ترجمه فارسی الغارات صفحه 88

صفحه 88

معصیت،آن دو همدل در گمراهی،آن دو سینه چاکان منتظر حکومت که جز تمتع از نصیب خویش چیزی نمی شناسند،به دستم رسید.رعد و برق آنها تو را نلرزاند،اگر تا کنون آن سان که مستحق آن هستند پاسخشان نداده ای اکنون پاسخشان ده.که هر گونه که بخواهی پاسخشان دهی،توانی داد.و السلام.

و گوید که محمد بن ابی بکر در پاسخ نامۀ معاویه چنین نوشت.

اما بعد،نامه ات رسید.در کار عثمان چیزی گفته بودی که من در آن باره از تو پوزش نمی خواهم.مرا گویی که خویشتن از آسیب تو دور دارم،به خیال خود اندرزم می دهی و نیکخواهی می کنی.و مرا از مثله شدن می ترسانی یعنی دلت بر من مهربان است؛در حالی که همۀ امید من این است که در این پیکار شمایید که روی به هزیمت خواهید نهاد و خداوند در ورطه کارزارتان هلاک خواهد کرد و به خواری و مذلت خواهد افکند و شکسته بازخواهیدگشت.اگر در این زمان حکومت به دست شما افتد-به جان خودم سوگند-که چه بسا ستمکاران را که در ستمکاریشان یاری دهید یا چه بسا مؤمنان را که بکشید یا مثله کنید.بازگشت همه به خداست و کارها به او بازمی گردد و او بخشنده ترین بخشندگان است و اللّه المستعان علی ما تصفون.

و گوید که محمد بن ابی بکر نامه ای هم در پاسخ نامۀ عمرو بن العاص نوشت:

اما بعد،نامه ات را خواندم و دانستم که چه می گویی.می پنداری که دوست نداری که از تو مرا-به قدر ناخنی-آسیب رسد.به خدا شهادت می دهم که دروغ می گویی.و چنان وانموده ای که خیر خواه منی و حال آنکه،در نظر من متهمی بیش نیستی.و گفته ای که اهل شهر مرا ترک گفته اند و از متابعت من پشیمان شده اند،آنهایی که چنین اند دار و دستۀ تو هستند و دار و دستۀ شیطان رجیم.خدا،آن پروردگار جهانیان ما را بس است و او بهترین نگهبان است.

بر خداوند پیروزمند بخشاینده توکل کرده ام آن خداوندی که پروردگار عرش بزرگ است.

مداینی گوید:عمرو بن عاص به آهنگ ورود به شهر پیش آمد.محمد بن ابی بکر برای مردم سخن راند،خدا را ستایش کرد و بر پیامبر(صلی الله علیه و آله)درود فرستاد و گفت:

اما بعد،ای مؤمنان،قومی که پردۀ حرمت می درند و سراپا در ضلالت غرقه اند و آتش فتنه می افروزند،اینک ساز نبرد کرده اند و لشکر به سوی شما می آورند.هر کس خواهان بهشت و آمرزش پروردگار است برای کارزار با مهاجمان قدم در راه نهد و برای خدا با آنان در آویزد.

خداوند شما را رحمت کناد،همراه با کنانه بن بشر و آن گروه از قبیلۀ کنده که آمادۀ پیکارند،در حرکت آیید.

نزدیک به دو هزار تن با کنانه بن بشر رهسپار نبرد شدند و محمد بن ابی بکر نیز با حدود دو هزار تن در شهر ماند.عمرو به سوی کنانه آمد و کنانه بر مقدمه لشکر محمد بود.عمرو به کنانه نزدیک شد و گروه گروه از پس یکدیگر لشکر به پیش می فرستاد.چون گروهی از شامیان پیش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه