خوارج از دیدگاه نهج‌البلاغه‌ صفحه 145

صفحه 145

دسته از آيات روشن مي‌گردد زيرا دسته اول مربوط به علم غيب ذاتي است و دسته دوم و سوم به علم غيب كسبي مربوط مي‌شود، آن آيات كه مي‌گويد علم غيب مخصوص خدا است و يا پيامبران مي‌گويند ما آگاه به غيب نيستيم منظور از آنها اين است كه علم غيب اصلي مخصوص خداوند است.

و معناي آن آيات كه مي‌گويند: خداوند هر كه را بخواهد از غيب آگاه مي‌كند و يا پيامبران يا احيانا غير پيغمبران نيز ادعاي علم غيب مي‌كنند اين است كه: پس از اخبار خدا ديگران نيز از غيب آگاه مي‌شوند و مي‌توانند از غيب خبر بدهند نتيجه اينكه علم غيب ذاتا مخصوص خداوند است و اما علم غيب كسبي را برخي از انسانهاي پاك نظير پيامبران و امامان پس از اخبار خداوند مي‌دانند.

البته اين نوع علم غيب مراتبي دارد كه هر انسان پسنديده‌ي خداوند مرتبه و درجه‌اي از آن را طبق شايستگي و صلاحيت خودش دارا مي‌باشد.

علم غيب از ديدگاه روايات

از بررسي روايات معتبر اسلامي نيز همان مطلبي كه آيات به آن دلالت دارند به دست مي‌آيد يعني پيامبر و ائمه هدي علم غيب ذاتي ندارند و علم غيب آنها كسبي و از ناحيه خداوند است. در مجمع‌البيان در تفسير آيه‌ي «لله غيب السموات و الارض» [108] يعني علم غيب آسمانها و زمين مخصوص خداوند است مي‌گويد: بعضي از افراد به گروه شيعه تهمت زده و گفته‌اند با اينكه اين آيه دلالت دارد كه علم غيب در انحصار خداوند است شيعه مي‌گويد: امامان (ع) علم غيب مي‌دانند و حال آنكه ما كسي را از شيعه سراغ نداريم كه داشتن علم غيب را براي غير خدا ممكن بداند، زيرا دانستن غيب مخصوص كسي است كه ذاتا همه معلومات را بداند و كسي كه داراي اين وصف است منحصرا خدا است و هيچكس در اين وصف با آن ذات مقدس شركت ندارد و هر كس كه معتقد باشد كه غير خدا با خداوند در اين صفت شركت دارد از ملت اسلام خارج است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه