- مقدمه 1
- قسمت اول 2
- قسمت دوم 12
- قسمت سوم 21
- قسمت چهارم 30
- قسمت پنجم 41
- قسمت ششم 50
- قسمت هفتم 58
- قسمت هشتم 71
- قسمت نهم 83
- قسمت دهم 95
- قسمت یازدهم 107
- اشاره 117
- سامانه پیامکوتاه 30004569 117
- نویسنده، کتب، ناشر 117
- کتب فارسی 118
- کتب نویسنده 118
- رمان مذهبی 119
- آموزههای دینی 121
- کتب عربی 123
- خرید کتابهای فارسی نویسنده 125
- تلفکس: 700 35 77-0253 125
- نشر وثوق 125
- سامانه پیام کوتاه نشر وثوق 30004657735700 126
- همراه: 39 58 252 0912 126
- منابع 126
چهل قبر آماده میشود . باید همه متفرق شویم، به خانههای خود برویم.251
صدای اذان صبح بلند میشود:
اللّه أکبر ، اللّه أکبر .
مردم مدینه از خواب بیدار میشوند . * * * خلیفه در مسجد نشسته است ، او منتظر است تا پیکر فاطمه(س) را به مسجد بیاورند و او بر آن نماز بخواند .
آرام آرام، مردم خود را برای مراسم تشییع جنازه آماده میکنند .
خبری در میان مردم رد و بدل میشود: «دیشب، علی ، بدن فاطمه را به خاک سپرده است» .
مردم به سوی قبرستان بقیع میروند ، میخواهند قبر فاطمه(س) را زیارت کنند، امّا با چهل قبر تازه روبرو میشوند . به راستی قبر فاطمه(س) کدام است ؟
هیچکس نمیداند ، آیا به راستی فاطمه(س) در این قبرستان دفن شده است ؟ نکند فاطمه(س) در جای دیگری دفن شده باشد ؟
مردم ، همدیگر را سرزنش میکنند و میگویند: «دیدید که چگونه از ثوابِ تشییع جنازه فاطمه محروم شدیم ، ما حتی نمیدانیم که قبر او کجاست» .252
مردم زیادی در بقیع جمع میشوند . آنها با خود فکر میکنند که چرا فاطمه(س) را مخفیانه به خاک سپردند ؟ چرا قبر او نامعلوم است ؟