خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 280

صفحه 280

در خدمت هولاکو درآمد، او را گرامی داشت و به قضاوت شام منصوب کرد، و خلعتی زرین و سیاه بر او پوشانید. هنگامی که ظاهرشاه به حکومت رسید، او را به مصر تبعید و ملزم کرد همانجا بماند. چهاردهم رجب در مصر درگذشت.(1)

نیز بنگرید: مرآه الجنان: 4/169؛ النجوم الزاهره: 7/230؛ البدایه و النهایه: 13/257؛ شذرات الذهب: 5/325.

(70) روایت ابن منظور افریقی

جمال الدین أبوالفضل مجمدبن مکرم بن علی انصاری افریقی مصری، متوفای سال 711 حدیث ولایت را در مختصر تاریخ دمشق چنین روایت کرده است:

1) بریده گفت: «با علی به جنگی به یمن رفتم و از او یک ناسازگاری دیدم. خدمت رسول خدا رسیدم. از علی یاد کردم و از او بدگویی کردم. دیدم چهره رسول خدا دگرگون می شود. فرمود: ای بریده، آیا من از جان مؤمنان سزاوارتر نیستم؟ عرض کردم: آری، ای رسول خدا. فرمود: هر کس من مولایش باشم، پس علی مولای اوست.»

2) بریده گفت: رسول خدا فرمود: «علی بن ابیطالب مولاست بر هر کسی که من مولایش هستم.»

3) بریده گفت: رسول خدا فرمود: «علی بن ابیطالب مولای هر مرد و زن مؤمن است، او ولیّ شما بعد از من است.»

4) بریده گفت: «رسول خدا دو گروه به یمن فرستاد: یکی به فرماندهی علی بن ابیطالب، و دیگری خالد بن ولید. و فرمود: اگر به هم پیوستید علی فرمانده لشکر است و اگر از هم جدا شدید، هر یک از شما جداگانه بر لشکر خود.

در یمن با بنی زبید برخوردیم، با آنان جنگیدیم و مسلمانان بر کافران پیروز شدند. جنگجویان کشته و زنان و کودکان به اسارت گرفته شدند، علی از غنیمت ها کنیزی برگزید. خالد نامه ای نوشت و از علی بدگویی کرد و همراه من فرستاد و فرمانم داد که او را بد گویم.

هنگامی که خدمت رسول خدا رسیدم، ناخشنودی را در چهره اش دیدم. گفتم: ای رسول خدا! جایگاه پناهنده است. مرا با شخصی فرستادی و فرمانم به اطاعت از او دادی، به منظوری که مرا


1- العبر فی خبر من غبر: 3/318، وفیات: 668.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه