ترجمه فارسی الغارات صفحه 89

صفحه 89

می تاختند،کنانه نیک مقاومت می کرد و آن را در هم می شکست تا به نزد عمرو بازمی گشتند .

چون عمرو چنان دید نزد معاویه بن حدیج کندی فرستاد و به یاریش خواند.معاویه بن حدیج با سپاهی گران در رسید.چون کنانه را چشم بر آن سپاه افتاد از اسب فرو جست،یاران او نیز پیاده شدند.کنانه یاران معاویه را به شمشیر می زد و می خواند: «وَ ماشارها کاشارهانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّاشاره بِإِذْنِ اللّاشارههِ کِتاشارهاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ یُرِدْ ثَواشارهابَ الدُّنْیاشارها نُؤْتِهِ مِنْهاشارها وَ مَنْ یُرِدْ ثَواشارهابَ الْآخِرَهِ نُؤْتِهِ مِنْهاشارها وَ سَنَجْزِی الشّاشارهاکِرِینَ(1)» و همچنان شمشیر می زد تا به شهادت رسید.خدایش رحمت کناد.

کشته شدن محمد بن ابی بکر رحمه اللّه علیه

چون عمرو بن عاص کنانه را کشت به سوی محمد بن ابی بکر روی نهاد.یاران محمد از گردش پراکنده شده بودند.چون محمد خود را تنها دید بیرون آمد و به راه افتاد تا بر سر راه خود به خرابه ای رسید،در آنجا مأوا گرفت.عمرو بن عاص به فسطاط(2)در آمد معاویه بن حدیج که برای یافتن محمد بن ابی بکر به هر جا سر می کشید،به چند تن از عجمان رسید.از آنان پرسید که آیا به کسی که نشناسندش بر نخورده اند.گفتند:نه.پس یکی از آنها گفت:من به فلان خرابه رفتم مردی در آنجا نشسته بود.ابن حدیج گفت:به پروردگار کعبه سوگند که او خود محمد است و شتابان به سوی خرابه روی نهادند و بیرونش آوردند،از تشنگی نزدیک به مردن بود.او را به فسطاط بردند.

برادرش عبد الرحمن بن ابی بکر(3)در لشکر معاویه بود.به خشم آمد،بر جست و عمرو را گفت به خدا سوگند نمی گذارم برادرم را اسیر و دست بسته بکشید.نزد معاویه بن حدیج کس بفرست و او را از کشتن محمد بازدار .عمرو نزد معاویه بن حدیج کس فرستاد که محمد را نزد من بیاور.معاویه گفت:شما پسر عمّ من کنانه بن بشر را می کشید و من از محمد دست بر دارم؟ هرگز.«آیا کفار شما از ایشان نیرومندترند یا در کتابها آمده که در امان هستید(4)»محمد گفت:یک قطره آب به من دهید.معاویه بن حدیج گفت:خداوند همواره مرا لب تشنه دارد، اگر قطره ای آب به تو دهم.شما عثمان را بی گناه تشنه کشتید و خدا او را از شراب گوارای بهشت سیراب کرد و تو را ای پسر ابو بکر تشنه می کشم و خدا تو را حمیم و غسلین بنوشاند.

محمد بن ابی بکر گفت:ای پسر زن یهودی جولاه،این کار به دست تو نیست که در آن جهان به هر کس چه بنوشانند،به دست خداست که دوستانش را سیراب کند و دشمنانش را،یعنی تو را و همانندان تو را و آنان که تو را دوست دارند و آنکه تو دوستش داری،حمیم(5)و غسلین دهد.

به خدا سوگند،اگر شمشیرم در دست من بود،هرگز تا به این حد زبان درازی نمی کردید.

معاویه بن حدیج گفت:می دانی با تو چه خواهم کرد؟تو را در شکم این خر مرده می کنم و آتشش می زنم محمد گفت:اگر با من چنین کنید،تازگی ندارد،بسا با اولیای خدا چنین کرده اید.به خدا سوگند،امید آن دارم که خدا آن آتشی را که مرا از آن می ترسانی بر من سرد و


1- هیچ کس جز به فرمان خدا نمی میرد،مدت مکتوب است.هر کس خواهان ثواب این جهانی باشد به او می دهیم و هر کس خواهان ثواب آن جهانی باشد به او می دهیم و شاکران را پاداش خواهیم داد.آل عمران145/.
2- فسطاط،شهری در مصر در ساحل شرقی نیل.این شهر را عمرو بن العاص در سال 20 هجری که مصر را فتح کرد،بنا نموده بود.(معجم البلدان یاقوت)
3- عبد الرحمن بن ابی بکر،نام مادرش رومان بود.از پدر و مادر برادر عایشه بود.در جنگ بدر در زمرۀ کفار بود که بعدها اسلام آورد.در جنگ جمل در کنار خواهر خود عایشه بود.در سال 55 یا 56 در مکه درگذشت.
4- قمر44
5- حمیم آب جوشان و غسلین چرک و پلیدی است که از شکم اهل جهنم بیرون می آید.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه