ترجمه فارسی الغارات صفحه 87

صفحه 87

پشیمانند.اگر کار سخت شود تو را گرفته و تسلیم ما خواهند کرد از اینجا بیرون برو،من از نیکخواهان توام.و السلام.

گوید:که عمرو همراه این نامه،نامه ای را هم که معاویه نوشته بود بفرستاد:

اما بعد،سرانجام عصیان و ستم وبال بزرگی است.و آن کس که خون دیگری را می ریزد- خونی که ریختنش حرام است-در دنیا از انتقام در امان نخواهد ماند و در آخرت از عذاب مهلک آن رهایی نخواهد یافت-ما کسی را نمی شناسیم که بیش از تو بر عثمان عصیان کرده باشد و بیش از تو از او به بدی یاد کرده باشد و بیش از تو به خلاف او برخاسته باشد.تو در میان جمعی دیگر بر سر او تاختی و بر ضد او با دیگران همدستی کردی و با خونخواران دیگر خونش را ریختی.سپس می پنداری که از تو غافلم،آنگاه به شهری می روی و در آنجا برای خود جای امنی بر می گزینی و نمی دانی که بیشتر مردم آن دیار از یاران من اند و به رأی من عمل می کنند و سخن مرا برتر از هر سخن می شناسند و از من بر ضد تو یاری می جویند.من هم قومی را که سخت کینۀ تو در دل دارند بر سر تو فرستادم تا خونت بریزند و در نبرد با تو به خدا تقرب جویند.اینان با خدا پیمان بسته اند که تو را بکشند.پس بر حذر می دارم تو را و هشدارت می دهم.دوست دارم به سبب ستمگری و بی شرمیت و تجاوزت بر عثمان در روزی که او را در خانه اش محبوس داشتید تو را بکشند.در آن روز تو زوبین خود را گاه در شکم او فرو می کردی و گاه رگهای گردنش را می بریدی و من خوش ندارم که کشته شوی ولی خداوند هرگز تو را از قصاص در امان نخواهد داشت.و السلام.

محمد بن ابی بکر،هر دو نامه را در پیچید و نزد علی(علیه السلام)فرستاد و به او نوشت:

اما بعد،آن مرد عاصی پسر عاص با لشکری جرار در حوالی مصر فرود آمده است.از مردم شهر آنان که با او همرأی و هم عقیدتند بر او گرد آمده اند.می بینم که در جانب من برخی سستیهاست.اگر تو را به مصر نیاز است برای من مرد و مال بفرست.و السلام.

علی بن ابی طالب(علیه السلام)در پاسخ نامۀ او نوشت:

اما بعد،رسول تو رسید و نامه ات آورد.گفته ای که پسر عاص در نزدیکیهای مصر با لشکری جرار فرود آمده و گروهی از هم مسلکانش به نزد او رفته اند.مسلّم است که رفتن هم مسلکان او به نزد او بهتر از آن است که نزد تو بمانند.و گفته ای که در جبهۀ خویش احساس سستی می کنی،نه،اگر آنان سستی کنند تو سستی مکن.باروهای شهرت را استوار کن و یارانت را به گرد خود فراز آور و نگهبانان و جاسوسان در لشکر خویش بگمار.آن گاه کنانه بن بشر را که به نیکخواهی و آزمودگی و دلیری شهره است به نزد آن قوم فرست.من نیز به هر طریق که میسر شود به یاریت لشکر می فرستم.در برابر دشمنت پایداری ورز و چشم و گوش بازدار و بر آن عقیدت که هستی با آنان پیکار کن و اگر شمار سپاهیان تو در برابر سپاهیان او اندک است چه بسا خداوند گروه اندک را عزت دهد و بسیار را خوار گرداند.نامه های آن دو فاجر و آن دو دوستدار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه