خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 302

صفحه 302

در کتاب آخری چنین امده است: «او استاد، امام، دانشمند، علامه، محدّث، فقیه، شیخ الاسلام، داناترین دانشمندان برجسته، پرچمدار دانش و عمل میان استادان گرامی، نخستین کسی است که علم حدیث را در هند گسترش داد، هم با تألیف و هم با تدریس...»

(85) روایت عصامی

عبدالملک بن حسین مکّی، متوفای 1111 این حدیث را در شمار فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده و چنین گوید:

«حدیث سی و ششم:

از براءبن عازب که گفت: در سفری خدمت پیامبر بودیم. در غدیرخم فرود آمدیم، در میان ما برای نماز جماعت آواز داده شد، برای رسول خدا زیر درختی آماده شد. حضرتش نماز را برپا داشت و دست علی را گرفت و فرمود: آیا نمی دانید که من نسبت به مؤمنان از جانشان برتر هستم؟ گفتند: آری.

فرمود: هر کس من مولایش هستم، علی مولای اوست. پروردگارا یاری نما هر کس او را یاری نماید و دشمن بدار هر کس او را دشمن دارد، و پیروزی دِه هر کس او را پیروزی ده، و سرافکنده فرما هر کس او را یاری نکند و به هر سو که او چرخید، حق را با او بچرخان.»

احمد بر این روایت در المناقب افزوده است: «ودوست بدار هر کس که او را دوست داشت، و دشمن بدار هر کس او را دشمن داشت.»

این حدیث را بیش از هیجده صحابی روایت کرده اند.

پس از این جریان، عمربن خطاب با علی بن ابیطالب روبرو شد، به او گفت: گوارایت باد ای فرزند ابوطالب، که در هر حال، مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.

از سالم نقل است که به عمر گفته شد: نسبت به علی به گونه ای رفتار می کنی که نمی بینیم نسبت به دیگری اصحاب رسول خدا رفتار نمایی. گفت: او مولای من است.

از عمر نقل شده است هنگامی که دو عرب روستایی در نزاعی نزد او آمدند، به علی گفت: میانشان قضاوت کن ای ابوالحسن. علی میان آن دو قضاوت فرمود. یکی از آن دو گفت: این میان ما قضاوت کند؟ عمر به طرف او جست و گریبانش را گرفت و گفت: وای بر تو، آیا می دانی این کیست؟ این مولای من و مولای هر مؤمن است، و هر کس که او مولایش نباشد، مؤمن نیست.

و از او نقل است که مردی در مسأله ای با او منازعه کرد، به او گفت: این که نشسته است میان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه