خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 158

صفحه 158

(45) روایت شامی صاحب سیره

محمدبن یوسف صالحی شامی حدیث را در سیره اش روایت کرده و گوید:«امام احمد، بخاری، اسماعیلی و نسائی از بریده بن حصیب روایت کرده اند که گفت: اسیرانی به دست آوردیم. خالد به رسول خدا نوشت: کسی برایمان بفرست که خمس آن را جدا کند. در میان اسیران، کنیزی از بهترین اسیران بود. رسول خدا علی را به سوی خالد فرستاد تا خمس را از او دریافت کند، و در روایتی است که برای تقسیم غنیمت ها. علی آن ها را دریافت کرد و خمس را جدا نمود و تقسیم کرد، آنگاه کنیزی را برگزید. صبح کرد در حالی که شب غسل نموده بود. من علی را دشمن می داشتم و هیچ کسی را آنچنان دشمن نمی داشتم، و مردی از قریش را دوست داشتم تنها برای این که علی را دشمن می داشت. به خالد گفتم: آیا این کارها را نمی بینی؟ و در روایتی: گفتم ای ابوالحسن! این چیست؟ گفت: آیا نمی بینی که کنیز در خمس قرار گرفت، سپس در خاندان محمد در آمد سپس در خاندان علی؟ پس با او در آمیختم.

هنگامی که خدمت رسول خدا رسیدیم، جریان را بر ایشان بازگو کردم و در روایتی: خالد آن را برای رسول خدا نوشت. گفتم: مرا بفرست. مرا فرستاد. در حالی که نامه را می خواند، می گفتم: راست می گوید. ناگهان پیامبر در حالی که چهره اش سرخ شده بود، فرمود: هر کسی من ولیّ او هستم، علی ولیّ اوست. سپس فرمود: ای بریده! آیا علی را دشمن می داری؟ گفتم: آری. فرمود: او را دشمن مدار، که در خمس برایش بیش از آن است.

و در روایتی است: سوگند به کسی که جانم در دست اوست، سهم خاندان علی در خمس برتر از یک کنیز است. و اگر او را دوست می داشتی بیشتر دوستش بدار.

و در روایتی دیگر است: علی را دشنام مده که او از من است و من از او هستم، و او ولیّ شماست بعد از من.

بریده گفت: از آن پس، کسی از مردم را به اندازه علی دوست نداشتم.»(1)

شرح حال صالحی شامی

محمدبن یوسف صالحی شامی از دانشمندان پژوهشگر مورد اعتماد مشهور اهل سنت است.

1_ شعرانی گوید: «از جمله آنان برادر صالح دانشمند، پارسا و در آویخته به سنت محمدی،


1- سبل الهدی والرشاد فی سیره خیرالعباد: 6/235_236
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه