خوارج از دیدگاه نهج‌البلاغه‌ صفحه 100

صفحه 100

خاطره صفين را به ياد آوريد

اشاره

خوارج ديدند نگاههاي آن حضرت عميقتر شد و زبان ستايش به سخن گفتن بازشد و چنين گفت:

اكلكم شهد معنا صفين؟ فقالوا: منا من شهد و منا من لم يشهد.

قال: فامتازوا فرقتين فليكن من شهد صفين فرقه و من لم يشهدها فرقه حتي اكلم كلا منكم بكلامه. و نادي الناس، فقال: امسكوا عن الكلام و انصتوا لقولي، و اقبلوا بافئدتكم الي فمن نشدناه شههاده فليقل بعلمه فيها.

آيا تمامي شما در صفين حاضر بوديد؟ گفتند: گروهي از ما بوده‌اند و گروهي نبوده‌اند. فرمود: بنابراين به دو گروه تقسيم شويد آنان كه در صفين بودند در يك طرف و آنان كه نبودند در طرف ديگر قرار بگيريد. تا با هر گروه در حد خود سخن بگويم، سپس براي آنكه سخنانش را بهتر درك كنند فرياد زد از سخن گفتن و همهمه كردن دوري كنيد و با دقت به سخنانم گوش فرادهيد و دلهايتان را متوجه من سازيد، از هر كس گواهي خواستم نسبت به هر چه اطلاع دارد گواهي بدهد. [71] آنگاه توجهي به همه آنها كرد و فرمود زعيم و پيشواي شما كيست؟ گفتند: ابن الكواء اين مرد كه نامش عبدالله است، امام جماعت خوارج محسوب مي‌گردد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه