ترجمه فارسی الغارات صفحه 91

صفحه 91

کفن اوست.سپس گریستن گرفت.پیامبر(صلی الله علیه و آله)داخل شد و او را گریان دید.پرسید:چه چیز سبب گریه او شده؟گفتند:یا رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)،کسی او را نیازرده ولی اسماء خوابی را که دیده بود برایش نقل کرده و آن خواب برای پیامبر حکایت کردند.گفت:تعبیر چنان نیست که عایشه بیان کرده ابو بکر تندرست بازمی گردد و با اسماء دیدار می کند و اسماء از او بار می گیرد.پسری می آورد که او را محمد می نامد.خداوند آن پسر را خصم کافران و منافقان می گرداند.آن پسر زاده شد و او همان محمد بن ابی بکر بود که در آن روز کشته شد،خدایش بیامرزاد.آری چنان شد که رسول اللّه(صلی الله علیه و آله)خبر داده بود.

و گوید:عمرو بن عاص خبر قتل محمد بن ابی بکر و کنانه بن بشر را به معاویه نوشت:

اما بعد،محمد بن ابی بکر و کنانه بن بشر را با لشکر مصر دیدیم.آنان را به کتاب و سنت دعوت کردیم ولی از حق سر برتافتند و کورکورانه راه ضلالت خویش در پیش گرفتند.پس با ایشان جهاد کردیم.خدا ما را پیروز گردانید و بر سر و پشت آنان زد و اسیر ما گردانید.محمد بن ابی بکر و کنانه بن بشر کشته شدند.سپاس خداوند جهانیان را.و السلام.

رسیدن خبر قتل محمد بن ابی بکر به علی علیه السلام

جندب بن عبد اللّه(1)گوید:به خدا سوگند،نزد علی(علیه السلام)نشسته بودم که عبد اللّه بن قعین جد کعب از جانب محمد بن ابی بکر بیامد و خواست که به فریادش برسند.

محمد بن ابی بکر از سوی علی(علیه السلام)والی مصر بود.علی(علیه السلام)بر خاست و مردم را ندا داد که همگان در مسجد گرد آیند.مردم گرد آمدند و او بر منبر شد،حمد و ثنای خدای به جای آورد و بر محمد(صلی الله علیه و آله)درود فرستاد،سپس گفت:ای مردم،این فریاد محمد بن ابی بکر و برادران شما مردم مصر است که به گوش شما می رسد و می خواهند که به فریادشان رسید،پسر نابغه(2)،آن دشمن خدا و دشمن شما لشکر بر سر آنها برده است.

چنان مباد که گمراهان که به سوی باطل می روند و در راه طاغوت رهسپرند،در باطل و ضلالت خود متحدتر از شما باشند که راهتان راه حق است.

پس برای همدردی و یاری به سوی ایشان بشتابید.ای بندگان خدا نعمتها و خیرات مصر بسی بیشتر از شام است و مردمش بهتر از مردم شام.مباد که در مصر مغلوب شوید.که ماندن مصر در دست شما عزت شما و خواری دشمن شماست.به جرعه بروید-جرعه مکانی است میان کوفه و حیره-تا-اگر خدا خواهد-همگان فردا در آنجا گرد آییم.

علی(علیه السلام)دیگر روز بامداد پگاه خود به سوی جرعه به راه افتاد.تا نیمروز درنگ کرد حتی صد تن هم نیامدند.علی(علیه السلام)بازگردید .شبانگاه اشرافشان را فراخواند آنان در


1- جندب بن عبد اللّه ازدی از اصحاب امیر المؤمنین علی(علیه السلام)است.
2- نابغه نام مادر عمرو بن عاص است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه