فریاد مهتاب صفحه 56

صفحه 56

پیامبر لحظاتی فکر کرد و لبخندی بر لب‌های او نشست ، او با این پیشنهاد موافقت کرد .152

پیمان صلح نوشته شد ، سپاهیان اسلام همه خوشحال شدند ، دیگر از جنگ و لشکرکشی خبری نبود ، آری ، سرزمین فدک بدون هیچ‌گونه جنگ و لشکرکشی تسلیم شد .

در این میان جبرئیل فرود آمد و آیه ششم سوره «حشر» نازل شد: «وَ مَآ أَفَآءَ اللَّه...: آن غنائمی که در به دست آوردن آن ، لشکر کشی نکرده‌اید، مالِ پیامبر است».

خدا فدک را به پیامبر بخشید ، فدک ، مالِ پیامبر شد . این حکم قرآن بود و هیچ‌کس با آن مخالف نبود و همه با دل و جان ، حکم خدا را قبول کردند .153

خدا دوست داشت به پیامبر خود که در راه او این همه تلاش کرده است هدیه‌ای بدهد .

پیامبر شخصی را در فدک به عنوان کارگزار خود قرار داد و به سوی مدینه بازگشت .

پیامبر ، دلش برای دخترش ، فاطمه(س) خیلی تنگ شده بود ، برای همین اوّل به خانه فاطمه(س) رفت .154

وقتی پیامبر وارد خانه شد دید که اُم اَیمَن به دیدن فاطمه(س) آمده است .

اُم اَیمَن ، یکی از زنانی بود که به خاندان پیامبر علاقه زیادی داشت ، شوهر او یکی از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود .155

فاطمه(س) ، حسن و حسین(ع) در کنار پیامبر نشستند ، پیامبر به عزیزان دل خود نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد . آری ، دلخوشی پیامبر در این دنیا ، فقط اهل این خانه بود .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه