ترجمه فارسی الغارات صفحه 77

صفحه 77

بترس و از مردم در کارهایی که برای خدا انجام می دهی بیمی به دل راه مده.بهترین گفتار آن است که با کردار یکی باشد.در یک موضوع دو گونه داوری مکن که در تناقض افتی و از حق منحرف شوی.آنچه برای خود و خاندانت می خواهی برای همۀ رعیت نیز همان را بخواه و آنچه برای خود و خاندانت ناپسند می داری بر آنان هم ناپسند انگار.همواره به آنچه خدا گفته است استدلال کن و در اصلاح حال رعیت خویش بکوش و برای رسیدن به حق در عمق اندیشه خوض کن و در کارهایی که برای خدا می کنی از ملامت ملامتگران بیم به دل راه مده و آن کس را که با تو مشورت می کند نیکخواه باش و چنان باش که برای مسلمانان چه آنان که به تو نزدیکند و چه آنان که از تو دورند بهترین پیشوا و سرمشق باشی.

در روزه و اعتکاف

و بر تو باد به روزه گرفتن که رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)یک سال در ده روز نخست ماه رمضان اعتکاف کرد و در سال بعد در ده روز دوم ماه رمضان.در سال سوم از جنگ بدر بازگشت و اعتکاف به جای آورد پس به خواب رفت و در خواب دید که شب قدر در ده روز آخر است و گویی در میان آب و گل سجده می کند.چون بیدار شد همان شب بازگردید ،زنانش و جمعی از اصحابش با او بودند.پس در شب بیست و سوم باران در گرفت و پیامبر(صلی الله علیه و آله)نماز به جای آورد چون صبح شد بر پیشانی پیامبر گل دیده شد.رسول اللّه از آن پس تا زمان وفات در ده روز آخر ماه رمضان اعتکاف می کرد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله)می گفت:هر که ماه رمضان را روزه دارد سپس شش روز از ماه شوال را چنان است که یک سال تمام روزه داشته است.خداوند سیرت ما و شما را سیرت پرهیزگاران گرداناد و دوستی پاکدلان ما را ارزانی دارد و ما و شما را در بهشت خویش جای دهاد،در حالی که بر تختها تکیه زده رو به روی یکدیگر نشسته باشیم.

ای مردم مصر محمد(صلی الله علیه و آله)را نیک یاری کنید و در اطاعت خویش پایداری ورزید و ثابت قدم باشید تا در سرای دیگر بر کنار حوض،بر پیامبرتان(صلی الله علیه و آله)وارد شوید.

علی بن محمد بن ابی سیف از یاران خود روایت کند که چون علی(علیه السلام)برای محمد بن ابی بکر این جواب فرستاد،محمد همواره در آن نظر می کرد و آن را می آموخت و بر وفق آن قضاوت می کرد.چون محمد کشته شد هر کتاب و نوشته که در نزد او بود به دست عمرو بن العاص افتاد.عمرو آنها را نزد معاویه بن ابی سفیان فرستاد.معاویه در این نامه می نگریست و در شگفت می شد و از خواندش لذت می برد.ولید بن عقبه در نزد او بود،چون اعجاب او بدید گفت:بفرمای تا این سخنان را بسوزانند.

معاویه گفت:بس کن ای پسر ابو معیط که این رأیی پسندیده نیست.ولید گفت:رأی تو نادرست است.آیا این خردمندانه است که مردم بدانند سخنان ابو تراب نزد توست و تو از آنها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه