- مقدمه 1
- قسمت اول 2
- قسمت دوم 12
- قسمت سوم 21
- قسمت چهارم 30
- قسمت پنجم 41
- قسمت ششم 50
- قسمت هفتم 58
- قسمت هشتم 71
- قسمت نهم 83
- قسمت دهم 95
- قسمت یازدهم 107
- اشاره 117
- سامانه پیامکوتاه 30004569 117
- نویسنده، کتب، ناشر 117
- کتب فارسی 118
- کتب نویسنده 118
- رمان مذهبی 119
- آموزههای دینی 121
- کتب عربی 123
- تلفکس: 700 35 77-0253 125
- خرید کتابهای فارسی نویسنده 125
- نشر وثوق 125
- سامانه پیام کوتاه نشر وثوق 30004657735700 126
- همراه: 39 58 252 0912 126
- منابع 126
اُم اَیمَن رو به ابوبکر میکند و میگوید:
ــ ای ابوبکر ، من از تو سؤلی دارم .
ــ چه سؤلی ؟
ــ بگو بدانم آیا شنیدهای که پیامبر فرمود: «اُم اَیمَن ، زنی از زنان بهشت است» ؟161
ــ آری ، شنیدهام .
ــ اگر قبول داری که من از اهل بهشتم ، اکنون ، شهادت میدهم که پیامبر فدک را به فاطمه(س) بخشید .162
علی(ع) هم شهادت میدهد که پیامبر فدک را به فاطمه(س) داده است .
ابوبکر به فکر فرو میرود ، او دیگر چارهای ندارد جز اینکه فدک را به فاطمه برگرد(س)اند .
فاطمه(س) از ابوبکر میخواهد تا سندی به او دهد که همه بدانند فدک از آنِ اوست . ابوبکر کاغذی را میطلبد و در آن مینویسد که فدک از آن فاطمه است .(س)163
ابوبکر سند فدک را به فاطمه(س) میدهد ، در همین لحظه ، عُمَر از راه میرسد . او میبیند که ابوبکر کاغذی را به دست فاطمه(س) داده است . او از جریان خبر ندارد ، برای همین رو به ابوبکر میکند و میپرسد: