ترجمه فارسی الغارات صفحه 81

صفحه 81

اعتماد مالک را به خود جلب کرد و مالک با او دوست و همدم شد.روزی مالک باروبنۀ خود از پیش فرستاد یا خود بر آن پیشی گرفته بود.در این حال آب خواست،آن مرد که از موالی آل عمر بود گفت:قدری شربت سویق می خواهی؟آنگاه جامی از آن شربت به او داد.شربت زهرآلود بود،اشتر بخورد و وفات کرد.

و گوید:وقتی که معاویه آن مرد را در نهان برای کشتن مالک فرستاد،به مردم شام گفت:

اشتر را نفرین کنید و آنها نفرین کردند.چون خبر وفات او رسید،گفت:دیدید که چگونه خداوند دعایتان را مستجاب کرد.

از طریق دیگر نیز روایت شده که:اشتر در مصر پس از جنگ سختی کشته شد و صحیح این است که پیش از آنکه به مصر برسد او را زهر دادند.

مداینی از بعضی از اصحابش روایت کند که معاویه به مردم شام می گفت که ای مردم، علی،مالک اشتر را به مصر روانه داشته،از خدا بخواهید که شما را از او حفظ کند.آنان نیز هر روز پس از هر نماز اشتر را نفرین می کردند.در این احوال کسی که برای زهر دادنش رفته بود بیامد و خبر هلاک او داد.معاویه برای مردم به سخن گفتن بر خاست و گفت:علی بن ابی طالب را دو دست توانا بود یکی در جنگ صفین بریده شد.یعنی عمار یاسر-و دیگری امروز-یعنی مالک اشتر.

صعصعه بن صوحان گوید:چون خبر وفات مالک به علی(علیه السلام)رسید گفت: إِنّاشارها لِلّاشارههِ وَ إِنّاشارها إِلَیْهِ راشارهاجِعُونَ اَلْحَمْدُ لِلّاشارههِ رَبِّ الْعاشارهالَمِینَ .بار خدایا می دانم که مالک اکنون در نزد توست.مرگ او یکی از مصائب روزگار بود.خدا مالک را رحمت کناد که به عهد خویش وفا کرد و از این جهان برفت و پروردگارش را دیدار کرد.البته بر خود مقرر کرده ایم که پس از مصیبتی که از مرگ رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)بر ما وارد آمد بر هر مصیبتی دیگر صبر کنیم،زیرا مرگ او بزرگترین مصیبتها بود.

مغیرۀ ضبی گوید که پیوسته پشت علی محکم بود تا اشتر وفات کرد و سروری و رفعت منزلت اشتر در کوفه بیش از احنف(1) بود.

از مشایخ نخع روایت شده که گفته اند.چون خبر مرگ مالک اشتر به علی(علیه السلام)رسید،در نزد او بودیم.بسی بر او افسوس خورد و می گفت:خداوند چه نیکیها که به مالک داده بود! مالک،چه مالکی!اگر کوه می بود،کوهی عظیم بود،اگر سنگ می بود،سنگی سخت بود.

آری،به خدا سوگند ای مالک،مرگ تو بسیاری را لرزانید و بسیاری را خوشدل کرد.

گریندگان باید بر چونان کسی بگریند.آیا مردی چون مالک هرگز توان یافت؟

علقمه بن قیس نخعی(2)گوید:پیوسته علی(علیه السلام)افسوس می خورد و دریغ می گفت تا آنجا که پنداشتیم که این مصیبت به او رسیده نه به ما.تا چند روز نشان این غم بر چهره اش آشکار بود.


1- احنف،مراد احنف بن قیس است که از بزرگان بصره بود ابو بحر کنیه داشت و به حلم و بردباری معروف بود به سال 67 در کوفه وفات کرد.
2- علقمه بن قیس بن عبد اللّه نخعی کوفی از راویان ثقه بود و مردی بود فقیه و عابد در 60 سالگی یا هفتاد سالگی درگذشت.(تقریب التهذیب 21/2)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه