خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 303

صفحه 303

من و تو حَکَم باشد - و به علی بن ابیطالب اشاره کرد - آن مرد گفت: این شکم بزرگ؟ عمر از جایش بلند شد، گریبان او را گرفت، از زمین بلند کرد و به زمین زد و گفت: آیا می دانی چه کسی را کوچک دانستی؟ او مولای من و مولای هر مؤمن یا مسلمان است. ابن السمّان آنها را نقل کرد.

عصامی گوید: غدیرخم جایی میان مکه و مدینه در جُحفه و یا نزدیک آن است، درسمت راست کسی که به مدینه می رود.

حدیث سی و هفتم:

از عمران بن حصین که گفت: رسول خدا لشکری به فرماندهی علی فرستاد. علی با لشکر حرکت کرد و کنیزی برگرفت. این کار او را ناخوشایند دانستند. چهار نفر از اصحاب پیامبر با هم پیمان بستند و گفتند: هنگامی که رسول خدا را دیدیم، او را از کار علی آگاه می کنیم.

مسلمانان که از سفری بازمی گشتند، نخست خدمت رسول خدا می رسیدند، بر ایشان سلام می کردند، سپس به خانه خود می رفتند.

لشکر که بازگشت، بر رسول خدا سلام کردند، یکی از چهار نفر به پاخاست و گفت: ای رسول خدا آیا نمی بینی علی چنین و چنان کرد؟ حضرت از روی گردانید. سپس دومی بلند شد و همان را گفت و از او روی گردانید، سپس نفر سوم ایستاد و همان گونه سخن گفت. از او روی برگردانید. سپس چهارمی بلند شد و سه مرتبه سخن را تکرار کرد. رسول خدا در حالی که خشم در چهره اش دیده می شد به سوی او آمد و فرمود:

از علی چه می خواهید؟ علی از من است و من از او هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است.

ترمذی، ابوحاتم و احمد آن را نقل کردند.

حدیث سی و هشتم:

از بریده بن حصیب که گفت: رسول خدا لشکری فرستاد و مردی را فرمانده آن قرار داد و من در آن لشکر بودم، اسیرانی به دست آوردیم. آن مرد به رسول خدا نوشت: کسی را برایمان بفرست که خمس آن را جدا کند. علی را فرستاد. در میان اسیران، کنیزی از بهترین کنیزان بود. خمس را جدا کرد و تقسیم نمود. بیرون آمد در حالی که قطرات آب از سرش سرازیر بود. گفتیم: ای ابوالحسن این چیست؟ گفت: مگر کنیزی که در میان اسیران بود، ندیدید؟ من تقسیم و تخمیس کردم، او در میان خمس قرار گرفت، سپس از آنِ خاندان پیامبر قرار گرفت، سپس از خاندان علی شد، با او در آمیختم.

آن مرد جریان را برای پیامبر نوشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه