خلاصه عبقات الانوار: حدیث ولایت صفحه 393

صفحه 393

و فرمود: من دو یادگار گران سنگ در میان شما بجا می گذارم: کتاب و درباره اش فرمود: منم شهر علم و علی در آنِ است.»(1)

گویم

می بینید که عمروبن عاص بعد از حدیث ولایت می گوید: «و این سخن را بر من و بر تو و بر نزدیکانش تاکید فرمود». پوشیده نیست که جز «فرمانروایی» و «حکومت کردن» را خواستار نیست، چون کلمه «ولایت» وقتی با حرف «عَلی» متعدّی می شود، اختصاص به «فرمانروایی» می یابد. به کتاب های لغت ذیل کلمه «الولی» مراجعه کنید. مثلا در «الصحاح» آمده است: الوَلْیْ: نزدیک بودن و نزدیک شدن... و می گوئید: «فلان ولی و ولی علیه» همانگونه که گفته می شود: ساس و سیس علیه.

هم چنین کلام عمروبن عاص از چند وجه، بیانگر ولایت داشتن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام است.

بنابراین اگر ولایت حضرتش بر عمرو اثبات شود، بر دیگر افراد امت هم اثبات می شود، چون تمایزی در بین نیست و هم چنین اگر این ولایت بر معاویه اثبات گردد. بعلاوه گوید: «و بر تمام مسلمانان» که نصّ صریحی بر این موضوع است.

و سپاس از آنِ خداوند است که حق را آشکار و روشن ساخت.

(9) استدلال به کلام منسوب به حسن مثنی که بدان رضایت داده اند.

سخنی در رد استدلال شیعه بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام به حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام نسبت داده و آن را در کتاب هایشان نقل می کنند و بدان دل خوش کرده و استناد می نمایند، غافل از این که خودش نصی است به دلالت حدیث ولایت بر امامت و خلافت، با دلالت کامل و روشن!

یکی کسانی که سخن حسن مثنی را آورده، نیکویش دانسته و پسندیده، محب الدین أبوالعباس طبری مکی است که چنین گوید:

«حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب نیکو می گوید که به بعضی از رافضی ها گفته است:


1- مناقب امیرالمؤمنین نوشته خوارزمی: 129-130
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه