تن آن را نگاه داشته بودند...با یکصد قرآن به پیشباز علی آمدند و در هر کران لشکر هم دویست قرآن نهادند و روی هم پانصد قرآن بر آورده بودند[9]».

لشکر علی(علیه السلام)گفت:باید به کتاب خدا پاسخ گوییم.علی(علیه السلام)گفت:«ای بندگان خدا شما بر حق هستید به نبرد با دشمن ادامه دهید.معاویه و ابن معیط و حبیب و ابن ابی سرح و ضحاک را من بهتر می شناسم.اینان اصحاب دین و قرآن نیستند.از کودکی،اینان را تا سالمندیشان می شناسم در کودکی شریرترین کودکان بوده اند و در سالمندی شریرترین سالمندان اند.وای بر شما،این قرآنها را جز برای شما بر سر نیزه نکرده اند.گفتند:نمی توانیم که ما را به کتاب خدا خوانند و پاسخ نگوییم و نپذیریم.

علی(علیه السلام)گفت:به خدا سوگند ما با اینان می جنگیم تا به کتاب خدا ایمان آورند زیرا کتاب خدا را به یکسو انداخته اند.مسعر بن فدک و زید بن حصین-که بعدا در شمار خوارج در آمدند-گفتند:یا علی به حکمیت کتاب خدا گردن نه و الاّ همۀ شما را تسلیم آنان می سازیم یا با تو آن خواهیم کرد که با عثمان بن عفان کردیم[10].»علی به ناچار مالک اشتر را که طلایه های پیروزی بر او نمودار شده بود،فرا خواند و به جنگ پایان داد.

چون قرار بر آن شد که از سوی علی(علیه السلام)حکمی و از سوی معاویه حکمی برگزیده شود یاران علی(علیه السلام)حتی حاضر نشدند که این حکم کسی باشد که علی(علیه السلام)می پسندد.

علی(علیه السلام)گفت که ابن عباس یا مالک اشتر و آنان می گفتند:نه،ابو موسی.علی(علیه السلام) می گفت که به ابو موسی اطمینان ندارد که خود از او جدا شده و مردم را از گردش پراکنده است و از او گریخته.ولی آنان جز به ابو موسی رضا نمی دادند.از سوی معاویه عمرو ابن العاص معین شد که یار یکدل او بود.

مردم از صفین بازگشتند.علی(علیه السلام)نیز بازگشت.

پس از رضایت علی(علیه السلام)بر حکمیت شماری از یاران او سر به مخالفت بر داشتند که «لا حکم الاّ للّه»معاویه مردی طاغی و باغی است و جنگ با چنین کسی به موجب نص صریح قرآن بر مسلمانان واجب است و در چنین امری نمی توان حکم برگزید و هر که چنین کند مرتکب معصیت شده است.چون علی(علیه السلام)از صفین به کوفه بازگردید ، دوازده هزار تن از همراهی او سر برتافتند و به حروراء رفتند.علی(علیه السلام)پس از آنکه نخست ابن عباس را به میانشان فرستاد خود به نزد آنها رفت و پرسید که زعیم شما کیست؟گفتند:ابن الکوّاء.علی(علیه السلام)از او پرسید که این خروج را چه معنی است؟ گفت به سبب حکمیت در روز صفین.علی(علیه السلام)گفت:شما را به خدا سوگند می دهم می دانید که این حکمیت رأی من نبود،بلکه رأی شما بود.من شرط کرده ام که حکمین به حکم قرآن داوری کنند.اگر چنین کنند که بحثی نیست و اگر نکنند به حکمشان گردن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه