خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 131

صفحه 131

است: « از عمران بن حصین، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم لشکری فرستاد و علی بن ابیطالب را فرمانده آن کرد. علی با لشکر حرکت کرد و کنیزی برگرفت، از این کارش ناخشنودی کردند، چهار نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با یکدیگر هم پیمان شدند و گفتند اگر رسول خدا را دیدیم، از کاری که علی کرد او را خبر می دهیم. مسلمانان وقتی از سفری بازمی گشتند با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آغاز کرده بر ایشان سلام می کردند، سپس به خانه هایشان می رفتند. هنگامی که لشکر بازگشت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم سلام کردند. یکی ا زچهار نفر ایستاد و گفت:

ای رسول خدا، آیا نمی بینی علی بن ابیطالب چنین و چنان کرد؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از او روی گردانید. سپس دومی ایستاد و همان سخن را گفت، از او روی گردانید. سپس سومی به پاخاست و مانند او سخن گفت، از او روی گردانید. سپس چهارمی ایستاد و کلام آنان را، گفت.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به سوی آنان آمد. در حالی که خشم در چهره اش دیده می شد، فرمود: از علی چه می خواهید! از علی چه می خواهید! از علی چه می خواهید! علی از من است و من از علی هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است. ترمذی آن را نقل کرد.(1)

منابع شرح حال ابن اثیر

در مورد شرح حال ابن اثیر مؤلف جامع الاصول بنگرید:

الکامل فی التاریخ: 12/120؛ وفیات الاعیان: 4/141؛ المختصر فی اخبار البشر: 3/118؛ العبر فی خبر من غبر: 5/19؛ معجم الأباء: 6/238؛ طبقات السبکی: 5/153؛ بغیه الوعاه: 2/274.

شرح حال او را از این منابع و دیگر کتاب ها در مجلد حدیث طیر آوردیم.

(27) روایت أبوالقاسم رافعی

امام الدین أبوالقاسم عبدالکریم بن محمد رافعی قزوینی، آن را روایت کرد، همانگونه که در برخی کتاب ها مانند کنزالعمال، مفتاح النجا، معارج العلی و القول المستحسن آمده است. متقی هندی گوید:

«ای علی _ از خداوند پنج چیز برای تو درخواست کردم، یکی را از من بازداشت و چهار تا را به من عطا فرمود. از خداوند خواستم که امتم را گرد تو جمع نماید، آن را از من دریغ کرد. امّا


1- جامع الاصول: 8/652 شماره 6492.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه