ترجمه فارسی الغارات صفحه 52

صفحه 52

اصبغ نباته گوید:فرمانروای روم به معاویه نامه نوشت و از او در باب ده مسأله سؤال کرد.

معاویه درماند،آن سان که خر در گل می ماند.پس سواری نزد علی(علیه السلام)فرستاد.علی(علیه السلام)در رحبه بود.آن مرد گفت:یا امیر المؤمنین سلام بر تو.علی(علیه السلام)گفت:تو از مردم سرزمین من نیستی.آن مرد گفت:بلی،من مردی از مردم شام هستم.معاویه مرا نزد تو فرستاده تا پاسخ ده سؤال را که فرمانروای روم از او کرده است بداند.که گفته است:اگر تو پاسخ دادی من به تو خراج می دهم و اگر پاسخ ندادی تو باید خراجت را برای من روانه داری.معاویه پاسخ آن سؤالها نمی دانست و مرا به نزد تو فرستاده است تا از تو بپرسم.

علی(علیه السلام)گفت:آنها چیستند؟

آن مرد گفت:نخستین چیزی که بر روی زمین جنبید چه بود؟نخستین چیزی که بر روی زمین زاری کرد چه بود؟فاصلۀ میان حق و باطل چقدر است؟فاصله میان مشرق و مغرب چیست؟فاصلۀ میان زمین و آسمان چند است؟ارواح مسلمانان در کجا جای گیرند؟ارواح مشرکین در کجا جای گیرند؟این رنگین کمان چیست؟این کهکشان چیست؟خنثی چگونه ارث می برد؟

علی(علیه السلام)گفت:نخستین چیزی که بر روی زمین جنبید نخل بود و آن همانند فرزند آدم است که اگر سرش را قطع کنند،می میرد.و چون سر نخل را ببرند تنۀ بیجانی از آن بر جای ماند.و نخستین چیزی که در روی زمین زاری کرد،دره ای بود در یمن و آن اولین دره ای است که آب از آن جوشید.میان حق و باطل چهار انگشت است و آن همان است که می گویی چشمم دید و گوشم شنید.و فاصلۀ میان آسمان و زمین همان قدر است که نگاه گسترش می یابد و دعای مظلوم از زمین به آسمان می رود و فاصلۀ میان مشرق و مغرب یک روزه راه خورشید است.ارواح مسلمانان در چشمه ای در بهشت به نام سلمی جای گیرند و ارواح مشرکین در چاهی در جهنم به نام برهوت.و این کمان نشان امان یافتن مردم روی زمین است از غرق،هنگامی که آن را در آسمان بنگرند.اما این کهکشان درهای آسمان است که خدا برای قوم نوح گشود،سپس آنها را بست و دیگر نگشود.اما خنثی باید بول کند اگر بول او از آلت مردیش بیرون آمد مرد است و احکام مردان دربارۀ او جاری می شود و اگر از آلت زنانگیش بیرون آمد زن است و احکام زنان دربارۀ او جاری می شود.

معاویه این پاسخها برای فرمانروای روم نوشت او هم خراج خود برای معاویه فرستاد و گفت:این پاسخها از کتابهای پیامبران بیرون آمده و در انجیل هم که خدا بر عیسی بن مریم- (علیه السلام)نازل کرده است چنین است.

یکی از شیوخ فزاره گوید که علی(علیه السلام)گفت:از نیکیهای خدا در حق شما یکی این است که دشمنتان به شما نامه می نویسد و مسائل دین خویش از شما می پرسد.

سعید بن مسیب(1)گوید:مردی در شام بود به نام ابن الخیبری.مردی را با زن خود دید و


1- سعید بن مسیب آن حزن قرشی مخزومی،از تابعین بود و از فقهای مدینه در سالهای بعد از 90 هجری در بیش از هشتاد سالگی درگذشت.البته سعید بعدها از علی(علیه السلام)جدا شد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه